‏نمایش پست‌ها با برچسب آلپاین کلاب آمریکا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آلپاین کلاب آمریکا. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۹۳

یادداشت های سفر به آمریکا (2015) - بخش دو «مسنر، مسنر است»


این بخش را به سخن رانی راینولد مسنر در مراسم شام اختصاص دادم، 
حضور راینولد مسنر در مراسم شام سالانه ی 2015 انجمن کوه نوردان آمریکا، جذابیت و انگیزه ی کافی برای گردهم آمدن بیش از 600 نفر ایجاد کرده بود.
در بخش حراج، کلنگ امضا شده ی مسنر به قیمت 20000 دلار به فروش رفت!
 
مسنر در میزگرد روز نخست و سپس در سخن رانی اصلی خود، پای بندی قابل ستایش خود را به ارزش های انسانی و اخلاقی در زندگی و در کوه نوردی نشان داد. او از تلاش ها و از صعودهای خود گفت، از موفقیت ها و از ناکامی هایش، از هیمالایا، از سفرش به قطب زمین.
مسنر خود را کوه نوردی ساده و معمولی می داند و هرگز خودستایی و بزرگ نمایی نمی کند، اما گفت کهمسنر خود را تکرار نمی کند! مسنر راه خود را رفته است، صعودهای او به چهارده قله هشت هزار متری هم گویای همین واقعیت است، به دنبال تکرار نبود و نیست!
 
مسنر، مسنر است.
 
از موزه هایی که تاسیس کرده گفت و سرانجام از «یتی» گفت! آن گونه که گویی او را ملاقات کرده است و در برابر بهت حاضران گفت که: بله، در مورد «یتی» کار و تحقیق می کنم، این یک کار جدی است.
 
این سخن رانی دیدنی و شنیدنی است. 
خودتان ببینید!
این ویدیو را با کیفیت خوبی روی یوتوپ فرستاده ام، فیلم را اینجا ببینید:
http://youtu.be/Lkic4rtSqE8

شنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۹۳

یادداشت های سفر به آمریکا (2015) - بخش یک


سنترال پارک - یکی از دیدنی های نیویورک
تاریخی!!
این بار دومی بود که میهمان گردهم آیی سالانه ی آلپاین کلاب آمریکا می شدم، رویداد امسال به نوعی تاریخی بود، حضور ده ها کوه نورد و دیواره نورد نامی جهان و به ویژه کریس بانینگتون، اولی استک و راینولد مسنر در زیر یک سقف - انگیزه ی کافی برای به جان خریدن رنج سفر و تاب آوردن غربت فراهم می کند.
شام شب اول را اینجا خوردیم، دکه ی هات داگ فروشی وسط منهتن
سرد
روز 29 ژانویه 2015 ساعت 8 صبح به آمریکا رسیدم (فرودگاه جان اف کندی - نیویورک)، تشریفات قانونی و گمرک ساده و سریع بود، تاکسی امارات هم منتظر بود و ساعتی بعد در هتل بودم. خوش بختانه نیمی از مراسم در همین هتل برگزار می شد و  رنج جابجا شدن در آن هوای سرد کم تر می شد! 
نیویورک در آن روزها خیلی سرد بود، کنار خیابان ها پر از برف و همه چیز یخ زده! کت پر حتی توی لابی هتل هم از واجبات بود!
اگر از حال و احوال آن روزهای آمریکا و این سفر بپرسید، پاسخ من این است: سررررررررررد.....
پیش از شام
مراسم شام سالانه، شب 31 ژانویه برگزار می شد، اما صبح روز جمعه 30 ژانویه، چند میزگرد در هتل برقرار بود که اولی با شرکت سر کریس بانینگتون و اولی استک انجام شد.
صحبت ها بیش تر در مورد تفاوت سبک صعود در دهه های گذشته و روش سبکبار و سریع - آن چنان که روش اولی استک است -  بود. ترس در کوه نوردی هم موضوع جالبی بود که این دو کوه نورد نام آور در باره ی آن صحبت کردند. 
در میانه ی صحبت ها «راینولد مسنر» وارد شد و در بخش پرسش و پاسخ اولی استک را با یادآوری ماجرای 2 سال پیش او و سیمونه مورو (در بیس کمپ اورست و درگیری با شرپاها و باربران)، به چالش کشید!
از فرصت بدست آمده استفاده کردم و سه جلد کتاب برای هدیه به موزه ی انجمن کوه نوردان به امضای کریس بانینگتون و راینولد مسنر رساندم.
از ویژگی های انسان های بزرگ، فروتنی آنها است، خیلی ذوق کردم که با کریس عکس گرفتم!