پنجشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۹۵

فراخوان کمک به یک مدافع طبیعت

فراخوان کمک به یکی از مدافعان طبیعت که شلیک شکارچی زندگی‌‌اش را عوض کرد:

* کسی که از منطقه‌ی حفاظت‌شده و «ذخیره‌گاه زیسکره‌ی دنا» محافظت می‌کرد و مسلح نیز نبود، حدود شش ماه پیش از فاصله‌ی سه متری با شلیک تفنگ ساچمه‌ایِ یک شکارچی غیرمجاز سراپا زخمی شد.

* زخمی که التیام نمی‌یابد، درد ناشی از وجود حدود یکصد ساچمه در پا، و هزینه‌های سنگین جراحی‌های متعدد و پانسمان‌هایی که سه بار در روز عوض می‌شوند، امان او را بریده و مشکلات بسیاری برای خانواده‌اش فراهم ساخته است. او تاکنون در حدود یکصد میلیون تومان هزینه‌ی درمان پرداخته و این خرج‌ها همچنان ادامه دارد.

* ما، به حکم وظیفه‌ی انسانی و فارغ از هرگونه بحث در زمینه‌ی چرایی این ماجرا، قصد کمک مالی به این طبیعت‌یارِ آسیب‌دیده را داریم.

* لطفا این پیام را به دوستان و آشنایان برسانید؛ با انجمن‌های نیکوکاری تماس بگیرید و موضوع را در میان بگذارید؛ هنرمندان و دیگر گروه‌های اجتماعی تاثیرگذار را به کمک فراخوانید؛ ... و البته در همه‌حال، لطف کنید و از ورود به بحث‌های حاشیه‌ای خودداری کنید.
دوستانی که فکر می‌کنند نیاز به توضیح بیشتری هست، می‌توانند با ما تماس بگیرند تا به صورت خصوصی مطالب دیگری در اختیارشان قرار گیرد. 

گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم؛ نهاد نیکوکاری محیط زیستی  www.edfi.ir

هیات امنا و دیگر دست اندرکاران گنجه، هیچ‌گونه وجهی بابت دستمزد خود، هزینه‌های مکالمه، سفر، و غیره دریافت نمی‌کنند.

حساب بانکی:
 شماره‌ی حساب: 7- 2092253- 800 ، بانک پارسیان، شعبه‌ی بیمارستان پارسیان (تهران- کد: 1070)

به نام محمدحسین ایزدی، عباس محمدی، عباس ثابتیان

کارت عابر بانک: 2269 – 0482 – 0611 - 6221

شماره‌ی شبا: 07 – 2530 – 2092 – 8000- - 1070 – 0540 – IR-33

چهارشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۹۵

کاظم گیلان‌پور درگذشت!!


عکس از عباس ثابتیان - اوت ۲۰۱۳ آندورا

روز گذشته (۳ اسفند ۹۵) تماس تلفنی داشتم از مهدی احمد سرتیپ که خبر مرگ کاظم گیلان‌پور را شنیده بود!

امروز موضوع را با علی‌رضا محنا درمیان گذاشتم و او پس از پرس و جو، خبر را تایید کرد.

با تاسف کاظم گیلان‌پور، از اولین مربیان کوه‌نوردی و اسکی کشور از میان ما رفت. 

یکشنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۹۵

دعوت برای برنامه‌ی صعود به اراکوه

گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران برگزار می‌کند
برنامه‌ی صعود به اراکوه (۲۵۲۵ متر)
جمعه، ۶ اسفند ۱۳۹۵
همراه با آموزش کوه‌پیمایی در زمستان، آشنایی با محیط زیست کوهستان، آموزش  دیده‌بانی در طبیعت

راهنما: نادر ضرابیان          سرپرست: عباس محمدی              آموزشگر: آزاد بهادری  

ظرفیت: ۲۰ نفر                         ثبت‌نام: ۰۹۱۲۳۱۸۷۳۷۹


معرفی کوهستان اراکوه

 اراکوه در جنوب شرقی لواسان و در خط مرزی  شهرستان های تهران و شمیران و پردیس قرار دارد. بلندترین قله این کوه ۲۵۲۵ متر ارتفاع دارد و از هر سه شهرستان قابل صعود است. زیباترین مسیر صعود، دو یال غربی این کوه است که چشم انداز بسیار زیبایی به دریاچه سد لتیان دارد. از روی این کوه می توان خط الراس قله های لواسانات را مشاهده کرد.

نام کوه از ریشه بسیار قدیمی و مقدس «ar» گرفته شده است. همان‌ ریشه ای که نام اروند و الوند را داده است و به معنی «بلند و روان» است. کوهستان اراکوه چشم اندازی وسیع و زیبا به لواسان، دریاچه سد لتیان و کوه های بلند منطقه دارد.

شرایط: ما متعهد می‌شویم پس از مطالعه‌ی فراخوان و با آگاهی و پذیرش موارد زیر برای ثبت‌نام و شرکت در برنامه اقدام بکنیم.                                                                        
  • سفر را مسوولانه و سازگار با محیط‌زیست اجرا می‌کنیم. کارهای زیر بخشی از کوشش ما در این راستا است:
    • مدیریت و بازیافت پسماند در طول سفر و استفاده نکردن از ظرف‌های دورانداختنی
    • رعایت اصول طبیعت‌گردی سبز در گشت‌ها و بازدید از طبیعت
    • تغذیه‌ی سالم در طول سفر
    • موردهای دیگری که در سفر از سوی کارشناسان یا راهنمایان آموزش داده شود.
  • بردباری، توجه، کمک به یکدیگر، و هماهنگی با سرپرست لازمه‌ی سفر گروهی است.
  • به هنجارها، آداب و رسوم و فرهنگ جوامع بومی احترام می‌گذاریم.
  • داشتن کارت بیمه‌ی پزشکی ورزشی سال 1395 
  • داشتن تجهیزات و آمادگی جسمانی متناسب با برنامه
  • داشتن مدرک کارآموزی کوه‌پیمایی
آنچه باید همراه داشته باشیدکلاه و عینک آفتابی، لباس گرم، شلوار و کاپشن بادگیر ضدآب، کلاه و دستکش و جوراب گرم و اضافی،کفش کوه‌نوردی یکروزه(ساق دار و ضدآب)، گتر، چراغ پیشانی، باتوم کوه‌پیمایی، کوله‌‌پشتی یکروزه، کارابین پیچ و طناب انفرادی، قلم و دفترچه‌ی یاداشت، لوازم بهداشتی شخصی، کیف دارو و کمک‌های اولیه، 2.5 لیترآب و مایعات، قمقمه آب و لیوان(ترجیحا فلزی) فلاسک کوچک یک وعده صبحانه، یک وعده نهار، تنقلات و میوه، کارت شناسایی، دفترچه‌ی بیمه، کارت بیمه پزشکی ورزشی.




شنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۹۵

دهمین جشنواره‌ی یخ‌نوردی انجمن کوه‌نوردان ایران

انجمن کوه‌نوردان ایران، «جشنواره‌ی یخ‌نوردی» را در زمستان سال ۸۶ پس از آن که برای نخستین بار گروهی از کوه‌نوردان ایرانی در جشنواره‌ی یخ نوردی اکرن (Ecrain) فرانسه شرکت کردند، پایه‌گذاری کرد. هدف از برگزاری این جشنواره، انتقال تجربه‌های به‌دست‌آمده در اکرن، تبادل تجربه میان یخ‌نوردان، آشناسازی کوه‌نوردان ایرانی با شیوه‌های نوین یخ‌نوردی، و از میان بردن ترسی بود که به دلیل ناچیز بودن شیب های یخی در ایران، کم و بیش در میان کوه نوردان کشور وجود دارد.

از سال ۱۳۹۱ در این جشنواره، علاوه بر یخ‌نوردی، فعالیت‌هایی دیگری شامل درای تولینگ، اسکی آلپاین، و کوه‌پیمایی زمستانه هم انجام می‌شود، و گروه سرپرستی و آموزش‌دهندگان جشنواره به برگزاری کارگاه‌های آموزشی در این زمینه‌ها نیز می‌پردازند.

این جشنواره، گذشته از این که یک قالب آموزشی نو را به جامعه‌ی کوه نوردی ایران معرفی کرده، هر سال سبب‌ساز دور هم جمع شدن چند ده کوه‌نورد از نقاط گوناگون کشور، و فراهم شدن فضایی باصفا و دوستانه، و خلق خاطره‌هایی شاد می‌شود.

دهمین «جشنواره‌ی یخ نوردی و ورزش‌های زمستانی انجمن» از ۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۳۹۵ با یک کادر سرپرستی و آموزشی شامل چند تن از برجسته‌ترین مربیان و کوه‌نوردان کشور، در منطقه‌ی رودبار قصران برگزار خواهد شد. علاقمندان به شرکت در این رویداد می توانند با مصطفی شکرابی (۰۹۱۲۶۰۱۷۲۶۱) تماس بگیرند.

دوشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۹۵

جان‌پناه شروین


جان‌پناه شروین، یکی از پناهگاه‌های کوهنوردی در شمال تهران است که در دامنه توچال و در ارتفاع ۲۴۵۰ متری قرار گرفته‌است.
این جان‌پناه در سال ۱۳۵۲ و به یاد کوهنورد جان‌باخته، شروین جزایری، با مشارکت کوه‌نوردان دانشگاه تهران، علم و صنعت و آریامهر (شریف)، ساخته شده‌ است.

شروین جزایری که بود؟

شروین جزایری ۵ مرداد سال ۱۳۳۳ در محلهٔ سید نصرالدین تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌ی بختیاری واقع در پشت خیابان دانشگاه به اتمام رسانید، پسری لاغر اندام با قد ۱۸۰ سانتیمتر که عاشق کوه بود، همیشه اوقات فراغتش را به ورزش کوهنوردی و سنگ نوردی می‌پرداخت.
 از ۱۵ سالگی به کوه می‌رفت، عضو رسمی باشگاه کاوه واقع  در خیابان بهار بود که در حال حاضر فعالیتی ندارد. دوره‌های کوه‌پیمایی و سنگ‌نوردی را گذرانده بود. هم‌نوردان او آقایان مهدی مینویی، بیژن جوانفر، داود صانعی نژاد، حسین حاجی محسنی و جواد تاجدار بودند.
مصاحبهٔ فصلنامهٔ کوه با مادر شروین:
روز پنج شنبه ۹ شهریور سال ۱۳۵۱ اینطور که مادر شروین حکایت کرده وقتی از اداره به منزل برمی گردد، شروین را در حال دوختن پارگی کوله اش می‌بیند که قبلاً خودش با چرخ خیاطی قدیمی آن را دوخته بوده، آماده‌ی رفتن به  کوه بوده که مادر به او می‌گوید باز هم قصد رفتن به کوه را دارد؟ که در پاسخ می‌گوید این دفعه بار آخر است که به کوه می‌روم چون هفته‌ی دیگر اسامی قبول شدگان کنکور را اعلام می‌کنند، یا باید دانشگاه بروم یا سربازی و دیگر فرصتی برای رفتن به کوه ندارم.
فردای آن روز (جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۵۱) شروین روی دیوارهٔ ۲۰۰ متری بند یخچال در حال سنگ نوردی بوده که حدود ۱۵ متری انتهای مسیر، میخ از شکاف درآمده و شروین این را اعلام می‌کند و بلافاصله پاندول می‌شود و بعد سقوط می‌کند.  زمان سقوط با خودش سنگ هم می‌برد که این سنگ‌ها روی مخچه‌ی او اصابت می‌کنند. حسین حاج محسنی و جواد تاجدار هم به پایین پرت می‌شوند. حسین حاج محسنی زمان سقوط، سنگ به شکمش کشیده می‌شود و شکم او دچار پارگی می‌شود، جواد تاجدار نیز از ناحیهٔ کمر به شدت آسیب می‌بیند. همگی به بیمارستان رضا پهلوی سابق (شهدای میدان تجریش) منتقل می‌شوند که شروین جان می‌سپارد و جواد تاجدار از آن تاریخ به بعد کوهنوردی را به دلیل آسیب شدیدی که دیده بوده به‌کلی کنار می‌گذارد.
در مراسم هفت شروین اسامی قبول‌شدگان کنکور اعلام و شروین در مدرسهٔ عالی علوم بانکی قبول می‌شود، حسین حاج محسنی دانشجوی دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران که بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۷ در زندان اعدام می‌شود، یک روز بعد از مراسم چهلم شروین (باشگاه کاوه) مادر او را به پس قلعه دعوت می‌کند. بعد از دو راهی گذر مهدی، جمعیتی تا بند یخچال ایستاده بودند و کیسه‌های شن و ماسه را دست به دست می‌دادند. مادر شروین می‌گوید وقتی این همه شور و همبستگی  را در مردم دیدم، حس کردم شروین کنار ماست و خودم هم به میان جمعیت برای کمک رفتم.
او به مادرش گفته بوده «من عاشق کوه هستم و آرزو دارم در کوه بمیرم»
او که هنگام مرگ فقط ۱۸ سال داشت در قطعه ۸، ردیف ۶۵، شماره ۳۹ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
پس از کشته‌شدن شروین جزایری، همنوردانش در گروه کاوه و دانش‌جویان کوه‌نورد دانشکده‌ی فنی، دانشگاه صنعتی (آریامهر) و دانشگاه علم و صنعت ایران و گروهی از کوه‌نوردان دیگر، جان‌پناه شروین با وسعت ۳۸ مترمربع با ابعاد ۳×۵/۶ و ظرفیت خواب برای ۳۵ نفر با مصالح سنگ و سیمان و آهک و سقف اول بلوک و سقف دوم آهنی در بند یخچال بنا کردند.

