شنبه، تیر ۱۵، ۱۳۹۸

یک کار بسیار خوب در #لاهیجان!



#آبگیر قدیمی و معروف لاهیجان، کانونی است برای گردهم‌آمدن مردم، برای هواخوری، گپ‌زنی، دورهمی و برای ورزش کردن.
هرروز بخصوص صبح‌های زود عدهٔ زیادی از مردم به اینجا می‌‌آیند تا پیاده‌روی کنند یا بدوند و دوچرخه سواری کنند.
شهرداری هم دور استخر را سنگ‌چین خوبی کرده و هر صدمتر را علامت‌گذاری کرده تا مردم بدانند چقدر راه رفته‌اند.
دور استخر ۱۸۶۵ متر است که هر صدمتر یک نشان دارد.
شک نیست که این امکان، سلامتی مردم لاهیجان را برکشیده است.




 



سه‌شنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۸

این #ساک پلاستیکی را #زمستان سال ۲۰۰۹ از فروشگاه #shopi در #فرانسه خریدم.

#سفر #یخ‌نوردی در #اکرن و همین‌طور دیدار با #جلیل_کتیبه‌ای در #آلمان.

ساک باوفا این روزها ده‌سال و نیمه شده است و جای هزاران #کیسه_پلاستیکی کار کرده است. #فرسوده شده است اما هنوز کار می‌کند!


شنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۸

جان‌پناه شروین - بازسازی


دانشجویان قدیمی دانشگاه علم و صنعت ایران هرساله در اولین هفته فروردین و شهریور ماه به کوه و پای جان‌پناه شروین می‌روند تا حادثه غم انگیز سقوط بچه‌های گروه کوه‌نوردی کاوه از دیواره بند یخچال، زنده یادان شروین جزایری، حسین حاج محسن و جواد تاجدار را به یاد آورند و هم‌بستگی بی‌نظیر دانش‌جویان را برای ساخت این جان‌پناه، ستایش کنند.

سوم شهریور ۱۳۹۶ در بازدید از جان‌پناه متوجه خرابی‌هایی در سقف و دیوار شمالی آن و نشت آب و رطوبت به داخل شدیم.
همان‌جا قرار شد به بازسازی و تعمیر جان‌پناه بپردازیم، در روزهای پس از آن بسیاری از دانش‌جویان دهه ۵۰ دانشگاه علم و صنعت با مشارکت در این امر، هزینه‌ی بازسازی را تامین کردند و در هفته‌های بعد کار انتقال سنگ و دیگر مصالح مورد نیاز و نیز عایق‌کاری سقف و دیوارها انجام شد.

روز جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۶ آخرین مرحله بازسازی یعنی نصب در جدید جان‌پناه هم انجام شد و این کار دشوار با موفقیت به پایان رسید.

دوستان در حال نصب درِ تازه ساخت هستند - ۲۵ اسفند ۱۳۹۶


سال ۱۳۵۱، صف بلند حمل مصالح 


چهارشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۹۸

اسپید کمر

جان‌پناه اسپید کمر یا پناهگاه اسپید کمر، یکی از پناهگاه‌های کوه‌نوردی در شمال تهران است که در دامنه توچال و در ارتفاع ۲۹۶۰ متری قرار گرفته‌است.

این جان‌پناه در سال ۱۳۲۶ بر روی یال اسپید کمر و در ارتفاع حدود ۳۰۰۰ متری دامنه جنوبی کوه توچال در شمال تهران ساخته شد. پناهگاه اسپید کمر بین راه اوسون و قله توچال و در مسیر صعود به این قله بنا شده است. 
مختصات جغرافیایی 
۳۹S۵۳۶۹۶۳.۵۶ شمالی 
۳۹۶۸۵۹۹.۲۰ شرقی 
ارتفاع ۲۹۶۰ متر 
مساحت: ۱۴ متر مربع / ظرفیت در دو طبقه: حدود ۱۰ نفر

تصویری از جان‌پناه اسپیدکمر در سال ۱۳۵۲ یا ۱۳۵۳ (عکس از حسین حضرتی)

