‏نمایش پست‌ها با برچسب عمومی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عمومی. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۷

مهری جعفری و مدرسه فمینیستی

مصاحبه ای با مهری جعفری را اینجا بخوانید



در حوزه حقوق تنها کاری که از دستم بر می آید این است که به زنان مشاوره رایگان می دهم و کار دیگری که انجام میدهم این است که هیچ پرونده ای را که علیه زن باشد در سیستم قضایی، (کاری هم به قضاوت در مورد مسائل دو طرف ندارم) نمی پذیرم؛ صرف اینکه این پرونده موردی است علیه یک زن، که از حقوق مساوی با یک مرد برخوردار نیست اصلا وارد قضاوت در این مورد نمی شوم. در واقع به این دلیل که زن از حقوق مساوی با یک مرد در دفاع از خودش برخوردار نیست چنين پرونده‌اي را نمی پذیرم حتي اگر از نظر مالي خيلي به نفعم باشد. از طرف دیگر سعی می کنم پرونده هایی را که خانم ها در آن مستاصل هستند با قیمت ارزان یا با مشاوره رایگان انجام دهم. در هر سه حوزه من با مبارزه پیش می روم برای اینکه با سیستمی مواجه هستیم که راه را بر ما زن ها سخت و ناهموار می کند. راه زنی را که می خواهد پیشرفت کند...............



سه‌شنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۷

نکوداشت راهنمایان پیشکسوت علم کوه


در روز پنج شنبه 18/7/87 ، نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران در شهر کلاردشت برگزار خواهد شد . در این نشست ، نکوداشت راهنمایان منطقه علم کوه، آقایان صفر نقوی و علی محمد فرضی ، و فرزندان ایشان رسول نقوی و علیدوست فرضی که چندین دهه به شکلی پیوسته به راهنمایی کوه نوردانی که به منطقه ی علم کوه می روند پرداخته وخدمات بی شماری به جامعه ی کوه نوردی ایران داشته اند ، برگزار خواهد شد .

خانواده های نقوی و فرضی ، گذشته از این که به عنوان راهنمای منطقه ی علم کوه به هزاران کوه نورد ایرانی و خارجی خدمت کرده و خود ، کوه نوردی های بی شمار در ایران و خارج از ایران داشته اند ، خدمت درخور توجهی نیز به محیط کوهستان علم کوه داشته و بسیار کارها در اشاعه ی فرهنگ دوستی با کوه ، حفظ پاکیزگی و جلوگیری از تخریب کوهستان داشته اند .

در این نشست همچنین محمد تاجران کوه نورد ایرانی که ماه ها است با شعار « به درختان نیاز داریم » با دوچرخه در حال سفر به دور دنیا است ، حضور خواهد داشت و گزارشی از کار خود خواهد داد .

از اعضای گروه ها و باشگاه های کوه نوردی و دیگر کوه نوردان دعوت می کنیم در این نشست شرکت نمایند. در روز جمعه نیز یک برنامه کوه پیمایی و پاکسازی رودخانه سردآبرود اجرا خواهد شد.

کسانی که مایلند با اتوبوس به منطقه بیایند، لطفا تا روز سه شنبه 16مهرماه، از ساعت 10صبح تا 6 بعد از ظهر با دفتر انجمن (تلفن:66712243) تماس بگیرند و ثبت نام کنند.

زمان: پنج شنبه 18 مهرماه 1387 از ساعت:18 تا 21

مکان: کلاردشت ، میدان حسن کیف ، سالن اجتماعات آموزش و پرورش

شنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۷

راهنمایان علم کوه

به مناسبت مراسم نکوداشت راهنمایان علم کوه (18 و 19 مهر 87)


بار دگر از پس مه و سال

دربین نشاط و اشک و اندوه

چشمم به جمال آشنا خورد

بوسیدم دامن علم کوه

جلیل کتیبه ای


صفرعلی نقوی

نام « مش صفر» ، برای کوه نوردان ایرانی و خارجی که به منطقه ی علم کوه آمده و مهمان او شده اند ، یادآور تمامی صفات ممتازی است که مهمان نوازی ایرانی را تداعی می کند . خوش مشربی و روی باز او ، در مدت نیم قرن در ِ خانه اش را به روی راهیان علم کوه باز نگه داشته و این خانه را به خاطره ی جمعی و میراث معنوی کوه نوردی ایران بدل ساخته است .