تاریخچه‌ی ساخت جان‌پناه شروین (از زبان ۴ نفر از مشارکت کنندگان)
روز ۱۰ شهریور ۱۳۵۱،سه نفر از اعضای گروه کوهنوردی کاوه هنگام سنگ‌نوردی بر روی دیواره‌ی بند یخجال، دچار حادثه شده و سقوط می‌کنند. در این حادثه شروین جزایری جان خود را از دست می‌دهد و دو نفر همراه او، جواد تاجدار و حسین  حاج محسنی مجروح می‌شوند. اعضای گروه طی چند نشست تصمیم به ساخت جان پناهی در محل بند یخچال به عنوان یادبود شروین گرفتند.
اوایل مهرماه ۱۳۵۱ اعضای گروه برای انتخاب مکان مناسب عازم بندیخچال شدند و با تعیین نقاط مختلف در زیر دیواره و اطراف آن و بررسی نقاط ضعف و قوت هر یک، محل فعلی را گزینه‌ی مناسب تشخیص دادند، در مذاکرات بعدی و با بررسی امکانات گروه، ابعاد مناسب جان پناه برای خواب حدود دوازده نفر در یک طبقه مورد توافق قرار گرفت. در مهر ماه همان سال اعضاء گروه با فراهم آوردن تجهیزات مورد نیاز نسبت به تسطیح و آماده سازی بستر و پی‌کنی دیوارها اقدام کردند.
سختی کار پس از آن شروع شد. جمع آوری و حمل سنگ اراضی مجاور پناهگاه برای ایجاد پی دیوارها و تامین ماسه و سیمان و به ویژه آب مورد نیاز جهت ساخت با توجه به بعد فاصله از بستر رودخانه، گره کار بود. با نصب اعلان نیاز به نیروهای همراه در ساخت جان پناه در اتاق های کوه دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران و دانشگاه علم و صنعت، سختی کار به سرعت برطرف شد و در روزهای آخر هفته دانشجویان کوه‌نورد به صورت گروهی در محل جان‌پناه حضور یافتند. دانشجویان کوه‌نورد دانشگاه صنعتی (آریامهر)و دیگر کوه‌نوردان نیز در هفته‌های بعد به جمع، یاری رساندند به نوعی که بیشترین جمعیتی که در یک روز آذرماه آن سال جهت همکاری حضور یافتند بالغ بر ۲۵۰ نفر بود.
با توجه به چنین استقبالی در همکاری، تصمیم بر این شد که ابعاد ساختمان بزرگتر شود و پناهگاه در دو طبقه ساخته شود. ماسه و آب از کف آبشار و رودخانه در کیسه ها و ظرف های پلاستیکی و فلزی به صورت دست به دست توسط زنجیره‌ای از همراهان از دره پایین پناهگاه شیرپلا به ارتفاع محل شروین منتقل می‌شد و سنگ‌های لازم نیز از اطراف پناهگاه و زیر دیواره‌ی بندیخچال تامین و توسط دوستان حمل شد. تا اواسط پاییز دیوارهای اطراف ساخته شد و سایر مصالح مورد نیاز نظیر تیرچه سقف، بلوک، آجر، سیمان و تیر چوبی و ... توسط اعضاء گروه کاوه تامین و پس از تخلیه در میدان سربند توسط دوستان و تماماً با همت آنان به بالا حمل شد و در آخرین روزهای پاییز ۱۳۵۱ سقف اول تیر ریزی و بلوک گذاری و بتن ریزی شد. سپس طراحی طبقه دوم پناهگاه به صورت فلزی با خرپاهای قوسی چند قطعه‌ای و تیرریزی با پروفیل و پوشش زیر و رو همراه با عایق لازم اجرا شد.
در بهار ۱۳۵۲ نصب قطعات فلزی و پوشش سقف با پیچ و مهره و سوراخ‌کاری با دریل دستی و پرچ توسط اعضای گروه که حدود ۱۵ تا ۲۰ نفر بودند انجام شد. عمده‌ی کارهای فلزی از قبیل در و پنجره و خرپای سقف، توسط و به دست زنده یادناصر گارسچی از اعضای گروه کوهنوردی فلز کار مکانیک ساخته و توسط اعضاء به بالا حمل و نصب گردید. کلیه عملیات بنایی نیز توسط استاد تقی از اهالی پس قلعه انجام پذیرفت.
در پایان تابستان ۱۳۵۲ پناهگاه تکمیل و از لوح زیر که یاد آور همکاری جمعی است پرده برداری شد:

این پناهگاه به پاس بزرگداشت آن آرزومندانی که همچون شروین خواهان آن بودند به همت و خودیاری یاران کوه‌نورد ساخته و به نام او نام‌گذاری گردید. شروین جزایری عضو گروه کاوه بود که در حادثه سقوط از دیواره درگذشت. مهر ماه  ۱۳۵۱
با گذشت بیش از چهل سال، پناهگاه شروین با ظرفیت حدود ۳۰ نفر جان‌پناه کوه‌نوردان در بند یخچال می‌باشد. یاد همه‌ی عزیزانی که در ساخت پناهگاه شروین نقش داشتند گرامی باد!
گروه کوهنوردی و اسکی کاوه -(کریم تاجدار)

منبع:
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87_%D8%B4%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86_%D8%AC%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B1%DB%8C
نامه‌ی دریافتی از ۴ نفر مشارکت کنندگان در ساخت جان‌پناه شروین
عکس: عباس ثابتیان (اردی‌بهشت ۸۸)




سه‌شنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۵

اهل قلم و امانت‌داری - بخش یک

                                                    
این روزها بحثی در دنیای مجازی درگرفته است برای تاکید بر نام بردن از صاحب نوشتار و هر اثر دیگری، هنگام باز نشر آن در وبلاگ‌ها، گروه‌ها و کانال‌های خبررسانی. در این پست اشاره‌ای داشتم به قوانین «کپی رایت» (اینحا)، گفتیم که ایران کنوانسیون برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری را امضا نکرده است اما این دلیلی برای رعایت نکردن تفاهم‌نامه‌های جهانی و یا ملی نیست و گفتیم که برای استفاده از تمام یا بخشی از اثر دیگران، برای بازنشر آن، برای ترجمه کردنش و یا برای نوشتن کتاب یا مقاله‌ای، حتما باید اجازه‌ی صاحب اثر را داشته باشیم.

برگزاری دو دوره جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها این فرصت را به بسیاری از ما داد تا نگاهی دقیق‌تر به کتاب‌های حوزه‌ی کوه‌نوردی داشته باشیم و دریابیم که ما به حقوق پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری بی‌توجهیم، برای مثال:
  • ردیف کردن لیستی از نام‌ها و پیوندها در پایان کتاب‌مان کافی نیست، باید آشکارا و روشن بنویسیم که از چه بخشی، چه صفحه‌ای، از کدام منبع، مطلبی را برداشت کرده‌ایم.                         
  • برداشت از نوشته‌های دیگران حد و مرز دارد و با ذکر منبع اجازه نداریم که کل یا بخش بزرگی از اثر دیگران را در کتاب و مقاله‌ی خود بگنجانیم.

در مورد ترجمه هم دست کم اخلاق حکم می‌کند که از صاحب اثر اجازه بگیریم و عرف رایج اهل قلم این است که درخواست‌های مترجمان کشورهایی مانند ایران را (که بازار نشر ضعیف و کم رونقی دارند) می‌پذیرند.

کتاب «تکنیک‌های غارنوردی آلپی» تنها کتابی است که مترجم - سعید هاشمی نژاد - از صاحب اثر اجازه گرفته و این درخواست و پاسخ مثبت نویسنده در اولین صفحه‌ی کتاب چاپ شده است.


روی جلد کتاب تکنیک‌های غارنوردی آلپی

اجازه‌نامه‌ی صاحب اثر به مترجم

در بخشی دیگر نظرم را در مورد کتاب «واژه‌نامه تخصصی کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی» با شما در میان می‌گذارم.


کتاب «واژه‌نامه تخصصی کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی» زمستان سال ۱۳۹۴ با همت دوست عزیزم امین معین منتشر شد و مراسم رونمایی از این اثر شام‌گاه روز سه‌شنبه ۶ بهمن ۹۴ در محل خانه کوه‌نوردان تهران برگزار شد.

از نظر من چاپ این کتاب از اتفاق‌های بسیار خوب در کوه‌نوردی ایران بود و البته هست، دو جلد از این کتاب را همان شب خریدم و از امین خواهش کردم تا برایم امضایش کند. بعدا ۵۰ جلد دیگر از این کتاب را با هزینه‌ی شخصی برای انجمن کوه‌نوردان ایران خریدم تا در مناسبت‌‌های مختلف به دوستان کوه‌نورد هدیه دهیم.





چهارشنبه، دی ۰۸، ۱۳۹۵

بازنشر نوشته‌های دیگران، با نام بردن از صاحب اثر

این روزها بحثی بین وبلاگ نویسان کوه‌نورد یا کوه‌نویسان در گرفته است در نکوهش نشر آثار دیگران بدون اشاره به منبع و ماخذ آن، دلیل آن هم گسترش روزافزون کانال‌ها و گروه‌های ایجاد شده در شبکه‌های پیام‌رسان و به‌ویژه تلگرام است.
در آغاز باید به این نکته اشاره کرد که استفاده از نوشته و اثر دیگران بدون نام بردن از صاحب آن که به سرقت ادبی هم مشهور است، چیز تازه‌ای نیست و از دهه‌ها پیش سابقه داشته است.

