Monday، August 31، 2009

«قله‌نوردی» در «صعود فارسی»

حسین رضایی در پستی با عنوان «قله‌نوردی» در «صعود فارسی» به نقدی خواندنی در مورد صعود ایرانیان به کوه‌های بلند و روش ارزش‌گذاری این صعود‌ها پرداخته است که به‌ویژه پس از مصاحبه کاوه کاشفی با ایرنا در مورد درخواست مدال برای افراد تیم، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و خواندنی‌تر می‌شود.

حسین رضایی چنین نوشته است:

قله ! قله ! قله! ... و گاه صعود به آن به هر قیمت ممکن ، حتی قمار با جان!... واقعاً چرا رسیدن به قله به ویژه در صعودهای برون مرزی کوه نوردان کشورمان ، این همه مهم و تعیین کننده است ؟!

...شکی نیست که به جز برنامه ای با هدف گشایش مسیر، رسیدن به قله ی یک کوه هشت هزار متری در هیمالیا - توسط تیمی دولتی یا مستقل- با توجه به تبعات و بازتاب افتخارآفرینی های ملی آن، ویژه ترین هدف ترسیم شده برای یک برنامه ی برون مرزی است، وگرنه در پوسترها و تراکت های تبلیغی آن برنامه مثلاً می نوشتند: "صعود به کوه هشت هزار و چندصد متری فلانبروم تا هر ارتفاعی که شد "!

... لذا بدیهی است که ترسیم هدف اصلی و ارزشمند برای یک برنامه، اوج قله و ثبت نام و نشان ایران عزیز بر فراز آن می باشد و عموماً همه ی تلاش ها بر این اساس به بارخواهد نشست ... اما گویا مانند هر رویدادی که انحراف از معیار وجود دارد و یا کار به جائی می رسد که هدف وسیله را توجیه کند، در این خصوص نیز چالش هائی گریبان گیر هیمالیانوردی ایران شده و گاه آن چنان شدت میآبد که یا در صعود تیمی مستقل؛ همنوردی تنها رها شده و مفقود می شود و یا در صعود تیمی دولتی؛ پزشک تیم، همراهی و تحقق مسئولیت های خود را منوط و مشروط به صعود قله می نماید! ...با این وصف سئوال این است :

- آیا به راستی صعود به قله باید به هر قیمت ممکن و تحت هر شرایطی صورت گیرد؟!
- آیا باید روح و روان کوه نوردان تیم را فقط و فقط برای صعود نهائی به قله تمرین داد و مهیاء کرد ؟!
- آیا باید با متمرکز شدن بر عناوین هیجانی و پرطمطراق چون رکورد شکنی، اولین بار و...، شهوت شهرت را تا حد دوپینگ برانگیخت ؟!
- آیا باید پیش از برنامه به گونه ای روی هدف گذاری نهائی برنامه تبلیغ کرد که افکار عمومی تنها منتظر و مستعد شنیدن خبر صعود نهائی به قله باشند و حتی کار به شرط بندی هم برسد؟!
- آیا باید رسانه ها را تنها به انعکاس خبر صعود به قله معطوف کرد و عادت داد ؟!
- آیا باید ارزش های اخلاقی و انسانی را با هدف گام نهادن به قله ذبح کرد؟!
- آیا باید میزان خطر پذیری را برای یک صعود ماجراجویانه، آن چنان بالا برد که از آن به «جنون» تعبیر شود؟!
- آیا باید مانند رشته های توپی که برای پیروزی و به اصطلاح تقویت روحیه ی بازیکنان از سوی مسئولین وعده ی جوایز میلیونی داده می شود، برای تمام کننده ی صعودهای برون مرزی نیز جایزه ی ویژه و ترغیب کننده گذاشت؟!
- آیا باید صعود به قله ها را با عبارت میلیتاریستی "فتح" به گونه ای تلقی کرد که در صورت عدم موفقیت "شکست" ارزیابی شوند ؟!
- آیا باید توانائی های فردی رسیدن به قله را در بین اعضای تیم به گونه ای مهم جلوه داد که در اندیشه ی برد و باخت و کم کردن روی همنورد خود، با هم مسابقه دهند ؟!
- و آیا ...و آیا باید با توجه به نحوه ی رایج نگرش، هدف گذاری و راهبرد صعودهای برون مرزی ایرانی ها به قلل مرتفع دنیا - جدا از سعی و خطاها و ضعف های آموزشی - در مقایسه با فرهنگ حاکم بر کوه نوردان هم سطح بین المللی، عنوان منحصر به فرد "صعودفارسی" را برگزید و خلاص ؟!