صفر نقوی به سال 1300 در رودبارک کلاردشت به دنیا آمده است . او در آن منطقه به کار زغال سازی و کشا ورزی مشغول بود و از سال 1338 با کوه نوردی آشنا شد . مش صفر ، کوه نوردان ایرانی و خارجی را در خانه می پذیرفت و خدماتی مانند تهیه ی قاطر برای حمل بار و راهنمایی را بر عهده می گرفت . درعین حال ، تمام قله های بلند منطقه ، و بعدها کوه های دیگری مانند دماوند و الوند را نیز صعود کرد . او نخستین فرد ایرانی است که با عنوان رسمی « راهنما » از سوی فدراسیون کوه نوردی مشغول به کار شد . پیوستگی فعالیت او در این زمینه ، سبب شده که افرادی از چند نسل کوه نورد را بشناسد و دفترهای یادبود ، عکس ها و پرچم ها و دیگر یادمان هایی که فراهم آورده به مجموعه ی باارزشی بدل شود که نشانگر بخش مهمی از سرمایه ی اجتماعی کلاردشت و کوه نوردی ایران است .

صفر ، در ساخت پناهگاه اولیه ی سرچال به سال 1342 ، و ساخت پناهگاه جدید در سال 1352 مشارکت موثر داشته است . او هم اکنون کارمند بازنشسته ی سازمان تربیت بدنی ، و همچنان مهماندار مهربان کوه نوردان است .

علی محمد فرضی

علی محمد فرضی ، در سال 1311 در رودبارک به دنیا آمد . او دومین فردی محلی است که طی مدتی نزدیک به نیم قرن ، پیوسته راهنما و همراه و پذیرای کوه نوردان ایرانی و خارجی عازم علم کوه بوده است . او به کار سنگ تراشی و حمل زغال از اکاپل به رودبارک مشغول بود که با کوه نوردی آشنا شد . خود او ( در گفتگویی که در مجله ی کوه 32 آمده ) می گوید : « در سال 40 یا 41 در اکاپل سر کوره ی زغال بودم . دو نفر با اسکی از حصارچال آمدند ( یکی از آن ها را یادم هست که آقای حسین رضایی بود ) و چون برای حمل بارهایشان تا رودبارک ، قاطر می خواستند ، من هم دو قاطر به آنان دادم . بعد از چندی دوباره برگشتند ، و من هم بعد از آن بود که توی این کار افتادم » .

در سال 1343 همراه هاری رست و امیرعلایی که نخستین مسیر را روی دیواره ی علم کوه باز کردند ، بود و تا پای دیواره رفت . در برنامه ی نخستین صعود زمستانی تخت سلیمان ( به سرپرستی بهمن شهوندی ) در سال 1347 که صفر نقوی راهنمای گروه بود ، علی محمد از دیگر همراهان محلی تیم بود . در سال 1348 در ساخت پناهگاه علم چال مشارکت داشت . در زمستان همین سال ، همراه گروهی بود که قصد صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها را داشتند ؛ او یکی ا ز تلخ ترین خاطره های خود را مربوط به این برنامه که در آن نجاح و فرزین نیا طعمه ی بهمن شدند، می داند . در زمستان 1349 همراه تیمی بود که برای صعود گرده ی آلمانی ها تلاش کرد . در سال 51 ، فدراسیون به او حکم رسمی راهنمای کوهستان داد . در سال 52 در برنامه ی صعود زمستانی دماوند ( انتخابی صعود مانسلو ) ، در سال 61 در صعود زمستانی هرم داغ ، و در سال های 62 ، 63 ، 64 ، 65 ، و 68 در فعالیت های زمستانی که برای صعود گرده و دیواره ی علم کوه انجام شد ، شرکت داشت . در یکی از این برنامه ها ( زمستان 68 ) در منطقه ی کنگلک گرفتار بهمن شد و فقط واکنش سریع رسول نقوی که توانست نقطه ی مدفون شدن او را تشخیص دهد ، وی را از مرگ نجات داد . او در دهه ی 60 همچنین در ساخت جان پناه های سیاه سنگ ، خرسان ، 5000 متری دماوند و پناهگاه دوم علم چال شرکت داشته است .

