جمعه، دی ۱۰، ۱۳۸۹

پرسون

جمعه ۱۰ دی ۱۳۸۹ به پرسون رفتیم






فرصتی تا از هوای آلوده‌ی تهران فرار کنیم و باز آبی آسمان، سپیدی ابر و پهنه‌ی رنگ رنگ کوه و

برف

برف که اینجا و آنجا کم‌کمک ماندگار شده بود و انگار خواهد ماند این زمستان را

در دامنه‌ها و دره‌ها، گردنه‌ها و قله‌ها

دماوند را دیدیم و چه سیر دیدیم، هر چند

او را پر برف‌تر و یک‌سره سپید می‌خواستیم

از جمعه‌ی دودزده‌ی تهران گریختیم تا دامن پرسون!



دوستان همراه:

محمد تقی بهره‌ور، مهدی کاسبیان، حسین محمدیان، سمیه صادقیان و عباس ثابتیان


پنجشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۹

مش عین‏الله ربیع‏پور، درگذشت!


مش عین‏الله ربیع‏پور، (یار دیرینه کوه‏نوردان) ساعت 8 امشب برای همیشه ما را تنها گذاشت و صدای رسا و دلنشینش تا ابد در منطقه علم‏کوه و تخت‏سلیمان جاودانه شد!

از وبلاگ گروه کوهنوردی کلاردشت


مش عین اله هم رفت
گویی با هر کوهنوردی یکبار علم کوه رو صعود می کرد. صدای غُر زدنهاش جزوی از صعود هر کوهنوردی به سرچال و علم چال بود. نیمه های شب راه می افتاد تا موقع طلوع کوهنوردا از پشت وانت بهش برسن و بارهاشون رو به بالا برسونه.
با همه دَم خور بود و خنده های بلندش از ذهنها محو نخواهد شد.
مش عین اله یار قدیمی کوهنوردا و سنگ نوردا برای همیشه رفت تا تنها خاطراتش برای عاشقای علم کوه باقی بمونه.
یادش به گرامی

از وبلاگ کوه قاف

درگذشت عین الله ربیع پور، همراه قدیمی ره پویان علم کوه


مش عین الله ربیع پور، درششم مرداد سال ١٣١١ در رودبارک کلاردشت متولد شد. با هیزم شکنی و چارواداری روزگار می گذراند و از حدود ۴٠ سال پیش، در فصل تابستان (و اگر پیش می آمد، در فصل های دیگر) با قاطرهایی که داشت، بار و بنه‌ی کوه‌نوردان را به کوهستان؛ سرچال، علم چال، حصارچال، و... می برد. همیشه خوشرو و بذله گو بود و اگر با او هم سخن می شدی، با انبانی از حکایت ها و ضرب المثل ها، از «حکمت عامه» بهره مندت می ساخت.

در دهه‌ی شصت و اوایل دهه‌ی هفتاد، هر بار که به علم کوه می رفتیم، عین الله را می دیدم. در شهریور ۱۳۸۷ فرصتی دست داد تا یک بار دیگر با او در مسیر سرچال هم پا شوم که او را همچنان قبراق و سرحال دیدم؛ از همسر درگذشته اش به نیکی یاد می کرد و می گفت که خانه اش را با یاد او دوست می دارد. حکایتی تعریف کرد و شعری طولانی خواند، و پیدا بود که ذهنی هشیار و سالم دارد. پس از آن، در بعد از ظهر پرخاطره ی ١٨ مهر ١٣٨٧، انجمن کوه نوردان ایران در همایش نکوداشت راهنمایان پیش کسوت علم کوه، در حسن کیف از او در کنار صفر نقوی، رسول نقوی، علی محمد فرضی، و علیدوست فرضی تقدیر کرد. در آن نشست برای من جالب بود که عین الله همسر ابراهیم نوتاش را که چهل سال پیش دیده بود، شناخت و خاطره هایی از صعود آن زمان آنان تعریف کرد.

