دوشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۹۷

سه‌شنبه، آبان ۰۱، ۱۳۹۷

سرسیاه غار جمعه ۶شهریور ۹۷

صعود به قله سرسیاه‌چال و سرسیاه‌غار جمعه ۶شهریور ۹۷

از مسیر دشت هویج (گرچال) و قله پرسون
ساعت ۶:۳۰ صبح از روستای افجه واقع در لواسان به طرف دشت هویج یا دشت گرچال حرکت کردیم، ساعت ۸:۳۰ پس از گذشتن از دشت در ابتدای پاکوب یال منتهی به گردنه افجه بشم و پس از استراحتی کوتاه به طرف گردنه و قله پرسون ادامه دادیم، ساعت ۱۱:۳۰ روی یال سر سیاه غارها با دور زدن قله های پرسون، سر سیاه چال ۱ و ۲، ساعت ۱۳:۴۵ به قله سرسیاه غار  به ارتفاع ۳۴۵۰ رسیدیم.

در شمال قله، دشت لار و در جنوب آن روستای برگ‌جهان قرارگرفته است، قله سر سیاه غار در امتداد خط‌الراس  باشکوه و طولانی (از غرب به شرق) و قله‌های هم‌هن، پیرزن کلون، مهرچال، آتش‌کوه، ساکا، سیاه لت، ریزان، سیاه‌ریزه، پرسون، اندار، سرسیاه چال، سرسیاه غار، گاو بینی (وستان)، فیل زمین و گل زرد قرار دارد، مسیر مال‌رو که از افجه تا آمل امتداد دارد از دشت گرچال، گردنه افجه بشم و دشت لار می‌گذرد و هنوز آثار سنگ‌فرش راه شاه عباسی در بعضی جاها مشهود است.
کلمۀ گُرچال از ترکیب دو نام گُر + چال گرفته شده‌است. گُر در گویش ایرانیان باستان به معنای آتش و چال نیز به معنای جایگاه بوده‌است که این دشت را در گذشته گُرچال به معنای جایگاه آتش یا آتش‌دان می‌نامیده‌اند. گمان بر این است که علت این نامگذاری گرمتر بودن این دشت نسبت به قله‌های سر به فلک کشیده اطرافش همچون یک آتشدان و پدید آمدن جان‌پناهی برای فرار از سرمای مرگ آور بوده‌است.
به روایتی دیگر این دشت سرزمین آتش ایزدی بوده‌است که بنا بر روایات شاهنامه، فرانک پس از مرگ همسر جوانش آبتین به دست ضحاک و برای فرار از ستم وی، فرزند خردسالش فریدون را در آنجا به دست دشت‌بان سپرده‌است تا بزرگ شود.
به دشتی که گرچال باشد به نام
بیامد ز پی مردم نیکنام
کمر بسته کوههای سترگ
به آبشخورش مرغ و میش است و گرگ
دشت گُرچال در ارتفاع ۲۴۰۰متری از سطح دریا قرار گرفته است، احتمالن منظور از مصرع " کمر بسته کوههای سترگ " قله‌های مجاور این دشت می باشد.
بر فراز قله در هوایی خنک و پائیزی حدود ۴۵ دقیقه استراحت کرده و ساعت ۱۵به‌ طرف دشت هویج و افجه سرازیر شدیم، ساعت ۱۹ به محل پارک ماشین ها رسیدیم.(تعداد دوستان ۱۳ نفر)
# پرسون نام اصیل ایرانی ونام دخترانه ای است به نام خرمن ماه یا خوشه ماه.






جمعه ۲۷مهر۹۷، صعود به قله رندان


جمعه ۲۷مهر۹۷، صعود به قله رندان (رندون) و یادی از مطرب عشق، جیگی‌جیگی ننه خانوم

جاده کن و سولقان را که به طرف امامزاده داوود میروی پس از طی حدود ۱۵ کیلومتر، در دومین جاده فرعی سمت چپ پس از ۴کیلومتر روستای کوچک رندان قرار دارد ، روستائی در دل کوههای البرز، رودخانه‌ای تمیز با شیب تند و سروصدای زیاد از درون روستا میگذرد که سر چشمه‌ی آن ابتدای دره حیدر است و آبشار زیبای رندان را در میانه راه دارد، در دو طرف رودخانه انبوهی از باغ‌های متراکم وجود دارد که بیشتر شبیه جنگل است، با کوچه باغ‌های زیبا و رویائی.