علی محمد ، گذشته از صعودهای پرشمار به قله های منطقه ی علم کوه ، قله های سبلان ، سهند ، هزار ، الوند ، توچال ، و بسیاری از قله های دیگر را در ایران ، و قله های آرارات و البروس را در خارج از کشور صعود کرده است .

رسول نقوی

رسول نقوی ، فرزند صفرعلی نقوی در 11 بهمن سال 1330 در رودبارک به دنیا آمده است . از نوجوانی به همراه پدر به کوهستان رفت و به تدریج کوه نوردی تمامی زندگی او را به خود اختصاص داد . او همچون پدر خویش پیوسته با خوش رویی پذیرا وهمراه کوه نوردان بوده و به جز صعودهای بی شمار در منطقه ی علم کوه ، در دیگر نقاط کشور هم کوه نوردی کرده است . همچنین با حضور در اردوهای متعدد تیم های ملی کوه نوردی توانست در چند برنامه ی بزرگ خارج از کشور هم شرکت کند .

از میان کارهای کوه نوردی مهم او می توان به این چند مورد اشاره کرد : شرکت در برنامه ی صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها به سرپرستی صادق آقاجانی (1363) ، صعود زمستانی قله ی علم کوه از مسیر سیاه سنگ (1364) ، صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها (1367) ، شرکت در برنامه ی صعود زمستانی دیواره ی علم کوه به سرپرستی آقاجانی (1368) ، صعود به قله ی شاه داغ در کشور آذربایجان (1371) ، صعود به قله ی کمونیسم (1374) ، صعود به قله ی گاشربروم 2 (1376) ، شرکت در برنامه ی صعود اورست و صعود تا قله ی جنوبی (1377) ، شرکت در اردوی زمستانی فدراسیون کوه نوردی در علم کوه (1380) صعود به آرارات (1386) .

رسول ، در بیشتر حادثه هایی که برای صعودکنندگان علم کوه پیش آمده ، به عنوان جستجوگر و امدادگر شرکت داشته است . فعالیت بسیار با ارزش دیگر او کمک به حفاظت منطقه ی علم کوه و تلاش برای پاک سازی این کوهستان بوده است ؛ به طوری که می توان گفت کار او و علیدوست فرضی ، نقش در خور توجهی در ارتقای فرهنگ زیست محیطی کوه نوردانی که به آن منطقه می روند ، و در منطقه ی کلاردشت داشته است .