تولید علم به صورت کلاسیک و ارائه‌ی مقاله سابقه‌ای چند صد ساله دارد ولی روش آن تفاوت بارزی با امروز داشته‌است. در آن زمان تعداد دانش‌مندان کم بود و هر کدام از آنها معمولاً در طور عمر خود بیش از یکی دو مقاله  منتشر نمی‌کردند. مقاله‌ها برای صاحب نظران آن شاخه از علم در جهان فرستاده می‌شد و اگر مورد توجه آنان قرار می‌گرفت،صاحب مقاله شانس آن را پیدا می‌کرد که در جلسه‌ای حضوری از آن دفاع کند و اگر کسی مقاله‌ی کم‌ارزشی می‌فرستاد، مورد ریشخند همگان واقع می‌شد. از این رو تعداد مقاله‌ها کم و کار کسانی که به داوری آنها می‌پرداختند چندان سنگین نبود. (۱)

 بر خلاف انتظار،  تخلف علمی در آن زمان هم وجود داشت. در بسیاری از موارد دانشمندی ایده‌ی خود را با دانشمند دیگری در میان گذاشته بود و از او درخواست مشاوره کرده بود ولی شخص دوم روش امانت‌داری را به جا نیاورده و کار علمی را به نام خود معرفی می‌کرد و دانشمند اصلی نیز کاری از دستش برنمی‌آمد. بسیاری از اکتشافات و اختراعات به همین صورت مورد مجادله قرار گرفته‌اند.

 از ابتدای قرن بیستم تعداد مقاله‌ها و آثار پژوهشی به یک‌باره رو به افزونی گذاشت و کنفرانس‌ها و مجله‌های مستقل علمی (ژورنال‌ها) یکی بعد از دیگری به وجود آمدند. امروزه صدها هزار نفر مشغول تولید علم هستند. اگر یک دانشجوی دکترا سال‌ها از امکانات دانشگاه استفاده کند و با وجود سال‌ها تلاش،  به نتیجه درخشانی نرسد، کار او بی‌ارزش تلقی نخواهد شد. گرچه وی نتوانسته شاخه‌ای بر درخت علم برویاند ولی اضافه کردن یک برگ کوچک نیز شایسته‌ی تقدیر است.

هر ساله هزاران نفر برای تولید علم در یک دانشگاه می‌کوشند و اگر از این میان فقط پنج نفر نتیجه‌ی برجسته‌ای کسب کنند، دانشگاه در تولید علم موفق بوده‌است. این وضعیت را مقایسه کنید با چند قرن قبل و دانشمندانی که اکتشافات بسیار بزرگی داشتند ولی به زحمت می‌توانستند نظر جامعه‌ی علمی را به خود جلب کنند و از امکانات دانشگاه‌ها بهره‌مند شوند. در هر حال امروزه تعداد مقاله‌های منتشر شده بسیار زیاد است و این امر کار داوری آنها را دشوار می‌سازد.

کسی که می‌خواهد یک مقاله‌ی علمی را داوری کند باید تسلط کافی بر آن گوشه از علم داشته باشد ولی با توجه به تعداد مقاله‌هایی که امروزه پذیرفته و چاپ می‌شوند، آیا تعداد کافی افراد واجد شرایط برای داوری آنها وجود دارد؟
 از سوی دیگر امروزه حتی دانشمندان تراز اول جهان هم مدعی مطالعه‌ی تمامی مقاله‌هایی که در زمینه تخصصی آنهاست، نیستند. آنان باید بر مقالات پیشرو و تحول آفرین که در مجله‌های معتبر چاپ می‌شوند مسلط باشند، ومعمولا  اگر کسی به مقاله‌ای ضعیف یا نامعروف دستبرد بزند، ممکن است کسی متوجه کپی و نااصل بودن آن نشود.

وجود مجله‌هایی که با انگیزه‌ی مادی مقاله‌های نامعتبر را می‌پذیرند نیز مشکل را دوچندان می‌کند. هم‌چنین با پیشرفت و  فراگیری روز افزون اینترنت و گسترش مقالههای برخط، دستبردهای علمی نیز سادهتر شدهاند، با جادوی «کپی و پِیست».
دزدی علمی، دستبرد فکری، هنری یا ایده دُزدی به معنی «اختصاص دادن خلاقیت ادبی، هنری یا پژوهشی دیگری به خود است، گویی خود شخص آن را خلق کرده است».
دستبرد فکری اگر در حوزه‌ی ادبیات باشد دزدی ادبی، اگر در حوزه‌ی هنر باشد سرقت هنری و اگر در حوزه‌ی پژوهشهای دانشگاهی انجام شود سرقت علمی نامیده میشودبه زبان ساده دستبرد علمی یا ادبی یعنی رونویسی کارها یا ایدههای دیگران و نسبت دادن آنها به خود.
مصادیق دزدی علمی یا ادبی (۱)
نقل  قول
اگر عین جملهای را از کسی نقل میکنید باید حتماً در گیومه قرار دهید و مرجع هم به دنبال آن بیایدضمناً توجه کنید که آیا اجازه دارید جمله را نقل قول کنید یا خیر (برخی از نشریه‌ها شرایط خاصی برای نقلقول دارند -  نظیر نحوه‌ی ارجاع دادن یا حداکثر جمله‌ها یا کلمه‌ّایی که می‌توانید نقل قول کنید -  که باید دقیقا رعایت شوند). ولی اصولاً نقل قول در حد یکی دو جمله مشکلی ندارد.
استفاده از نتایج دیگران
استفاده از نتایج، شکلها یا نمودارها (هر چند کوچک و جزییباید با ارجاع کامل باشداگر از نتیجه‌ی منحصربهفرد کسی یا گروهی استفاده میکنید حتماً باید ارجاع بدهیدمفاهیمی که بسیار جا افتادهاند (مثل قانون نیوتوننیازی به مرجع ندارند.
استفاده از جملههای دیگران
کپی کردن حتی با عوض کردن ساختار جمله باز هم دزدی علمی استبدین معنی که مثلاً تغییر زمان فعل از معلوم به مجهول جمله را از آن شما نمیکند (۲)
مثالجملهی اصلیکاربرد این روش در مواد غذایی داروشناسی درمان ضایعات پوستی و تحقیقات بیوتکنولوژی است.
جملهی تغییر یافتهاز این روش در تحقیقات بیوتکنولوژی و شناسایی داروها و همچنین در مورد بیماریهای پوستی و مواد  خوراکی استفاده میشود.