از این سئوالات که بگذریم و صد البته پاسخ شفاف آن ها را متأسفانه در تجارب تلخ صعودهای چند سال گذشته جست و جو و ریشه یابی کنیم، نکته ای که درخورتوجه است و کمتر به آن پرداخته شده، این که؛ آیا این منصفانه است در شرایطی که صعودهای منفرد توصیه نمی شود(!)، در یک تلاش جمعی برای یک صعود برون مرزی که بیش از پنجاه روز زمان و انرژی صرف آن می شود، بر اساس روالی که سنت شده، دست آخر میزان موفقیت افـــراد را خط کشی کرده و بـــر مبنای شاخصی تحت عنوان " تا ارتفاع صعود شده " فقط به دو تا سه نفر از یک تیم ده دوازده نفره، مدال، جوایز ویژه و مزایا دهیم و بقیه را تنها از موهبت تقدیر نامه ای مبنی بر همراهی ارزنده، تلاش بی شائبه و اجر معنوی و اخروی آن برخوردار کنیم؟! آیا مگر در سایر رشته های تیمی مانند: فوتبال، بسکتبال، والیبال، هندبال، واترپلو و غیره، تجلیل از قهرمانان یک تیم، مشمول نیمکت نشین ها و افراد ذخیره نمی شود ؟!

...بی گمان تصویب آئین نامه ی معادل سازی مدالی - برای صعودهائی که مجوز شورای برون مرزی دارند- باتوجه به محدودیت هایی که متولیان امر در دهه ی گذشته با آن مواجه بوده اند و در شرایطی که مسئولین سازمان ورزش کشور غالباً به کوه نوردی دیدگاه "گلگشت" و نه "قهرمانی" داشته اند، اقدام ارزنده ای بوده و هست، اما آیا زمان آن نرسیده که علاوه بر ارزش گذاری متری برای ارائه ی احکام قهرمانی، تشویق و تجلیل از همه ی اعضای یک صعود شاخص برون مرزی مورد توجه مسئولان و بازنگری کارشناسان قرار گیرد ؟!

علی القاعده سازمان ورزش بر اساس ملاحظات و توجیهات بودجه ای و با توجه به تعدد نفرات و کثرت صعودهای سالیانه، زیر بار معادل سازی ده ها مدال طلا ، نقره و برنز جهانی و مزایای احکام قهرمانی برای تمامی نفرات یک تیم کوه نوردی نخواهد رفت، اما می شود طرح ها و پیشنهاداتی را ارائه کرد تا افرادی که مخلصانه و بی حاشیه هم پای شرپاها، باربری و کار تدارکاتی کرده اند و آن فرد توانمند و خوش اقبالی که قله را صعود می کند مرهون مساعدت آنهاست، نیز به عنوان یک تلاش جمعی و وابسته به هم، دارای منزلت و از تقدیر شایسته برخوردار شوند، تا حتی المقدور زمینه ی مصادیق رفتارهای پیدا و پنهان غیر اخلاقی در بین اعضای تیم، مانند: حسدورزی و یا رقابت های ناسالم وپرهزینه ظهور و بروز نیابد، و همه ی توجهات نیز با عطف به احراز مدال های رنگارنگ و دریافت فلان جایزه، فقط تحت الشعاع صعود به قله قرار نگیرد !