علیدوست فرضی

علیدوست فرضی ، فرزند علیمحمد فرضی راهنمای پیش کسوت علم کوه ، و متولد 1334 است . او از سال 1347 همراه پدر خود به کوه رفته است . از فعالیت های او در دوره ی نوجوانی ، کمک در ساخت پناهگاه علم چال در سال 1348 است . از سال 1357 که کلنگ احداث قرارگاه کوه نوردی رودبارک زده شد ، طی حکمی از سوی مهندس نوروزی قائم مقام فدراسیون کوه نوردی ، به عنوان نماینده ی فدراسیون با شرکت پیمانکار شروع به کار کرد . از سال 1363 با افتتاح این قرارگاه ، در مقام مسوول قرارگاه ( وکارمند سازمان تربیت بدنی ) مشغول خدمت به جامعه ی کوه نوردی بوده و با خوش خلقی و بردباری کم مانند پذیرای گروه های بی شمار کوه نورد بوده است . علیدوست ، در دهه ی 60 ، در ساخت جان پناه های سیاه سنگ وخرسان ( در علم کوه ) ، شمالی دماوند ، هرم داغ و کسره داغ وغربی سبلان مشارکت داشته است . همچنین در ساخت پناهگاه دوم علم چال که در سال 1365 افتتاح شد ، و در پی گیری دریافت زمین قرارگاه ونداربن همکاری داشته است .

از فعالیت های در خور توجه او ، برنامه ریزی جهت پاک سازی مناطق سرچال ، علم چال ، و حصارچال بوده است ؛ علیدوست از سال 1374 علاوه بر گفتگوهای بی شمار رودررو با کوه نوردان و تشویق آنان به حفظ محیط زیست و بازگرداندن زباله ها به پایین ، با همکاری قاطرداران محلی اقدام به جمع آوری زباله ها و دیگر مواد رها شده کرده است .

همکاری با تیم های کوه نوردی و افراد دیگری که در منطقه دچار حادثه شده اند ، آماده سازی راه مال روی بریر به سرچال از جبهه ی جنوبی دره ( به جای راه قدیمی شمالی که برای عبور قاطرها دشوار بود ) در سال های اخیر، و هدایت آب یک چشمه در منطقه ی کنگلک ( نیمه ی راه بریر – سرچال ) به طرف مسیر و ایجاد آب خوری ، از دیگر فعالیت هایی بوده است که علیدوست فرضی در خدمت به کوه نوردان کرده است .

علیدوست فرضی ، علاوه بر قله های منطقه ی علم کوه ، دماوند ، سبلان، سهند ، هزار ، تفتان ، زردکوه ، الوند ، و بسیاری از دیگر کوه های داخلی ، قله های شاه داغ آذربایجان و آرارات ترکیه را نیز صعود کرده است . او عضو هیات موسس گروه کوه نوردی کالاهو ، و در حال حاضر رییس هیات کوه نوردی کلاردشت است .

از ای میل دریافتی از عباس محمدی

جمعه، مهر ۱۲، ۱۳۸۷

مهندس نوروزی درگذشت


ابوالقاسم نوروزی متولد سال 1297 بود . او که دانش آموخته ی « هنر سرای عالی » و نامش بیش از نیم قرن با عنوان « مهندس نوروزی » در محافل کوه نوردی ایران به ویژه در فدراسیون کوه نوردی ، بر همگان شناخته بود ، در روز 8/7/87 چشم از جهان فرو بست .