استفاده از جمله‌های مقاله‌های پیشین خود (۳)
کپی کردن جمله‌هایی از مقاله‌ی قبلی خودتان یا مقالهای که جای دیگری چاپ کردهاید، هم پوشانی بوده و جرم به حساب نمیآید ولی کار ناپسندی است. (این کار به سرقت از خود هم معروف است!!)

ارائه مقاله در کنفرانس‌ها و سمینارها
در ارائه‌ی مقاله، زیر هر شکل، عکس و نموداری که کار مستقیم خود شما نیست باید مرجع بدهیدمراجع را می‌شود در پایین صفحه هم نوشت، ولی باید دیده شود.
دزدی علمی غیرعمدی
بعضی وقتها سرقت علمی واقعاً به صورت اتفاقی استسرقت علمی اتفاقی هم جرم است (همانطور که اگر شما اختراعی بکنید که قبلاً ثبت شده است، حق استفاده‌ی تجاری از آن را ندارید و استفاده‌ی تجاری اتفاقی از آن جرم است). بنابراین بهتر است با دقت بیشتری منابع را مطالعه کنید.
سایه نویسی هم یکی از نشانه‌های دستبرد فکری استدر سالهای اخیر و با افزایش تعداد فارغ التحصیلان از یک سو و افزایش تعداد دانشگاههایی که معیارهای ارزیابی آسان تری دارند باعث شده که شکل سازمان یافتهای از سایه نویسی در ایران شکل بگیردشاه قاسمی و اخوان (۲۰۱۵با انجام پژوهشی نشان میدهند که این پدیده در ایران بسیار شایع است و تعداد زیادی از فارغ التحصیلان عملاً سایه نویسی را شغل خود میدانند.

۱ -    از ویکیپدیا

۲در این مورد نظر دیگری وجود دارد که ویرایش شخصی از یک متن را سرقت ادبی نمیداند.
۳این کار به سرقت از خود هم معروف شده است.
۴-  سایهنویس، نویسندهی اثری نوشتاری (مانند کتاب، مقاله، داستان و گزارشاست که به صورت رسمی (و قانونیمعتبر به کسی دیگر استدر میان مشاهیر، مدیران و رهبران سیاسی، مرسوم است که سایهنویسها را به خدمت میگیرندآنها جهت ویراستاری یا نوشتن نسخهی پیشنویس اتوبیوگرافی، مقاله و سایر انواع نوشتاریشان استخدام میشوندبر همین منوال، در موسیقی اغلب از سایهنویسها برای نوشتن ترانهی سبک‌های موزیک عامهپسند استفاده میشودشاه قاسمی و اخوان (۲۰۱۵با انجام پژوهشی نشان میدهند که این پدیده در ایران بسیار شایع است و تعداد زیادی از فارغ التحصیلان عملاً سایه نویسی را شغل خود میدانند.

مثال آثار سایهنویسی شده

موتسارت آثار موسیقی ای برای افراد ثروتمند سایهنویسی کردهاست.
رومن پولانسکی در سال ۲۰۱۰ فیلمی با عنوان نویسنده در سایه (یا سایهنویسساختهاست که در آن نخستوزیر سابق بریتانیا، نویسندهٔ گمنامی را برای تکمیل کتاب خاطراتش به خدمت میگیرد.
1.        Shahghasemi, E. , Akhavan, M. (2015). Confessions of academic ghost authors: The Iranian experience, SageOpen. http://sgo.sagepub.com/content/5/1/2158244015572262

کپی رایت چیست؟
برای سر و سامان دادن به موضوع مالکیت آثار ادبی، هنری و علمی، حق نشر، تکثیر و یا کپی رایت تعریف شد و در ادامه به قانون تبدیل شد.
حق نشر، حقّ تکثیر یا کپی رایت، مجموعهای از حقوق انحصاری است که به ناشر یا پدیدآورندهی یک اثر اصل و منحصربهفرد تعلق میگیرد و حقوقی از قبیل  نشر، تکثیر و الگوبرداری از اثر را شامل میشوددر بیشتر حوزههای قضایی، حق نشر از آغاز پدیدآمدن یک اثر به آن تعلق میگیرد و نیازی به ثبت اثر نیستمعادل این حق در نظامهای حقوقی پیرو حقوق مدون حق مؤلف است.
دارندگان حق تکثیر برای کنترل تکثیر و دیگر بهرهبرداریها از آثار خود برای زمان مشخصی حقوق قانونی و انحصاری دارند و بعد از آن اثر وارد مالکیت عمومی میشودهرگونه استفاده و بهرهبرداری از این آثار منوط به دریافت اجازه از ناشر یا پدیدآورندهی آن اثر است.
تاریخچه‌ی قانون حق تکثیر در ایران مربوط میشود به قانون ثبت علائم تجاری که در سال ۱۳۰۴ تصویب شد و در سال ۱۳۴۸ قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان به عنوان بدنه اصلی حق تکثیر در ایران تصویب شددر ایران قانون حق تکثیر هیچگاه بدرستی اجرا نشده است.