...آیا چنین مؤلفه ای به سهم خود در فرهنگ سازی اخلاقی و انسانی و دگردیسی صعودهای برون مرزی ایرانی که در شرایط فعلی، صعود به قله مهمترین کانون توجه است، مؤثر نیست ؟! ...ادامه دارد

Tuesday، August 25، 2009

دومين اثر طبيعی ملی ايران نيز درحال تخريب است


روز ۴ شنبه گذشته نادر ضرابیان، نماینده انجمن در لواسان و یکی از حامیان انجمن، ناراحت و برآشفته به جلسه مدیران انجمن آمد و از وضع وخیم چشمه‌های باداب سورت که سال گدشته به‌عنوان دومین اثر طبیعی ملی به ثبت رسید سخن گفت.

نادر ضرابیان برای اولین بار چشمه‌های باداب سورت را معرفی کرد و به‌ همراه انجمن بیشترین تلاش را برای ثبت این اثر طبیعی انجام داد و امروز کاملا طبیعی است که با دیدن باداب سورت در حال احتضار، این‌چنین برآشوبد.

مشاهده سرنوشت باداب سورت بار دیگر این نظر را که آثار بکر طبیعی را نباید به جامعه شناساند در انسان زنده می‌کند.
گفتگوی نادر ضرابیان با خبرگزاری میراث خبر، درباره ی چشمه ی باداب سورت را در اینجا بخوانید .

باداب سورت در ویکی پاکوب در بخش تالاب ها و چشمه ها

Sunday، August 16، 2009

من گاشربروم II را تا زیر قله صعود کردم!!

من دکتر جوادی

دکتر جوادی در واکنش به پست پزشک تیم؟ تیم حمله؟ پشتیبانی صعود؟ و یا من صعود میکنم پاسخی را به کوه نیوز فرستاده است که عینا در زیر منتشر میشود.

از دکتر جوادی برای اینکه با احساس مسوولیت و با صمیمیت، امکان بحث پیرامون این سوژه بسیار مهم را باز کرده است سپاسگزاری میکنم.

من همانند بسیاری دیگر از آنچه که باعث شده است تا سرپرست آن طور که دکتر جوادی میگوید، برخلاف قول و قرار قبلی، مانع صعود پزشک تیم شود، بی خبرم، ولی فکر میکنم به هر دلیلی ممکن است سرپرست به این نتیجه برسد که یکی از افراد تیم را از صعود منع کند و خوب اجرای تصمیم سرپرست هم لازم است.

امیدوارم فرشاد خلیلی در مورد برنامه تیم سراب، صعود پزشک تیم، اعلام صعود به قله ی گاشربروم 2 که صعود نشد و بقیه جزییات آن صحبت کند و البته صعود تیم تهران تا زیر قله و موضوع زباله ها هم توسط کاوه کاشفی به علاقه مندان توصیح داده شود.



در پاسخ مطلبي با عنوان "پزشک تیم؟ تیم حمله؟ پشتیبانی صعود؟ و یا من صعود میکنم" كه در وبلاگ آقاي عباس ثابتيان، با نام ايشان در تاريخ 27 تيرماه 88 درج گرديده است، دكتر ابوالفضل جوادي (پزشك تيم هيات كوه نوردي سراب، اعزامي به قله ي گاشربروم II) مطلبي را به عنوان جوابيه به ايشان، براي كوه نيوز ارسال كرده است كه با هم مي خوانيم:

دوست گرانقدرم آقای ثابتیان در ارتباط با پزشکان ارتفاع موضوعی را مطرح کرده اند، كه می تواند پیش درآمد برداشتن یک گام بلند در زمینه هیمالیانوردی در کشور عزیزمان باشد. به همین دلیل صمیمانه از ایشان تشکر میکنم. نخست ميخواهم تعريف خود را از پزشك ارتفاع براي اطلاع همه عزيزاني كه مرا نمي شناسند بيان نمايم:

  • پزشك تيم اعزامي جهت صعود بلند، بايد به فنون جستجوي مصدوم، دست يابي به وي، تثبيت وضعيت او (شامل اقدامات پزشكي اوليه) و انتقال وي كاملا مسلط باشد زيرا اين مراحل چهارگانه، كاملا به هم پيوسته و غير قابل تفكيك هستند. در واقع پزشك ارتفاع، مسئول و متولي نجات بيماران يا مصدومان تيم است.
  • وجود منابع مناسب، در زمان مناسب، در مكان مناسب، يكي از راهبردهاي اساسي نجات است. به اين معني كه در هر عمليات نجات، بايد منابع مورد نياز (ازجمله منابع انساني) در كوتاهترين زمان ممكن، در محل حادثه حاضر و آماده عمل باشند.