نوروزی ، در سال 1325 جزو گروهی از پیشتازان کوه نوردی جدید ایران ( گیلان پور ، دکتر گل گلاب ، و ... ) بود که نخستین پناهگاه کوه نوردی کشور را در دامنه ی جنوبی توچال ، در محلی به نام اسپید کمر ساختند . داود محمدی فر ، در فرهنگ کوه نوردی و غارنوردی ایران می نویسد که نوروزی در سال 1328 نخستین صعود ایرانی به تفتان را انجام داد [ تفتان ، قطعا صعودهای محلی دیرینه تر که دام داران یا زایران انجام داده باشند ، دارد ] . در همان کتاب آمده است که در سال 1329 نوروزی نایب رییس فدراسیون کوه نوردی می شود [ محمدی فر و ابراهیمی ، در کتاب تاریخ کوه نوردی ایران نام نوروزی را جزو « هیات مدیره » ی دومین دوره ی فدراسیون کوه نوردی که از 10/12/1328 تا 16/7/1332 با ریاست تیمسارمزینی اداره شد ، نیاورده اند ] . مطابق تاریخ کوه نوردی ایران ، نوروزی در دوره ی ریاست عبدالباقی یحیایی بر فدراسیون ، یعنی در فاصله ی 16/7/32 تا 6/8/34 معاون فدراسیون ؛ در فاصله ی اسفند 1340 تا اسفند 46 در دوره ی ریاست حسین رفعتی افشار ، نایب رییس فدراسیون کوه نوردی ؛ از اسفند 46 تا 4/8/47 در دوره ی ریاست تیمسار مولوی ، عضو هیات رییسه ی فدراسیون ؛ از 4/8/47 تا دی ماه 49 در دوره ی ریاست تیمسار لاریجانی ، نایب رییس فدراسیون ؛ از دی 49 تا اسفند 50 رییس فدراسیون ؛ از مهر 51 تا اسفند 56 در دوره ی ریاست تیمسار صادقیان ، قائم مقام فدراسیون ؛ و سرانجام از اسفند 56 تا پیش از انقلاب ، در دوره ی ریاست فلیکس آقایان ، قائم مقام فدراسیون کوه نوردی بود . در سال های پس از انقلاب ، بیش از یک دهه نوروزی در فدراسیون و در همایش ها و نشست های کوه نوردی به چشم نمی خورد ، اما از دهه ی هفتاد به بعد ، گاه در مناسبت های گوناگونی که در ارتباط با کوه نوردی – چه از سوی فدراسیون و چه از سوی گروه های غیردولتی – برگزار می شد ، می شد او را دید که همیشه آرام و مردم دار می نمود . برای مثال ، در انتخابات « انجمن هیمالیانوردی ایران » که در سال 1375 توسط فدراسیون کوه نوردی زمان آقاجانی برگزار شد ، جزو کسانی بود که به عنوان هیات مدیره انتخاب شدند ( و البته آن انجمن در همان اوان تشکیل منحل شد ) .

در مجله ی کوه شماره ی 13 ضمن شرح کوتاهی درباره ی او ، آمده است که قله های بسیاری را در ایران ، و قله های مون بلان ، گروس گلوکنر ، المپ و مترهورن را در اروپا صعود کرده و سه دوره ی آموزش کوه نوردی را در آلپ ها گذرانده است . همچنین آمده است که نوروزی فعالیت های متنوعی در زمینه ی پناهگاه سازی ، واردات وسایل کوه نوردی برای علاقمندان ، دعوت از مربیان خارجی ، انتشار مجله ی کوهستان ، اجرای برنامه های سخن رانی و نمایش فیلم ، تاسیس « بنیاد هیمالیا » و اجرای اردوهای اسکی داشته است .

در مجله ی کوه 5 نوروزی گزارشی از نخستین صعود کوه نوردی روی دیواره ی بیستون داده است ؛ این برنامه را او به همراه محمدعلی خاکبیز و حسین هاشمی [کتیبه ای می نویسد : محمد هاشمی] انجام دادند و در آن حدود 600 متر از دیواره را صعود کردند . هاشمی در نزدیکی های « پله ی سوم » بیستون سقوط می کند و دیگران مجبور به حمل مجروح و رساندن او به پایین می شوند . نوروزی ، تاریخ این صعود را 1327 نوشته که اشتباه است ، چرا که در ابتدای گزارش می نویسد خاکبیز و گیلانپور در اوایل همان سال « کلاس های مدرسه ی سنگ نوردی شامونی را در فرانسه گذرانده بودند و موفق به اخذ دیپلم شده بودند » . در حالی که خاکبیز ، عبدالباقی یحیایی ، و اکبر غفاری ( هر سه ، نظامی ) در سال های 1330 و 1331 دوره های تابستانی و زمستانی مدرسه ی نظامی کوه نوردی را در شامونی گذراندند . گیلانپور هم در سال 1329 در شامونی دوره گذرانده بود . جلیل کتیبه ای ، در مجله ی کوه 7 می نویسد که سرپرست برنامه ی بیستون [ خاکبیز ] سال این صعود را 1336 نوشته است .