ساعت ۶:۳۰ به رندان رسیدیم و در امتداد رودخانه به سمت آبشار حرکت کردیم، پس از استراحت و صبحانه، حدود ساعت ۹:۳۰ در امتداد شیبی تند و چند توقف ساعت ۱۴ به قله رسیدیم. سمت راست‌مان (شرق) قله های لوارک و پلنگ چال و بازارک (شمال شرقی) و قله های بندعیش و چین کلاغ در جنوب شرقی و در سمت چپ (غرب) قله‌های تالون و سیاه سنگ در شمال غربی و قله‌ی گندم کار و پهنه سار و چشمه شاهی در جنوب غربی خود نمایی می‌کردند. پس از نیم ساعت به سمت پایین حرکت کردیم ،وساعت ۱۹ به روستای رندان رسیدیم.
در طول مسیر یادی کردیم از مطرب عشق، در دهه‌های ۴۰ و۵۰ در مشهد، مطربی که بشارت دهنده‌ی شادی، محبت و عشق برای مردم مشهد بود. «جیگی جیگی ننه خانوم» نامی بود که مشهدی‌ها به وی داده بودند.
رضا و داود کیانیان گفته اند:

پدر ما در مشهد در بازارچه حاج آقا جان مغازه طباخی داشت و تابستان‌ها مرا به دم دکان خود می‌برد و آن‌جا شاگردی می کردم و در همان‌جا بود که وقتی جیگی جیگی بساط نمایشش را پهن می کرد، یکی از مشتری‌هایش من بودم.
فردی سیه چرده و لاغر بود و ساز محلی می زد. موسیقی‌اش شاد بود هرچند خودش غم خاصی داشت. مردم مشهد برایش روایت های زیادی ساخته بودند. چون طبق فرهنگ فولکلور مردم نظر خود را وارد اتفاقات می‌کنند روایات گوناگونی که در مورد او وجود دارد نشان‌گر اهمیت این شخصیت است.
جیگی جیگی هرگز دنبال پول نبود. در آن زمان که کودکی ۱۰-۱۲ ساله بودم، حرکات او که با ساز انجام می‌داد برایم شگفت‌انگیز بود و شاید علاقه‌ای که به عروسک نمایشی او داشتم باعث شد بعدها سراغ تئاتر بروم. در همان زمان بچه دیگری هم بود به نام محمدرضا که محو مضراب جیگی‌ جیگی می‌شد. پدر محمدرضا قاری قرآن بود و در مغازه‌اش به او تمرین قرآن می‌داد و این کودک کسی نبود جز محمدرضا شجریان که در دوره کودکی‌اش هرکس صدای قرآن خواندن او را می‌شنید میخکوب می‌شد.
داود کیانیان در ادامه به ماجرای عجیب مرگ جیگی جیگی اشاره کرد و این اتفاق را شاهکاری غریب توصیف کرد.
تصوری که از جیگی جیگی در ذهنم هست متعلق به زمانی است که در باغ ارگ مشهد که پر از سینما بود، با پدرم به سینما می‌رفتیم. گاهی در رفت و آمدهایمان جیگی جیگی را می‌دیدیم که ساز می‌زد و عروسک بزغاله‌اش را می‌رقصاند و این حرکات برای من بسیار جذاب بود. از پدرم می خواستم بمانیم و او را ببینیم و به او پول بدهیم و این تصویر ذهنی من از او بود، تصویری که همیشه زنده است.






ارفع کوه

صعود به قله ارفع کوه، جمعه ۲۰ مهر ۹۷

ساعت ۶:۳۰ صبح به ارفع ده رسیدیم، شب را در ده سرخ آباد ،که ۱۴ کیلومتر با ارفع ده فاصله دارد ،میهمان همنورد عزیزی بودیم.
از تهران، بعد از عبور از فیروزکوه و روستای معروف ورسک به منطقه‌ای به نام چاپارخانه یا دم زنون می‌رسیم. در سمت چپ جاده هلال احمر سرخ آباد که کمی از کنار جاده عقب‌تر است، قابل مشاهده است. قبل از هلال احمر دو جاده وجود دارد که جاده سمت راست، پس از ۶ کیلومترشما را به روستای ارفع ده می‌رساند.