عین الله، در شب هشتم دی ٨٩ احتمالا بر اثر سکته ی مغزی درگذشت. مرگی چنان که آرزو می کرد؛ در حالی که هیچ دوره ی بیماری را نگذرانده بود، و بی هیچ خانه نشینی و ذلت.

از وبلاگ دیده بان کوهستان


یادش گرامی


صدور گواهی‌نامه‌های جعلی در استان آذربایجان شرقی

در وبلاگ «چرا کوهنوردی» پستی منتشر شده است در مورد صدور بیش از ۵۰۰ مدرک جعلی برای دوره‌های مختلف کوه‌نوردی در استان آذربایجان شرقی!
هر روز نشانه‌ای از یک بیماری تازه در کوه‌نوردی ما آشکار می‌شود!

این پست وبلاگ امین غفارزاده را بخوانید، اما

در مورد بیماری‌های کوه نوردی در این سامان، حرف‌ها داریم!!!

سه‌شنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۹

ابراهیم فرر که بود؟


ابراهیم فرر در سن 78 سالگی درگذشت، در حالیکه تنها 8 سال پیش ار آن، در سن 70 سالگی کشف شده بود. آن هم اگر به اصرار خوان دو مارکوس، آهنگساز شهیر کوبایی نبود شاید فرر هیچگاه نمی توانست بر خجالتی بودن خود غلبه کند و به عنوان عضو اصلی گروه (Buena vista social club) آواز بخواند.

انتشار آلبوم "بوئنا ویستا سوشال کلاب" توسط رای کودر، نوازنده گیتار و تهیه کننده آمریکایی، درسال 1997 ، فصل جدیدی را در موسیقی کوبایی گشود. به این ترتیب صدایی که برای مردم کوبا آشنا ترین صدا بود و به نوای یک فرشته تشبیه شده بود به گوش جهانیان رسید.

تاکنون میلیون ها نسخه از این آلبوم به فروش رسیده است.

رای کودر برای تهیه این آلبوم از چند هنرمند مطرح کوبایی دعوت به همکاری کرده بود که در میان آنها کمپی سگوندو و روبن گونزالس نیز در طی سه سال اخیر در گذشتند.

موفقیت چشمگیر این آلبوم که چندین جایزه گرمی برد، 2 سال بعد با فیلم مستند Buena vista social club ساخته ویم وندرس ادامه یافت. این فیلم زندگی این هنرمندان فراموش شده کوبایی را به تصویر می کشد و آنها را به ستاره هایی تبدیل می کند که خیلی دیر درخشیدند.

ابراهیم فرر تا قبل از انتشار آلبوم و فیلم بوئنا ویستا سوشال کلاب، مانند بسیاری دیگر از خواننده ها و نوازندگان کوبایی در کمال فقر زندگی می کرد.

فرر در سال 1927 در سانتیاگو ( در جنوب شرقی کوبا) شهری با فرهنگ غنی موسیقی به دنیا آمد. او در سن 12 سالگی مادر جوان خود را از دست داد و مجبور شد برای امرار معاش در خیابان های شهر، شکلات و ذرت بوداده بفروشد. با این حال در سن 13 سالگی گروه موسیقی خود را تشکیل داد.

فرر به عنوان استاد سبک "سان" و "بولرو" و در سال 1957 با مهاجرت به هاوانا پایتخت کوبا، توانست با بنی مور یکی از هنرمندان افسانه ای این کشور کار کند.

بعد از آن با پاچو آلونزو گروه Los Bucucos را تشکیل داد. به این ترتیب فرر تا اوسط دهه 50 موفق شده بود در بسیاری از مهمترین گروههای موسیقی سانتیاگو بدرخشد ولی در آمریکای لاتین همچون بسیاری از کشورهای فقیر دیگر، به سختی می توان از راه موسیقی گذران زندگی کرد.

با اینکه چند دهه از فعالیت هنری فرر می گذشت، تنها در سالهای آخر عمرش به شهرت جهانی رسید. تا قبل از موفقیت پروژه بوئنا ویستا، فرر درخیابان ها کفش واکس می زد و بلیت بخت آزمایی می فروخت.