ساخت

در زمان ساخت پناهگاه، صعود به قله توچال از مسیر سربند/اوسون/اسپید کمر بود. برای ساخت آن علاوه بر مصالح محلی مانند سنگ و ماسه، آهک و گچ از تهران با با قاطر تا اوسون حمل می‌شد و از آنجا توسط کوه‌نوردان به محل ساخت پناهگاه برده می‌شد. نمای این پتاهگاه به شکل یک هرم است، از دو طبقه تشکیل شده است که از طبقه بالا برای خواب و از طبقه زیرین برای استراحت و غذاخوردن می‌توان استفاده کرد. با ساخته شدن پناهگاه شیرپلا و تغییر مسیر صعود به قله توچال، اسپیدکمر کمتر مورد استفاده قرار می‌گرفت ولی با این وجود در سال ۱۳۷۵ مرمت شد و اکنون نیز هر ساله گروهی از کوه‌نوردان به نظافت و تعمیر آن می‌پردازند.

پناهگاه اسپید کمر، روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸

بانیان ساخت پناهگاه

اسپید کمر نخستین پناهگاه کوه‌نوردی ابران است که به همت دکتر گل‌گلاب (سراینده‌ سرود «ای ایران ای مرز پرگهر»)، مهندس میرهادی، مهندس نخعی، دکتر معاصر، مهدی کمالیان، جمشید سپاهی، محمد کاظم گیلانپور و با هزینه شخصی ساخته شد و تا به حال چند بار و آخرین بار در سال ۱۳۷۵ مرمت شده است.
کسانی که در ساخت این پناهگاه مشارکت داشته‌اند:
1-محمد کاظم گیلانپور 
2-دکتر رشتیان 
3-امیر فیض 
4-محمد زندی 
5-کیغام میناسیان 
6-ابوالقاسم نوروزی 
7-هوشنگ محیط 
8-عزیر حاتمی 
9-منوچهر جهانبیکلو
10-جلیل کتیبه ای
11-فرخ رحمدل
12-محمد کاظم قدیری نیا
13-زنده یاد رفوئیان
14-تیمسار تقی گودرزی
15-امیل مارکاریان
16-ناصر حقیقی
17-محمد اعظمی
18-سروان حسین هاشمی

(برگرفته شده از کتاب جانپناه ها و پناهگاه های کوهنوردی ایران با همکاری کمیته پناهگاه های فدراسیون کوهنوردی)

مسیرهای دسترسی

قدیمی‌ترین مسیر دسترسی به پناهگاه از دربند/دره اوسون/از دوراهی اوسون به سمت غرب (ایستگاه پنج تله کابین)و سپس امتداد شمالی
مسیر دسترسی بعدی از ایستگاه پنج تله کابین است/ حرکت در امتداد شمال شرق

منبع
کتاب جانپناه ها و پناهگاه های کوهنوردی ایران با همکاری کمیته پناهگاه های فدراسیون کوهنوردی
کتاب فرهنگ کوه‌نوردی و غارنوردی ایران
http://koohestaneman.blogfa.com/post/145  زندگی در کوهستان

یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۸

جای‌گزینی پلاستیک با برگ موز


سوپرمارکت‌ها در تایلندبسته‌بندی با پلاستیک را با برگ موز جای‌گزین می‌کنند.




آلودگی با پلاستیک در جنوب شرق آسیا بیداد می‌کند و اکنون در پاسخ به تهدیدهای زیست‌محیطی، دولت‌ها و کاروکسب‌ها تصمیم به کاهش تولید و مصرف پلاستیک گرفته‌اند.

سوپرمارکت‌ها در تایلند برای کاهش استفاده از پلاستیک،سبزیجات خود را در برگ‌های موز بسته بندی می‌کنند. این پویش ماه گذشته و از خبری در فیس‌بوک شروع شد که نشان می‌داد سوپرمارکت «ریمپینگ» در تایلند مارچوبه، فلفل و خیار را در برگ‌های سبز موز می‌پیچد.