ارفع ده سرزمین درختان در هم تنیده، چشمه ها، شکوه کوه ها و چشم اندازهای بی‌انتهاست. ارفع ده روستایی است کوچک که حدود ۱۰۰ خانوار در آن زندگی می کنند. آنقدر زیباست که نمی توان توصیف اش کرد، باید رفت، باید دید و از نزدیک آن همه زیبایی را لمس کرد.





۴/۵ساعت (از ارتفاع حدود ۱۵۰۰ متری در ارفع ده تا ارتفاع ۲۷۳۵ قله ارفع کوه) در مسیر صعود به قله وحدود ۳ ساعت در برگشت، درون مه با درخت ها و درخت‌چه های بی نظیری مانندبلوط،راش،افرا،توسکا، سف، تل، تلکا، زرشک، آلاش و ... به همراه گیاهان ریشه‌دار وحشی مانند ازگل، ولیک، زالزالک، سولس، گون، آویشن، و ته دونه،همراه بودیم ،جنگل‌های بکری که توسط بومیان و اهالی، پرتاس خوانده می‌شوندو به لحاظ قرار گرفتن در ارتفاعات بالا، همواره توسط مه پوشیده شده اند.

برای رسیدن به مناطق جنگلی ابتدا باید از مراتع و چمنزارهای روستا عبور کرد تا به جنگل ارفع ده رسید. هرچه به سمت عمق جنگل پیش می روید، مناظر بکرتر و زیباتر می شوند. همچنین چشمه پراو (پرو_پر آب )که در مسیر جنوبی قله قرار داردو آبشخور پلنگ، شوکا،مرال،روباه،شغال،تشی،گراز،خرس قهوای،کبک و انواع پرندگان و...و افعی البرز میباشد.قله ارفع کوه در میان قلل زیبای عباسعلی،سرکوه و نرو در شرق،قله سنگر در جنوب،وقله های اونیسه و میشینه مرگ در غرب قرار گرفته است.
منطقه الاشت و بخصوص ارفع ده و ارفع کوه و سرخ آباد انقدر زیباست که باید رفت و از نزدیک آنرا نوشید و لمس کرد.

از فیس‌بوک عباس قمی، هم‌نورد عزیزم

دوشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۹۷

فراخوان سومین جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها


#فراخوان سومین #جشنواره‌ ی #کوه‌نوشته‌ها
آذر ماه ۱۳۹۷
جشنواره‌ی دوسالانه‌ی کوه‌نوشته‌ها با هدفِ تشویقِ تولید و نشر دانش در زمینه‌ی#کوه‌نوردی و #حفاظت محیط کوهستان، برگزار می‌شود. این جشنواره، یک مسابقه نیست و انتخاب «آثار برگزیده» سپاسگزاری از همه‌ی کسانی است که برای کوه‌نوردی و کوهستان قلم می‌زنند.
#بنیاد_محمدی‌فر و #انجمن کوه‌نوردان ایران پدیدآورندگان نوشتارهای کوه‌نوردی را به فرستادن آثار به دبیرخانه‌ی جشنواره دعوت می‌کنند.
سومین دوره‌ی جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها مانند دوره‌های ۱۳۹۳ و ۹۵ همزمان یا نزدیک به « #روز_جهانی_کوهستان » (۲۱ آذر / ۱۱ دسامبر) برگزار خواهد شد.
آثاری که در قالب کتاب، مقاله، یادداشت به صورت کاغذی یا در فضای مجازی منتشر شده باشند، می‌توانند به دبیرخانه فرستاده شوند. پدیدآورندگان باید دو نسخه‌ی فیزیکی از آثار خود را با ذکر تاریخ و محل انتشار (در مورد مقاله و یادداشت)، همچنین یک قطعه عکس و شماره‌ی تماس و رایانامه‌ی خود را تا ۱۵ آبان ماه به نشانی زیر بفرستند:
تهران- خیابان انقلاب، جنب لاله‌زار، شماره‌ی ۵۹۰، طبقه‌ی چهارم، واحد ۱۲، دفتر انجمن کوه‌نوردان ایران، کد پستی: 1145774454
کسانی که مایل به دریافت گزارش و گزیده‌ی مقاله‌های دو دوره‌ی پیشین هستند، می‌توانند با نشانی بالا یا شماره تلفن 66712243 – 021 تماس بگیرند.

سه‌شنبه، مهر ۰۳، ۱۳۹۷

جنگل‌های بارانی، ریه‌های زمین!


یک جنگل بارانی به مساحت استان کرمان (یکی از پهناورترین استان‌های کشور) را مجسم کنید!
حالا آن را از دست رفته تصور کنید!