قوانین بینالمللی حق تکثیر
چیزی به نام حق «حق نشر بینالمللی» که به صورت خودکار نوشتههای نویسندگان را در سراسر جهان محافظت کند وجود نداردمحافظت در مقابل استفاده، در هر کشوری به قوانین ملی آن کشور بستگی داردبا این وجود بیشتر کشورها برای آثار خارجی تحت شرایط خاص، محافظتهایی فراهم میکنند که تا حد زیادی به وسیلهی تفاهمنامهها و کنوانسیونهای بینالمللیِ حق نشر ساده شده استدو کنوانسیون مهم در این زمینه وجود دارند، یکی کنوانسیون برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری و دیگری کنوانسیون جهانی حق نشر .

کنوانسیون برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری

کنوانسیون برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری، که معمولاً به نام کنوانسیون برن شناخته میشود، یک موافقتنامه‌ی بینالمللی در خصوص حق تکثیر است که اولین بار در شهر برن در سوئیس در سپتامبر سال ۱۸۸۶ (شهریور ۱۲۶۵ شمسیتصویب شد.
کنوانسیون برن کشورهای امضاکنندهی معاهده را (که در متن معاهده به نام «کشورهای عضو اتحادیه شناخته شدهاندملزم میکند که آثار پدیدآورندگان سایر کشورهای امضاکننده را همچون آثار پدیدآورندگان تبعهی خود مورد حمایت کپیرایت قرار دهداین پدیدآورنده کسی است که دارای تابعیت یکی از کشورهای عضو باشد و اگر دارای چنین تابعیتی نیست، اثر خود را برای نخستین بار در یکی از کشورهای عضو اتحادیه منتشر میکند و یا اقامتگاه وی در یکی از کشورهای عضو اتحادیه است.
ایران و حق تکثیر
در ایران مجموعهای از قوانین، قانون حق تکثیر را تشکیل میدهند، از جمله قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸، قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی مصوب ۱۳۵۲ ٬قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرمافزارهای رایانهای مصوب ۱۳۷۹ و آییننامه اجرایی آن مصوب ۱۳۸۳، قانون ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجاری و مواد ۶۲، ۶۳ و ۷۴ قانون تجارت الکترونیکی.
ایران از سال ۲۰۰۱ عضو سازمان جهانی مالکیت فکری است و تابحال تعدادی از پیمانهای مربوط به مالکیت فکری را پذیرفتهاست. ایران در سال ۱۳۸۰ به پیمان مادرید برای ثبت بینالمللی علائم ملحق شد، ولی عضو کنوانسیون برن و هیچیک از کنوانسیونهای بینالمللی مربوط به حق تکثیر نیست.
در سال ۱۳۹۰ پیش نویس لایحه جامع حمایت از حقوق مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دولت ایران تقدیم شد که در صورت تصویب جایگزین قوانین فعلی حق تکثیر ایران خواهد شد، در این پیشنویس، مدت حمایت حقوق پدیدآورندگان از ۳۰ سال به ۵۰ سال افزایش یافته است.

کپی لفت چیست؟
کپیلفت(۵) روشی است برای ارائه آثاری که شامل حق تکثیر میشوند، همانند موسیقی، کتاب، نرمافزار و غیره تا به صورت آزاد به طوری که استفاده کنندگان ملزم شوند تمامی نسخههای مشتقشده یا گسترشیافته از آنها را نیز به صورت آزاد منتشر کنندیکی از روشهای انتشار آثار، ارائهی  آنها در مالکیت عمومی است، اما مشکل این روش این است که افراد میتوانند با تغییرات جزئی یا کلی در اثر، آن را با یک مجوز  مالکیتی انحصاری بازنشر کنندبرای غلبه بر این مشکل از مجوزهای کپیلفت استفاده میشود که تضمین میکند کاربران بعدی نیز از آزادیهای تعریف شده بهرهمند خواهند شد.
کپی لفت نوعی بازی با کلمهی کپیرایت است، در زبان انگلیسی «لِفت» به معنیِ چپ، متضاد «رایت» به معنیِ «سَمتِ راست» است.
کپیلفت عملی را توصیف میکند که در آن با استفاده از قانون  حقّ تکثیر (کپیرایت)، تضمین میشود که اجازهی نسخهبرداری و ویرایش یک اثر برای همگان محفوظ میماند و هیچ شخصی اجازه ندارد حق ویرایش و نسخهبرداری را از دیگر افراد سلب کند.
در واقع کپیلفت نوعی استفاده از کپیرایت اما در جهت خلاف آن است، یعنی به جای به انحصار درآوردن، از انحصاری شدن آن جلوگیری میکند.
کپیلفت را میتوان به تمامی آثاری که شامل حق تکثیر میشوند مانند موسیقی، کتاب، نرمافزار و غیره اعمال کردکپیرایت به پدیدآورندگان آثار اجازه میدهد تا حق نسخهبرداری، ویرایش و یا  اقتباس کردن از آثارشان را از دیگر افراد سلب کننددر مقابل، یک پدیدآورندهی اثر میتواند با استفاده از کپیلفت به تمامی افرادی که یک نسخه از اثر را دریافت میکنند حق نسخهبرداری، ویرایش و اقتباس را اعطا کند و با استفاده از قوانین آن تضمین کند که این حق برای دیگر افرادی که نسخهای از آن اثر را دریافت میکنند نیز همچنان محفوظ خواهد ماند.
مثال دیگری از کپیلفت مربوط به زمانی است که ریچارد استالمن بر روی مفسر لیسپ کار میکردشرکت سیمبولیکس    از استالمن خواست تا به آنها اجازه دهد از این مفسر استفاده کننداستالمن پذیرفت، سیمبولیکس بر روی این مفسر کارکرد و عملکرد آن را بهبود بخشیداما هنگامی که استالمن از آنان درخواست کرد تا نسخه‌ی بهبود یافته را در اختیارش قرار دهند، سیمبولیکس امتناع کرد و پس از آن استالمن شروع به مبارزه برای ریشهکن ساختن این رفتار نمود.
از آنجایی که استالمن میپنداشت هرگز نمیتوان قانون کپیرایت و چنین رفتارهایی را از بین ببرد، تصمیم گرفت راهی قانونی برای این کار بیابد. او ایده‌ی انقلابی خود در ارتباط با مفهومی به نام نرمافزار آزاد (Free Software) را در سال ۱۹۸۴ در قالب بیانیهای منتشر کرد که به جنبشی در صنعت نرمافزار تبدیل شداستالمن در بیانیه خود نرمافزار آزاد را نرمافزاری معرفی کرده بود که حداقل چهار آزادی را برای کاربران فراهم کند:
·         آزادی صفرکاربر باید اجازه داشته باشد نرمافزار را به هر منظوری که نیاز دارد اجرا کند.
·         آزادی یککاربر باید اجازه داشته باشد کد منبع (Soure Code) نرمافزار را مطالعه کرده و مطابق با نیاز خود تغییر داده یا اصلاح کند، برای این منظور باید کد منبع به نحوی در اختیار کاربر قرار داده شود.
·         آزادی دوکاربر باید اجازه داشته باشد با اهداف تجاری یا غیر تجاری، اقدام به بازنشر نرمافزار مورد استفاده‌ی خود کند.
·         آزادی سهکاربر باید اجازه داشته باشد با اهداف تجاری یا غیرتجاری، نرمافزاری که کدهای منبع آن را تغییر داده یا اصلاح کرده را منتشر کند.
بدین ترتیب استالمن پروانه جامع و عمومی ایمکس را پدید آورد که اولین پروانه کپیلفت بود که بعدها به پروانه جامع و عمومی گنو (GNU GPL) تبدیل شد که محبوبترین اجازهنامه در دنیای نرمافزار آزاد است.
۵-