پس از آن سوپرمارکت‌های دیگر تایلند و در ویتنام شروع به همین کار کردند.

موز در تایلند به فراوانی وجود دارد و طول برگ‌های آن به حدود ۳۰ سانتی‌متر می‌رسد. پیش از این مردم جهان اینجا و آنجا از برگ‌های موز برای پوشاندن و بسته‌بندی مواد غذایی استفاده می‌کردند و مقاوم و قوی بودن‌شان، آنها را به روش بسیار مناسب بسته‌بندی مواد غذایی تازه و زودفروش بدل می‌کند. 

این روش بخشی از حرکت محیط زیستی برای به صفر رساندن دورریزهای تجزیه ناپذیر در سراسر جهان به‌شمار می‌رود.


دوشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۹۷

هشدار روز زن!! تغییر آب و هوا، زنان را بیش از مردان تهدید می کند!


مردان و زنان برابرند؟ البته که نیستند! به ویژه از منظر مسایل اجتماعی، اما برای سیل، تندباد و خشک‌سالی مرد و زن چه تفاوتی دارند؟  باید دوباره فکر کنیم و بیشتر فکر کنیم!

بلاهای طبیعی، زنان را بیشتر از مردان می کشد! در مواردی تا ۹۰٪ مانع رفتن دختران به مدرسه می شود و تهدیدهای جنسی بر علیه آنان را افزایش می دهد.
این موضوع مهم، به صدر جستارهای جهانی در ارتباط با تغییرات آب و هوایی - که دانش‌مندان آن را سبب‌ساز بلاهای بس‌رخده ویران‌گر در سراسر جهان می دانند -  خیز برداشته است.
"مردان و زنان از پیش دارای آسیب‌پذیری های نابرابری هستند و سپس تغییرات آب و هوایی به میان می‌آید و این نابرابری‌ها را دو چندان می کند!"
۹۰٪از ۱۴۰۰۰۰ نفر قربانیان توفان سال ۱۹۹۱ در بنگلادش، زن بودند!
دو سوم قربانیان توفان سال ۲۰۰۸ «نارگیس» در میانمار را زنان تشکیل می دادند!
در فرهنگ بخش‌های بزرگی از جهان، زنان و دختران نمی آموزند که بدوند، شنا کنند و یا از درخت بالا بروند، آنها معمولا هشدارهای هواشناسی و سازمان‌های نجات را دریافت نمی کنند!: تعداد زنانی که تلفن همراه دارند، ۳۰۰ میلیون کم تر از مردان است.
 در بخش بزرگی از کشورهای در حال توسعه، دختران وظیفه‌ی آوردن آب را به عهده دارند و بسیاری از آنان فرصت به مدرسه رفتن را از دست می دهند چون با تغییر آب و هوا، چاه ها و منابع آب هرروز کم تر و دورتر می شوند.
و نابرابری هایی بیشتر....

سه‌شنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۹۷

خاموشی


Image may contain: 1 person, standing and outdoor

مراسم آغازین جشنواره زمستانی انجمن - عکس رو امین دیهیم عزیز گرفته و نازنین مسعود حمیدی برام فرستاده.

جشنواره‌ی #یخنوردی و #ورزش‌های #زمستانی #انجمن بود در رودبار قصران ... زمستان ۱۳۹۲
ده سال با زحمت و پیگیری بسیار این رویداد را پیش بردیم و با تاسف مدیران انجمن در دوره‌ی شهریور ۹۵ تا دی ۹۷ تمام دستاوردهای انجمن و آن همه تلاش را به خاموشی کشاندند، در این دو سال و نیم آنها توان و قابلیت اداره‌ی یک گروه تلگرامی را هم از خود نشان ندادند، سایت انجمن تعطیل شد و هر آنچه به نام انجمن شکل گرفت حاصل کار و عشق دیگرانی بود که مفهوم کار #داوطلبانه را می‌شناختند و نام و نشان انجمن را هم کنار نام خود می‌نوشتند تا بلکه انجمن زنده بماند. افسوس که مدیرانِ دوره‌ی سکوت و بی‌عملی، پای داوطلبانِ کار مردمی را هم از انجمن بریدند.

