دوشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۷

علم کوه



برنامه صعود به علم کوه را به صورت محدود و با شرکت مهدی کاسبیان ، فریدون عشقی ، وجید افشارمنش و عباس ثابتیان سازمان دهی کردیم.
حرکت از گوسفندسرای بریر به پناهگاه سرچال به علم چال به قله سیاه سنگ ها به علم کوه به حصارچال و به تنگ گلو انجام میشد و بنابراین ما مجبور بودیم که همه چیز مورد نیاز خود را از ابتدا تا آخر مسیر بر دوش بکشیم و بنابراین هر چه سبک تر حرکت کردن اولین هدف تیم بود.
برای سبک تر شدن اولین چیزی که به فکر ما خطور کرد حذف چادر بود ، خیلی فکر کردیم ، پیش بینی هوا را دیدیم ، هوا هم خوب بود ، با دوستانی از جمله فرامرز مشورت کردیم و نه خودمان و نه هیچ یک دوستان به هوای علم کوه اعتماد نکردیم و تصمیم گرفتیم چادر را ببریم.
دیگه چطور میشه سبک تر رفت؟ لباس ها را چک کردیم و ماند غذا!
با توچه به آموخته های کلاس تغذیه برنامه غذایی را تنظیم کردم و مثلا برای دو وعده صبحانه دو عدد حلورده 100 گرمی + دو پاکت شیر کاکائو و برای طول برنامه کشمش + خرما و یک وعده ناهار و شام (روز اول) برنچ پخته بسته بندی شده + سیب زمینی پخته + سوپ + اسپاگتی.
راستی قرص جوشان ویتامین C را هم باید اضافه کنم که دو جا ما رو جسابی سر حال آورد.

بنابراین برای پخت و پز هیچ ظرفی نبردیم و سوپ را توی لیوان استیل نیم لیتری آماده کردم و اسپاگتی هم توی کاسه کتری و برنج هم که تو ظرف خودش و این کمک خوبی بود برای سبک جرکت کردن و لذت بردن بیشتر از سفر ولی ناگفته نماند که این کوله ها هنوز خیلی سنگین بودند (چادر و کیسه خواب و لباس و ...) ، خوب در عوض سفر کاملی بود از بریر تا علم کوه و تنگ گلو.

برنامه پیش بینی شده این بود:
روز اول:حرکت تا سرچال
روز دوم: ادامه مسیر تا قله و فرود و شب مانی در جصارچال
روز سوم:حرکت به تنگ گلو و پایان مسیر

روز اول
حرکت از تهران 0430
ورود به قرارگاه رودبارک 0845


سانتافه وقت سفر خیلی جدی میشه و یه کم اخم میکنه!


در قرارگاه تصمیم داشتیم تا صبحانه ای بخوریم که دیدیم یک وانت نیسان با 12 مسافر آماده حرکت است و ما هم صبحانه نخورده پریدیم بالا 0915



وانت سواری تا گوسفندسرای بریر 1015
چای را آماده کردیم و چیزکی خوردیم و 1030 بخش اصلی سفر آغاز شد


گوسفندسرای بریر

هوا کمی خنک ولی مرطوب با مه سنگین



در طول راه به شدت عرق میکردیم و تا کشتی سنگ رفتیم 1132



چشمه ای که به دنبالش بودیم حشک شده بود و کمی بالاتر چسمه کم آبی را پیدا کردیم و با حوصله مقداری آب نوشیدیم و ادامه راه.
حوالی کنگلک از مه خارج شدیم 1300 و کمی به مناظر زیبای اطراف پرداختیم و سرانجام 1515 به سرچال رسیدیم.






پناهگاه سرچال

پناهگاه سرچال تقریبا پر بود از مسافران علم کوه و گروه هایی از بوشهر و ارتفاع صفر ، از کاشمر ، از آذربایجان ، از ایلام و از سایر نفاط وطن آنجا بودند و یا از راه میرسیدند.
آبی به سر و زوی خود زدیم ، چای نوشیدیم با کشمش و بیسکویت و 1630 گام به سوی علم چال گذاشتیم.


ورود به منطقه یخچالی و یخ رفت ها

با ورود به منطقه یخچالی به یخ رفت ها (مورن Moraine ) رسیدیم که عبور از روی آنها خسته مان میکرد ، از زیر آنها صدای عبور آب را میشد شنید.