بزرگی فاجعه‌ی نابودی جنگل‌های بارانی اندونزی در سه دهه‌ی گذشته، معرفی نام بزرگ‌ترین تهدید آن را الزام‌آور می‌سازد، 
ویلمار Wilmar  بزرگ‌ترین سوداگر روغن پالم بر روی زمین

ویلمار میزان عظیمی از روغن پالم کثیف را از تولیدکنندگانی تامین می‌کند که جنگل‌های بارانی را نابود می‌کنند و اینجاست که من و شما باید وارد شویم!
تولید کنندگان کالاهایی مانند کیت‌کَت Kit-Kat،داو Dove، هد اند شولدر Head & Shoulder متعهد شده بودند روغن پالمی تهیه کنند که حاصل جنگل‌زدایی نباشد اما آنها بعضی از مهم‌ترین مشتریان ویلمار هستند.اکنون ضروری است که آنها قدم بزرگی بردارند و خرید روغن پالم کثیف (حاصل جنگل‌زدایی) و خرید از ویلمار را پایان بدهند.

جنگل‌های بارانی ریه‌های زمین‌، منبع حیات مردم بومی آن سرزمین‌ها و قوی‌ترین ابزار دفاعی بشر در برابر تغییرات آب و هوایی هستند


از دست دادن هر یک متر از جنگل‌های بارانی مهم است، چند ماه پیش سازمان صلح سبز دریافت شرکتی به نام گاما که از تامین کنندگان روغن پالم برای  ویلمار است جنگلی را به مساحت دوبرابر شهر پاریس نابود کرد تا به کشت درخت روغن پالم بپردازد.

باید جنگل‌ها و محیط زیست را در کشورمان و در ورای مرزها بپاییم.

سه‌شنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۹۷

روغن نخل و جنگل‌های بارانی



صابون و خمیر دندانی که هر روز استفاده می‌کنیم و شکلات و بیسکوییتی که با لذت می‌خوریم همه با روغن نخل (پالم) تهیه می‌شوند که در حال نابود کردن جنگل‌ّای زیبای بارانی است.
برندهایی مانند نستله، یونی‌لِوِر و موندِلِز (تولید کننده‌ی کادبریز Cadburys ) متعهد بودند که تا سال ۲۰۲۰ کالاهای خود را با روغن نخلی که بر جای درختان بارانی نابود شده، روییده‌اند، تولید نخواهند کرد. اما آنها بر سر قول و تعهد خود نمانده‌اند.
روغن نخل را بدون نابود کردن جنگل‌های بارانی هم می‌شود تولید کرد اما نام‌های بزرگ پیش از هر چیزی به دنبال سود هستند که نابودی اقلیم را به دنبال داردو حیات حیات وحش جنگل‌های بارانی مانند اوران‌گوتان‌ها، ببرهای سوماترا، اسب‌های آبی و فیل‌ها را به خظر می‌افکند.

ده سال پیش (۲۰۰۸) سازمان صلح سبز در چالشی، برندهای بزرگ را وادار کرد بپذیرند تا سال ۲۰۲۰ روغن نخل مورد نیاز خود را از منابعی جز نابود کنندگان جنگل‌های بارانی تهیه کنند. امسال اما بررسی‌های صلح سبز نشان داد که این برندها زنجیره‌ی تامین کنندگان خود را پاک‌سازی نکرده‌اند.

روغن نخل نزدیک به نیمی از کالاهای سوپرمارکتی را تشکیل می‌دهد و تاثیر بدش بزرگ‌تر از آن است که بتوان نادیده‌اش گرفت، شرکت‌ها و نام‌های بزرگ باید روغن پالم تهیه شده بر جای جنگل‌های بارانی پاک‌تراشی شده را متوقف کنند.


منبع: صلح سبز

یکشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۹۷

فراخوان سومین جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها


فراخوان سومین جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها
آذر ماه ۱۳۹۷

جشنواره‌ی دوسالانه‌ی کوه‌نوشته‌ها با هدفِ تشویقِ تولید و نشر دانش در زمینه‌ی کوه‌نوردی و حفاظت محیط کوهستان، برگزار می‌شود. این جشنواره، یک مسابقه نیست و انتخاب «آثار برگزیده» سپاسگزاری از همه‌ی کسانی است که برای کوه‌نوردی و کوهستان قلم می‌زنند.