محمدی فر و ابراهیمی که در تاریخ کوه نوردی ایران بیشتر رییسان فدراسیون پیش از انقلاب را بی علاقه به این ورزش و کم کار دانسته اند ، در مورد ابوالقاسم نوروزی نوشته اند : « ... هر جا فدراسیون کاری کرد و آثاری به یادگار گذاشت ، ردپایی از ایشان موجود است . بیشتر از هر کس و هر مقام در ورزش کوه نوردی نیم قرن اخیر ماندگار بوده و در اعتلای ورزش ما نقش مهم داشته است .»

یاد و خاطره اش گرامی باد .


به نقل از وبلاگ دیده بان کوهستان (عباس محمدی)


چهارشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۷

سه‌شنبه، شهریور ۰۵، ۱۳۸۷

آدرنالین

لطفا این پست را دوباره بخوانید چون تغییرات مهمی در آن داده شده است.



هیجان خواهی (Sensation Seeking ) یا نیاز به شور از موضوع هایی است که در سال های اخیر بسیار مورد توجه جامعه شناسان ، روانشناسان و علاقمندان و فعالان حوزه ی فرهنگ و مسائل مربوط به انسان قرار گرفته است .

هیجان خواهی افراطی می تواند یک نوع بیماری تلقی شود و در عین حال میتواند از نشانه های بیماری باشد .

ترس غریزه ای است که موجودات جهان و از جمله انسان را از خطرات پیرامون خود می رهاند . البته بدیهی است که این غریزه در انسان ها متفاوت عمل می کند مثل ترس از سقوط ، ترس از رودخانه خروشان ، ترس از تصادف در خیابان و بسیاری مثال های دیگر وهر چند که میزان ترس افراد در موارد مشابه یکسان نیست و بعضی بیشتر و بعضی کمتر می ترسند ، اما اگر این غریزه نبود بسیاری از ما قبل از اینکه رو به کوهنوردی بیاوریم ، از بام خانه به درون کوچه یا حیاط خانه همسایه سقوط کرده بودیم و از سوی دیگر هیجان خواهی هم غریزه دیگری است که در ما وجود دارد و ما را به کشف ناشناخته ها و بویژه سفر به طبیعت برمی انگیزاند.
تا گذشته ای نه چندان دورشاید تا صد سال پیش برای ادامه حیات راهی به جز دست و پنجه نرم کردن با طبیعت نداشتیم و بنابراین نیاز به بودن در طبیعت یک غریزه است.
فعالیت هایی مانند کوهنوردی به ما فرصت برطرف کردن این نیاز را میدهند و باید بگوییم :
ترس از یک سو و هیجان خواهی از سوی دیگر هر دو به حفظ حیات کمک میکنند.

شکی نیست که در جریان زندگی و با افزایش شناخت و مهارت های ما ، ترس کمی عقب می نشیند ، مثلا هنگامی که ابزار جهت یابی مثل نقشه و قطب نما و یا جی پی اس در دست داریم ترس از گم شدن در جنگل به مراتب کمتر از زمانی است که دست خالی به طبیعت می رویم ، یا زمانی که لباس خوب و مناسبی بر تن داریم ترس از سرما زدگی و فرو دمایی در زمستان ، کمتر از زمانی است که با لباس شهری به کوه رفته ایم و یا آشنایی به فنون کوهنوردی و سنگ نوردی اعتماد به نفس بیشتری برای صعود های دشوار تر در ما ایجاد می کند ، اما این مرز کجاست ؟