با توجه به دوبند فوق، روشن است كه براي پزشك ارتفاع، هيچ گزينه اي بجز همراهي تيم در تمام مراحل صعود وجود ندارد. توجه داشته باشيم كه جدي ترين خطرات (از جمله خيز مغزي، خيز ريوي و تروماهاي ناشي از سقوط و ريزش) در كمپهاي مرتفع و همچنين در ضمن صعود نهايي و بازگشت از قله، جان كوه نوردان را تهديد مي كنند. پزشك مستقر در كمپ اصلي، يا حتي كمپ هاي يك، دو، سه و ...، پيش از آنكه حتي خبر سانحه يا بيماري، از بالا به او برسد، زمان طلايي براي نجات بيمار را از دست داده است.

بديهي است پزشكي كه ميخواهد در تمام مراحل صعود همپاي تيم باشد (تا نيازمند مداواي تلفني نشود) بايد از نظر آمادگي، تكنيك و مقاومت به ارتفاع، حداقل از سطح ميانگين تيم بالاتر باشد. با اين تعريف، بسياري از كساني كه به عنوان پزشك ارتفاع در برنامه ها حضور مي يابند، صرفا پزشكان علاقمند به ارتفاع هستند كه براي عملكرد بهينه به عنوان پزشك ارتفاع، كسب حداقل آمادگيها و ظرفيتهاي ضروري را بايد مد نظر قرار دهند و گرنه خودشان و تيم، تحت پوشش آنها در معرض خطر خواهد بود.

اينجانب مايل نيستم در مورد مثالهاي شما (دكتر گودرزي و مرحوم دكتر بهاءلو ) قضاوت كنم، زيرا اطلاعات درست و دقيق از اين برنامه ندارم. اما اطلاعاتم در مورد برنامه اي كه خود در آن شركت داشته ام دقيق است. اينجانب قصد صعود بدون مجوز به قله را نداشته ام، بلكه برعكس تنها شرط پذيرش مسئوليت پزشكي تيم، حضور در تيم قله بوده است. تصميم من به صعود، در ضمن برنامه و بصورت آني گرفته نشده است كه سرپرست مجاز باشد، با آن مخالفت يا موافقت كند. بلكه حضور در تيم قله، تنها حق الزحمه درخواستي اينجانب در ازاي پذيرش مسئوليت خطير حفظ سلامت تيم بوده كه مورد پذيرش سرپرست هم واقع شده است. اصرار برقرار گرفتن در تيم حمله، اصلا واقعيت ندارد، زيرا سرپرست تيم اين موضوع را در تهران پذيرفته بود و دليلي براي اصرار كردن بر موضوعي كه قبلا مورد بحث قرار گرفته و بر روي آن توافق شده است، وجود ندارد. در واقع اين سرپرست تيم بود كه در تاريخ ۲۱ تيرماه و در كمپ يك، بصورت كاملا بي مقدمه و ناگهاني، به اينجانب اعلام كرد كه با حضورم در تيم قله مخالف است. توجه داشته باشيد كه معمولا اصرار برخي اعضا به حضور در تيم قله، بعد از مرحله بازيافت (Recovery) و پيش از صعود نهايي صورت مي گيرد كه تركيب تيم قله مشخص و اعلام شده است. در حالي كه در تاريخ فوق، تيم ما تازه هم هوايي را شروع كرده بود و اصولا مشخص نبود در چه زمان و با چه تركيبي به قله خواهد رفت، پس هر گونه موافقت يا مخالفت با حضور هر يك از اعضا در تيم قله، هيچ انگيزه اي بجز اغراض مشخصي نمي توانست داشته باشد.