امیدوارم دوره‌ی تازه‌، آغاز فصل تازه‌ای برای انجمن باشد و برای مدیران جدید آرزوی موفقیت می‌کنم.



شنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۷

پیمایش دماوند به آزادکوه

برنامه‌ای بسیار جدی و پرچالش، پیمایش زمستانه قله دماوند به آزاد کوه توسط محمد حسینی، نیما اسکندری و امیر پاینده از همدان و مهدی الف استوار از تهران چند روزی است که آغاز شده است.





این پیمایش بی‌شک یکی از سنگین‌ترین و مهم‌ترین برنامه‌های زمستانی تاریخ کوه‌نوردی ایران است، به‌ویژه در این بهمن ماه پر برف و سرد و ناپایدار ۱۳۹۷.

برای این کوه‌نوردان جوان، پرتوان و شجاع آرزوی سلامتی و موفقیت می‌کنم.

چهارشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۹۷

کوه‌نوردان و بیماری قلبی


در بیمارستان الغدیر، پس از جراحی 

پس آنگاه زمین به سخن درآمد
و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش و زمین به سخن درآمده با او چنین می‌گفت:
به تو نان دادم من، و علف به گوسفندان و به گاوانِ تو، و برگ‌های نازکِ ترّه که قاتقِ نان کنی.

انسان گفت: چنین است.

پس زمین گفت: به هر گونه صدا من با تو به سخن درآمدم: با نسیم و باد، و با جوشیدنِ چشمه‌ها از سنگ، و با ریزشِ آبشاران؛ و با فروغلتیدنِ بهمنان از کوه آنگاه که سخت بی‌خبرت می‌یافتم، و به کوسِ تُندر و ترقه‌ی توفان.

انسان گفت: می‌دانم می‌دانم، اما چگونه می‌توانستم رازِ پیامت را دریابم؟

پس زمین با او، با انسان، چنین گفت: نه خود این سهل بود، که پیام‌گزاران نیز اندک نبودند.

گروه تلگرامی اعلام برنامه‌های کوه‌مان

صعود به قله خرسنگ،
جمعه ۲۹ تیر ۹۷
ساعت ۵:۳۰ صبح همت شیخ بهایی و ساعت ۶ صبح میدان لشگرگ، رپبروی سنگکی، برگشت از جاده امامه
۱- عباس قمی
۲- منوچهر گلپور
۳-...
۴- عباس ثابتیان



۲۹ تیر ۹۷، خرسنگ


۲۹ تیر ۱۳۹۷ و هنگام صعود به خرسنگ نخستین نشانه را دریافت کردم اما راز این پیام را چگونه می‌توانستم دریابم؟

نزدیک به قله، حدود ۱۵ دقیقه‌ پیش از آن، احساس خستگی و بی‌حالی شدیدی کردم، آرام آرام تا قله رفتم، بی‌حال و خسته بودم و کمی حال تهوع داشتم، با خودم فکر کردم که شاید مسموم شده باشم، نکند از آبی است که صبح از رودخانه برداشتم؟

تاق‌باز دراز کشیدم و ۱۵ دقیقه‌ای استراحت کردم، جایی دورتر از قله قضای حاجت کردم و حالم بهتر شد، در بازگشت خوب بودم، سریع فرود آمدم و به شهر بازگشتیم.

از پیام‌های گروه، ۲۰ دی ۹۷، روزی که در بیمارستان به اتاق عمل رفتم:

«بعدن آقای دکتر شیروانی برامون علت این اتفاق ناگهانی را بگه چون عباس با ورزش دوسته و بعید می‌دونستم بدون هیج‌گونه علائم قبلی عمل داشته باشه. ما که کنارش بودیم در ارتفاع چیزی مشاهده نکرده بودیم فقط یک بار فکر کنم قله خرسنگ تابستون یه کم ناراحت شد» !

واکنش باقی دوستان هم همین بود، تعجب می‌کردند! 
اما پیام این رقیق‌مان قصه‌ی خرسنگ را به یادم آورد!