بزرگی بعضی از این سنگ ها اعجاب آور است و جالب تر اینکه رویه بالایی خیلی از آنها کاملا صاف بود و ما را به فکر چادر زدن بر روی یکی از آنها انداخت ، کاری که تا به حال انجام نداده بودیم و بالاخره تحربه شد.
ارتفاع 4140 متر


علم چال

چادر را بر روی یک سنگ بزرگ برپا کردیم 1845 و بساط شام گسترده شد! هوا کمی خنک و صاف بود و آسمان شب هم روشن ، در فرصتی کمی ستاره ها را دید زدیم و به دیواره پر هیبت علم کوه نگریستیم و غرق در زیبایی طبیعت شدیم. خواب خوبی داشتیم تا 0500 که بیدارباش بود.

روز دوم

0500 بیدارباش




کیسه خواب ها و چادر و بقیه لوازم را جمع کردیم ، صبحانه خوردیم و 0600 حرکت را آغاز کردیم و اولین قیف زیر کردنه را برای صعود انتخاب کردیم که عبور از شب اسکی و بخش سنگی آن خیلی خسته مان کرد و سرانجام 0757 دقیقه روی گردنه بودیم. پیش بینی میکردیم که این بخش مسیر را یک ساعته طی کنیم که دو ساعت طول کشید.



استراحت کردیم ، چیزکی خوردیم و نوشیدیم و رو به سوی گرده سیاه سنگ ها
مسیر در این قسمت با رنگ فلش خورده و در بعضی از قسمت ها سیم بکسل نصب شده که به آنها اعتماد نکردیم و با گرفتن گیره صعود را ادامه دادیم.


گرده سیاه سنگ ها



0935 به بالای گرده رسیدیم 4616 متر و از اینجا با فراز و فرودهایی و عبور از ثسمت های سنگی وارد بخش شمالی خط الراس شدیم و حرکت به سوی جان پناه سیاه سنگ ها که دیده میشد ادامه دادیم.
جان پناه سیاه سنگ ها 1019 و ارتفاع 4572 متر.


جان پناه سیاه سنگ ها

استراحتی ده دقیقه ای و جان پناه سیاه سنگ ها را پر از برف با شیشه های شکسته و شرایط بسیار نامطلوب و تقریبا غیر قابل استفاده ترک کردیم.
از کنار قله شاخک شرقی تراورس به سوی علم کوه با شیبی کم ادامه می یابد ، سوی جرکت ما در این بخش از شرق به غرب و سپس به سمت شمال غرب تا قله ادامه دارد.
و سرانجام 1245 بر فراز علم کوه و ثبت ارتفاع 4840 متر.






این بچه جی پی اس و ول نمی کنه!




وسه و تبریک و کمی بغض و عکس و مناظری که از دیدن آن سیر نمی شویم و بازگشت به سوی حصارچال.
در بازگشت کمی پس از قله از مسیر شن اسکی بسرعت تا پاکوب پایین آمدیم و تراورس طولانی با شیب کم تا دشت حصارچال شروع شد.
یکی دو استراحت ده دقیقه ای و حصارچال ساعت 1600 و 3820 متر


حصارچال

با رسیدن به علم چال و زمان خوبی که داشتیم تصمیم گرفتیم که به سوی تنگ گلو راه را ادامه دهیم و از شب مانی در حصارچال صرفنظر کردیم با این امید که در آنجا وسیله ای برای بازگشت به رودبارک پیدا خواهیم کرد و امید ما بی جا نبود.
تنگ گلو 1735 و 3275 متر


تنگ گلو

خستگی پشت نیسان نشستن و مسیر طولانی تا قرارگاه رو تحمل کردن از کشیدن کوله های سنگین تا قله بیشتر بود و قرارگاه 1850.
دوشی گرفتیم و دنبال اتاق بودیم که همه رزرو شده بود ، چای نوشیدیم و انگار هیپکس بدش نمی اومد که جمعه تهران باشه ، کوله هارو گذاشتیم پشت ماشین و چلوکباب تو سیاه بیشه و چای و 0130 بامداد جمعه تهران.



عکس های البته کوچک شده مسیر را اینجا ببینید
http://pakoob.com/uploads/Alam1

مسیر ثبت شده با جی پی اس را از اینجا دانلود کنید
http://pakoob.com/uploads/AlamkuhA270487.gdb

پ ن
عکس ها از وحید
نقشه و کروکی مسیر با کمک فرامرز نصیری

ممنون که حوصله به خرج دادید
اگر ایرادی در این گزارش میبینید و یا توضیح و تغییری به نظرتان می آید لطفا در بحش نظرها عنوان کنید

۱ نظر:

ناشناس گفت...

اخبار لحظه به لحظه و نتایج کامل المپیاد سنگنوردی _ زنجان:

http://znco.blogfa.com/