تا کجا می توان نترسید ؟ و یا این طور بپرسیم : کجا باید ترسید ؟

درست است ، جواب من و تو بر اساس دانش ما و آموخته ها و مهارت های مان و همچنین عامل ترس درونی مان با هم فرق می کند .
فرق نترسیدن و شجاعت چیست ؟
در روزهای بحرانی مانند بهمن 57 و یا روزهای جنگ ویا هر مبارزه دیگری و یا زمانی که برای نجات همنورد خود اقدام می کنید ممکن است دست به کاری بزنید که در شرایط عادی با منطق شما سازگاری ندارد اما برای آرمانی والا از جان خود هم می گذرید ، آرمانی بزرگ مثل نجات جان یک انسان ، یک همنورد که به یاری تو زنده می ماند ولی
نترسیدن اگر حد و مرزی نشناسد ، دیگر یک بیماری است . اگر چشم خود را ببندید و از عرض بزرگراه همت عبور کنید هیجان زیادی را تجربه خواهید کرد ولی به احتمال بسیار بالایی کشته می شوید . این نه یک کار شجاعانه ، بلکه یک کار هیجان خواهانه است .
افرادی که دست به کارهای خطرناک می زنند از ترشح آدرنالین در خون خود احساس رضایت می کنند .
دزدی از فروشگاه ها و یا از بانک با وجود احتمال بالای دستگیری ، داشتن شریک جنسی متعدد و ناشناس بدون در نظر گرفتن خطرات آن ، چشیدن و خوردن هر نوع غذا و خوراکی بدون توجه به خطر ابتلا به مسمومیت و یا بیماری و استفاده از مخدر ها و قرص های هیجان آور ، از نشانه های هیجان خواهی بالا است .
شاید سفر به ناشناخته ها، کوهنوردی و سنگ نوردی در مسیر های خطرناک و بدون حمایت و پشتیبانی فنی و اجرایی مناسب را هم بتوان به لیست بالا اضافه کرد.
فعالیت های هیجان خواهانه به چهار دسته تقسیم میشوند:

یک - هیجان خواهی از راه انجام کارهای خطرناک و ماجراجویانه که عده ای کوهنوردی و سنگ نوردی را در این گروه قرار میدهند.

دو - هیجان خواهی از راه تجربه های جدید مثل سفر و یا موسیقی

سه - هیجان خواهی از راه اجازه دادن به بروز آزادانه احساسات

چهار - فرار از روزمرگی و ناآرامی بویژه در شرایط زندگی کسالت آور

چه زمانی و چرا ممکن است کارهای هیجان خواهانه به آسیب دیدگی و یا مرگ فرد و یا دیگران بینجامد؟
یکی از دلایل این امر اختلال در قدرت تصمیم گیری و یا بررسی درست جوانب و عواقب آن تصمیم است مثل بیماران با افسردگی دو قطبی.
جالب است بدانیم که بخش قابل توجهی از هیجان خواهان افراطی دچارافسردگی شدید هستند ،
دلیل مهمتر شاید مکانیزم درونی بدن انسان است که به او احساس امنیت میدهد ومثل اینکه انسان ها احتمال مرگ و یا آسیب خود را همیشه کم و یا منتفی میدانند و این احتمال را بیشتر برای دیگران میدانند ، این احساس در زندگی عادی به ما کمک میکند تا با آرامش خاطر و با کمترین استرس و فشار روانی زندگی کنیم ولی در کوهنوردی مستواند مرگ بار باشد .

جالب اینجاست که هر چه تجربه و مهارت های انسان بیشترمیشود امکان انجام کارهای پرخطر او هم بیشتر میشود و در این حال مثلا سرپرست یک برنامه کوهنوردی دباید از این عامل خطرساز آگاه باشد تا بتواند در هنگام یک تصمیم گیری خطرناک از خود بپرسد که آیا همه اعضای گروه تحت سرپرستی او قادر به انجام آن کار هستند و تواناییهای خود را برای دیگران تعمیم ندهد.
این پدیده را خوش بینی غیر واقع بینانه مینامند که میتواند در ورزشی مثل کوهنوردی مرگ بار باشد.

در این زمینه باید بیشتر و بیشتر بدانیم.