دو سه روز پس از آن، یعنی هفته‌ی اول مرداد معده‌ام ناراحت بود، با پزشک مشورت کردم و او پیشنهاد کرد از معده آندوسکوپی کنیم، به بیمارستان رفتم و آندوسکوپی کردم به همراه آزمایش‌های کامل خون و ادرار...
نتیجه‌ی آندوسکوپی و آزمایش خون و ادرار همه منفی بودند، معده‌ام خوب بود، کلسترول بالا نداشنم، تری‌گلیسیرید و قند و بقیه‌ی چیزها طبیعی بودند.
نیمه‌ی دوم مرداد به سفر رفتم، برای شرکت در نمایشگاه کتاب کوهستان در پسی passy  فرانسه و بعد به آلمان رفتم برای دیدن مهرآفرین و آریا، خواهر و برادرم و ...در سفر هیچ مشکلی نداشتم، پیاده‌روی مفصل و دو روز هم در دوسلدورف سنگ‌نوردی کردم.

به نظرم یک روز اوایل پاییز بود، مهر ماه و کارهای روزانه... رفتن به بانک، اداره مالیات یا خریدهای روزانه و آن روز در شروع یک پیاده‌روی ساده احساس سنگینی در سینه‌ام کردم و ضربان قلبم بالا رفت، تا حدود ۱۳۰! 
برایم عحیب بود، نفس عمیقی کشیدم، سنگینی سینه‌ام کم شد و ضربان عادی شد و به کار و زندگی ادامه دادم.
تا دو یا سه ماه پس از آن این احساس سنگینی سینه و ضربان بالا  شاید ده بار دیگر تکرار شد، روی پله‌های مترو، پیاده‌روی آخرشب به سوی خانه و دو بار هم در کوه و هر بار با چند نفس عمیق و استراحتی کوتاه مشکل حل می‌شد.

پس زمین گفت: به هر گونه صدا من با تو به سخن درآمدم: با نسیم و باد، و با جوشیدنِ چشمه‌ها از سنگ، و با ریزشِ آبشاران؛ و با فروغلتیدنِ بهمنان از کوه آنگاه که سخت بی‌خبرت می‌یافتم، و به کوسِ تُندر و ترقه‌ی توفان.

انسان گفت: می‌دانم می‌دانم، اما چگونه می‌توانستم رازِ پیامت را دریابم؟

آذر ماه سینوس‌هایم درد می‌کردند! فکم درد می‌کرد، دندان درد داشتم و چند شبی را به کمک مسکن صبح کردم و شب‌ها هم در راه خانه و در قطار مترو گردنم درد می‌کرد، با خودم می‌گفتم عاقبتِ ساعت‌ها پشت کامپیوتر نشستن همینه، آرتروز گردن گرفتی... همین روزها باید گردن‌بند ببندی و با همین فرمون بری احتمالن‌ باید با بولدرینگ خداحافظی کنی!

***انتشار درد
در اغلب موارد دردهای قلبی به سایر نواحی بالاتنه منتشر می‌شود
گردن، گلو، فک تحتانی، دندان‌ها
از کانال تلگرامی دکتر حسین ماندگار گه می‌خواندمش***

پس زمین با او، با انسان، چنین گفت: نه خود این سهل بود، که پیام‌گزاران نیز اندک نبودند.

انسان گفت: چنین است.


سه‌شنبه ۱۱ دی ۹۷
با دکتر حسین شیروانی، رقیق و کوه‌یار نازنین تماس گرفتم...
فردا بیا بیمارستان
فردا چهارشنبه ۱۲ دی ۹۷ به بیمارستان رفتم … اکوکاردیوگرافی و تست ورزش
روی تردمیل سه دقیقه‌ی سوم را تاب نیاوردم (از بخت خوش)، سینه‌ام سنگین شد و ضربان قلبم بالا رفت، مسئول تست، مرا پایین آورد و با گزارش مثبت!! تست ورزش پیش دکتر فرستاد.

باید آنژیو سی‌تی بشی تا ببینیم گرفتگی رگ‌ها تا کجا است.