در پايان مايلم ضمن قدراني از شما عزيز بزرگوار، بر اين نكته تاكيد كنم كه شرط اينجانب براي پذيرش مسئوليت پزشكي صعود هاي بلند،‌ محدود به اين برنامه نيست. اينجانب در سال گذشته مسئوليت پزشكي صعود به قله ي موستاق آتا را عينا با همين شرط پذيرفتم و تيم صعود كننده را تا قله همراهي كردم. جالب است بدانيد كه سرپرست و شخص طرف قرارداد اينجانب در هر دو برنامه (موستاق آتا و گاشربروم II) يك نفر بوده است. يعني هيچ بهانه اي مبني بر نا آشنايي با روش كار اينجانب يا عدم درك و تفهيم تنها شرط اينجانب براي حضور در برنامه، وجود ندارد. رويه كاري اينجانب به عنوان پزشك تيم، براي مسئولان محترم فدراسيون نيز شناخته شده است زيرا سال گذشته كه ضمن تماس تلفني براي حضور در يكي از برنامه هاي برون مرزي دعوت شدم، مانند هميشه قبل از هر چيز روش كار خود و شرط همراهي با تيم قله را مطرح كردم كه البته مورد موافقت قرار نگرفت و از پزشك ديگري براي آن برنامه دعوت شد. اي كاش سرپرست محترم برنامه گاشربروم II، آقاي فرشاد خليلي خوشه مهر، مانند آن مسئول محترم فدراسيون، صادقانه اعلام ميكرد كه قصد ندارد به اينجانب فرصت صعود بدهد. در آن صورت، شايد سناريوي اعزام تيم سراب به گاشربروم II، با پايان شادتري همراه بود.

با اداي احترام به شما و همه ي كوه نوردان حقيقت جو

نويسنده و ارسال كننده به كوه نيوز: دكتر ابوالفضل جوادي



Monday، August 10، 2009

آزادی کاظم



خوش حالیم که خبر آزادی کاظم را می شنویم!
کاظم امروز عصر آزاد می شود.



Sunday، August 09، 2009

هفتاد و نهمین نشست ماهانه انجمن کوه‌نوردان ایران


محمد جعفر اسدی اولین صعود کننده ایرانی به ماناسلو در نشست مرداد ماه انجمن


موضوع:

اخبار کوه‌نوردی
معرفی دانش‌نامه آزاد کوه‌نوردی (پاکوب) و سایت کوه‌چامه

گزارش مهدی عمیدی از صعود به قله ماناسلو

۴ شنبه ۱۳۸۸/۵/۲۱ از ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۱:۰۰

از همه دوست‌داران ورزش کوه‌نوردی دعوت می‌کنیم تا در این نشست شرکت کنند.


Saturday، August 08، 2009

کاظم فریدیان را آزاد کنید

کاظم فریدیان عضوی از خانواده ی بزرگ کوه نوردی ایران است و خواست آزادی او ، می تواند و باید که " خواست همگانی افکار عمومی جامعه کوه نوردی" این سرزمین باشد . انعکاس و پیگیری این خواست از طریق مجاری قانونی ( فدراسیون ، سازمان ورزش ، قوه قضائیه و ... ) وظیفه ای است که هم اکنون بر دوش همه ما است .
برای آزادی کاظم فریدیان و سایر کوه نوردان دربند بکوشیم!


Sunday، August 02، 2009

کاظم فریدیان در دادگاه

عکس از خبرگزاری فارس

آرزو می کنیم کاظم فریدیان هر چه زودتر از زندان آزاد شود و به آغوش خانواده بازگردد.

Saturday، August 01، 2009

کاظم فریدیان در بازداشت به سر می رسد


شنیدیم که کاظم فریدیان در بازداشت به سر می برد.

در صورتی که این خبر درست باشد، امیدواریم که هر چه زودتر از بند رها شود و نزد خانواده خود و جامعه کوه نوردی بازگردد.