بنیاد محمدی‌فر و انجمن کوه‌نوردان ایران پدیدآورندگان نوشتارهای کوه‌نوردی را به فرستادن آثار به دبیرخانه‌ی جشنواره دعوت می‌کنند.

سومین دوره‌ی جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها مانند دوره‌های ۱۳۹۳ و ۹۵ همزمان یا نزدیک به «روز جهانی کوهستان» (۲۱ آذر / ۱۱ دسامبر) برگزار خواهد شد. 

آثاری که در قالب کتاب، مقاله، یادداشت به صورت کاغذی یا در فضای مجازی منتشر شده باشند، می‌توانند به دبیرخانه فرستاده شوند. پدیدآورندگان باید دو نسخه‌ی فیزیکی از آثار خود را با ذکر تاریخ و محل انتشار (در مورد مقاله و یادداشت)، همچنین یک قطعه عکس و شماره‌ی تماس و رایانامه‌ی خود را تا ۱۵ مهر ماه به نشانی زیر بفرستند:

تهران- خیابان انقلاب، جنب لاله‌زار، شماره‌ی ۵۹۰، طبقه‌ی چهارم، واحد ۱۲، دفتر انجمن کوه‌نوردان ایران، کد پستی: ۱۱۴۵۷۷۴۴۵۴ 

کسانی که مایل به دریافت گزارش و گزیده‌ی مقاله‌های دو دوره‌ی پیشین هستند، می‌توانند با نشانی بالا یا شماره تلفن ۶۶۷۱۲۲۴۳– ۰۲۱ تماس بگیرند.

گزارش برنامه

چند سالی است که فرصت هم‌پا و هم‌راه شدن با تنی چند از دوستان قدیمی را پیدا کرده‌ام و کوه‌های خوبی هم رفته‌ایم. (گروه هفتم)

تصمیم دارم در اینجا خلاصه‌ای از این کوه‌پیمایی‌ها را منتشر کنم.


پنجشنبه، شهریور ۱۵، ۱۳۹۷

نمایشگاه جهانی کتاب کوهستان - پَسی مون‌بلان

تابستان ۱۳۹۷ (۲۰۱۷) ۲۹امین دوره‌ی نمایشگاه در شهر #پَسی (فرانسه) برگزار شد.

حضور انجمن کوه‌نوردان ایران در این نمایشگاه نخستین بار در سال ۲۰۱۰ و به ابتکار ابراهیم نوتاش عملی شد.
پس از اعلام آمادگی و ثبت‌نام، تصمیم گرفتیم که چند بروشور برای معرفی کوه‌های ایران آماده کنیم، برای تهیه‌ی این بروشورهای سه‌زبانه (فارسی، انگلیسی و فرانسه) با ابراهیم نوتاش و عباس محمدی همکاری داشتیم.
شش بروشور با عنوان‌های علم‌کوه، دماوند، البرز، زاگرس، اشتران‌کوه و سبلان چاپ کردیم که در هر دوره توزیع شده و امسال هم حسابی به کارمان آمد.

حضور ما در این #نمایشگاه با هزینه‌ی شخصی و با هدف آشنا ساختن بازدیدکنندگان با ایران، طبیعت ایران و کوه‌های آن انجام شده است، البته گفت‌وگوها تنها به کوه و طبیعت خلاصه نمی‌شود، خیلی‌ها مایلند بدانند در ایران چه می‌گذرد، اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی چطور است و...

از بین بازدیدکنندگان، آنهایی که پیش از این به ایران سفر کرده‌اند با آگاهی از حضور «کلوب آلپَن ایرانین» ، مشتاقانه خود را به ما می‌رساندند، از تجربه‌ی سفر به ایران می‌گفتند، از خوبی‌ها و خوشی‌های سفرشان، از میهمان‌نوازی ایرانیان و از دوستی‌هاشان با مردم ما که در سفر به یادماندنی‌شان پایه‌ریزی شده است.

در این دوره با افسر شاندیز و علی کریمی غرفه‌ی ایران را برپا کردیم.
همکاری و یاری برگزارکنندگان نمایشگاه به‌ویژه خانم ژوئل شاپاز کمک زیادی به ما کرد تا این دوره را هم مانند گذشته به خوبی برگزار کنیم، از همه‌ی دوستان فرانسوی‌مان سپاس‌گزاری می‌کنیم.




 در حال آماده‌سازی غرفه

کارهای دست علی بسیار پرکشش و جذاب بود