عصر چهارشنبه بیمارستان جم، آنژیوگرافی و غروب پنج‌شنبه دوباره بیمارستان،  آنژیو سی‌تی نشان از گرفتگی شدید رگ‌های قلب دارد!

باورنکردنی بود، با گرفتگی بالای ۹۰ درصد چگونه باید می‌توانستم قدم از قدم بردارم... نه حتمن اشتباهی شده، یک جای کار می‌لنگد!

و هیچ جای کار نمی‌لنگید، همه چیز درست بود.

جمعه ۱۴ دی برای یادبود دانش‌جویان علم و صنعت که در ۱۳ دی ۱۳۵۳ در کوه جان‌سپردند باز به کوه رفتم!




دوشنبه ۱۷ دی، بیمارستان الغدیر و قرار آنژیوگرافی، دقت این یکی خدشه‌بردار نیست، رگ اصلی و ۹۸٪ گرفتگی.به خاطر شدت و نوع گرفتگی تنها راه‌ جل، جراحی بای‌پس رگ‌های قلب است، تنها گزینه‌ام انتخاب جراح است!

از دوشنبه هفده تا پنج‌شنبه بیستم دی در بیمارستان به این ترتیب معرفی می‌شدم:

آقای ثابتیان، کاندیدِ CABG !!

با حسین صحبت کردم، پیشنهاد کرد که فردا که مرخص شدم در مورد انتخاب جراج صحبت کنیم.
ساعتی پس از آن دکتر اعلایی جراحِ بیمارِ هم‌اتاقم آمد و او را معاینه کرد و بعد با من حال و احوالی کرد و گفت که "فردا یا پس‌فردا جراحی میشین “

راستش تازه متوجه وخامت اوضاع شده بودم، فهمیده بودم که ممکن است بار بعدی با پای خودم به بیمارستان نیایم.

دوباره با حسین صحبت کردم، با منصوره مشورت کردم و به بیمارستان گفتم که می‌مانم تا جراحی انجام شود.

کوه‌نوردان هم بیمار می‌شوند‍!

رگ‌های قلب کوه‌نوردان هم می‌گیرد، نگاهی به مرگ کوه‌نوردان در کوه و یا در شهر نشان می‌دهد که انها هم دچار حمله‌ی قلبی می‌شوند!

همین امروز با پزشک خود تماس بگیرید و از او بخواهید آزمایش‌های کاملی برای شما بنویسد، از میزان کلسترول، تری‌گلیسیرید و قند خون خود آگاه شوید و حتمن با انجام تست ورزش از گرفتگی احتمالی رگ‌های قلب خود بدانید.

امیدوارانه همه چیز خوب است، اما شاید ناچار باشید روش زندگی حود را تغییر دهید، شاید نیاز به اقدام دیگری مانند آنژیوگرافی باشد یا گرفتن دارو و یا ترک کوه‌نوردی که بی‌شک بدترین سناریوی ممکن است، اما یادمان باشد اگر امروز کاری برای خودمان نکنبم ممکن است بهترین فرصت را سوزانده باشیم.

اگر این پرسش در ذهن شما هم شکل گرفته که با گرفتگی کامل رگ‌های قلب چطور به کوه میرفتم، در باره‌ی عروق جانبی (collaterals ) بخوانید! 

اینجاها



https://mediko.ir/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%B1/





شنبه، دی ۱۵، ۱۳۹۷

۱۳ دی ۱۳۵۳ گرامی باد!

هر سال در نزدیک‌ترین جمعه به ۱۳دی‌ماه گرد هم می‌اییم تا یاد رفیقان از دست رفته در کوه را گرامی بداریم، تجدید خاطره با وجیه‌الله ملک‌محمدی (#آقاملک)، غلامرضا سیه‌باز، محمد سیدی و دیگر دوستان دانشکده علم و صنعت که در عرصه‌های دیگری جان بر کف گذاشتند و سرباختند.

جمعه ۱۴ دی‌ماه ۹۷ به کوه - این میعادگاه همیشه‌ی عاشقان - رفتیم.