در مورد کپی لفت به این مطالب هم نگاهی بکنید.

کپی لفت چیست؟ http://www.gnu.org/copyleft/copyleft.html 
آزادی یا کپی رایت؟  http://www.gnu.org/philosophy/freedom-or-copyright.html

اشاره به کپی لفت برای این بود که بگوییم در برابر کسانی که به حفاظت و به بیانی در انحصار داشتن آثار خود میپردازند، کم نیستند کسانی که به دنبال مالکیت عمومی اثر هستند ولی این به معنی نادیده گرفتن پدید آورنده و یا مجوزی برای نشر آزاد آن اثر نیستکپی لفت هم رویه و قانون خود را داراست.

در خصوص این پیکار که برای بازداشتن از بازنشر آثار دیگران بدون نام بردن از صاحب اثر شکل گرفته است چند نکتهای را باید در نظر داشته باشیم.
·        از آنجاییکه قانون محکمی برای برخورد با این کار وجود ندارد و در سطحی بالاتر اساسا دولت ایران هم هنوز به کنوانسیون برن نپیوسته است، بهترین راه حل، تکیه کردن به نادرست و غیر اخلاقی بودن این کار استممکن است کسانی ترجیح بدهند به معرفی شخص، وبلاگ یا کانال کپی بردار بپردازند و ممکن است بعضی از دوستانمان لازم بدانند خشم خود را از این پدیده نشان دهند، درهرحال باید اجازه داد که هرکس رویکرد مورد علاقهی خود را داشته باشد.
·        این موضوع در عین حال که درخور نکوهش است، اما آنقدر حساس نیست و آنقدر آسیب رسان نیست که ما را به قهر و خشم بکشدواقعیتی که امروز با آن مواجه شدهایم نشر مطالب نادرست، دروغ و یا تحریف شده در فضای مجازی است، آنچه تاسفبار است قبول و باور این دروغها است و تاسفبارتر بازنشر همین دروغها بهوسیلهی مخاطبان است!
·        تشکیل کانال مرجع و یا ورود به کارزارهای تنبیهی و مانند آن، ما را ناخواسته به هیات داوران و ناظمان و سانسورچیان فضای ادبی و نوشتاری جامعه درخواهد آورد که با جوهر آزادیجوی قلم ناسازگار استاز آن گذشته چه قانون و قراری هست که همه را به پذیرفتن آنچه ما میگوییم، وادار سازد.
·        با وجود آن چه در بالا گفتیم و تاسف هم خوردیم، اما باید همچنان به شعور و آگاهی و قدرت شناخت مردم اعتقاد داشته باشیم و احترام بگذاریمخود را معیار و ملاک درستی و نادرستی قرار ندهیم و اجازهی بیان نظر و یا داوری را به مردم بسپاریم، البته که هرکس به سهم خود و آن چنان که درست میداند در معرفی خوبی و بدی این کار  همان کپی بدون نام بردن از صاحب اثر - میکوشد.
·        و اما اکنون پیبردن به اصالت یک نوشته و یا دانستن نام نویسندهی آن، آن قدرها هم دشوار نیستموتورهای جستجوی اینترنتی و به ویژه گوگل، کار را خیلی راحت کردهاند، در عین حال شاید بدانید که سایتها و سامانههایی در جهان برای همین کار ساخته شدهاندطبیعی است که جستجو برای همانند یابی در زبانهای دیگر از جمله انگلیسی و فرانسه خیلی کارآتر و پیشرفتهتر از کندوکاو در آثار فارسی نویسان است.
در این آدرس شما لیستی از سامانههای اینترنتی «شبیه‌یاب یا همانندجو» را میبینید
 این سایت متعلق به «معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه اصفهان» است.

یا اینجاسامانهی همانندجو ی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران  ایرانداک
در معرفی این سایت چنین آمده:
همانندجویی در نوشتار پایاننامهها و رسالهها، گامی در کمک به نگهداشت حقوق پدیدآوران و گسترش علم و فناوری و زمینهسازی برای دسترسی آزاد همگان به اطلاعات است. «همانندجو» با جستوجوی خودکار در متن کامل پایاننامهها و رسالههای موجود در ایرانداک، نوشتههای همانند را بازیابی و اندازهی همانندی و منبع اطلاعات همانند را نمایش میدهد.