انتشار آلبوم و فیلم بوئنا ویستا سوشال کلاب که یکی از پرفروشترین مستندهای تاریخ سینماست، بالاخره پرده از روی این هنرمند مهجور برداشت و لااقل باعث شد دهه آخر عمر خود را در رفاه زندگی کند.

روی جلد آلبوم "بوئنا ویستا سوشال کلاب"

آلبوم بعدی فرر به نام Buenos Hermanos هم موفق به کسب جایزه گرمی برای بهترین آلبوم سالسا شد. "بوئنوس هرمانوس" یعنی برادران خوب و منظور هنرمندانی هستند که ابراهیم فرر را در این آلبوم یاری می کنند.

آلبوم "بوئنوس هرمانوس" نشان می دهد چطور آمیختن آرزوی درونی و عشق و احترام به موسیقی منجر به خلق یک شاهکار می شود.

فرر گویی به استعداد و توانایی خود ایمان داشت چنانچه بعد از موفقیت فیلم گفته بود "خواننده ای که به درد نمی خورد بالاخره توانست خود را ثابت کند."

خبر مرگ ابراهیم فرر (Ibrahim Ferrer)، خواننده بزرگ کوبایی که روز شنبه ششم ماه اوت 2005 در بیمارستانی در هاوانا درگذشت، مانند داستان به شهرت رسیدن او ناگهانی و حیرت انگیز بود.

او به تازگی از تور چهار ماهه کنسرت های اروپایی خود به هاوانا بازگشته بود که به دلیل ورم شدید معده و روده در بیمارستان بستری شد.

نخستین آهنگ از آلبوم "بوئنا ویستا سوشال کلاب" به نام چان چان را از این لینک گوش کنید!

و دو آهنگ دیگر، «ال کوارتو د تولا» و «ال کارترو»

یکشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۹

برگزاری دوره آموزش توسط آموزشگاه‌ها تا تاریخ ۹۰/۱/۱۵ ممنوع اعلام می‌گردد.

برگزاری دوره آموزش توسط آموزشگاه‌ها تا تاریخ ۹۰/۱/۱۵ ممنوع اعلام می‌گردد.

عنوان این پست، جمله‌ی پایانی بخش‌نامه‌ی تازه‌ای است که فدراسیون کوه‌نوردی منتشر کرده است.

متن بخش‌نامه که روز شنبه ۴ دی ۸۹ منتشر شده است را در زیر بخوانید:

شرايط صدور مجوز و ادامه فعاليت آموزشگاه‌هاي ورزشي
شنبه ۰۴ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۴

بخشنامه فدراسیون به کلیه هیئت ها:
نظر به تدابير جديد ابلاغي از سازمان تربيت‌بدني درخصوص صدور مجوز و ادامه فعاليت آموزشگاه‌هاي كوه‌نوردي و تصميم مورخه 29/9/89 درخصوص صدور مجوز و ادامه فعاليت آموزشگاه‌ها و مسائل مربوط به آن رعايت گردد:
1- از تاريخ 1/10/89 تقاضاي صدور مجوز آموزشگاه كوه‌نوردي از سوي اين فدراسيون قابل‌پذيرش نخواهد بود، لذا ضروريست متقاضيان درخواست‌هاي خود را از طريق اداره‌كل تربيت‌بدني استان پيگيري نمايند.
2- آن دسته از متقاضياني كه قبل از تاريخ 1/10/89 اقدام به درخواست و پرداخت وجهي به حساب اين فدراسيون نموده‌اند مي‌توانند با در اختيار داشتن اصل فيش واريزي، وجوه پرداختي خود را از فداسيون مسترد و براي ادامه كار برابر مفاد بند 1 اقدام نمايند.
3- ادامه فعاليت آن دسته از آموزشگاه‌هايي كه مجوز آنها از سوي اين فدراسيون صادر شده و اعتبار آنها تا سال 1390 و 91 تعيين شده، منوط به اخذ تأييديه از اداره‌كل و يا اخذ مجوز در قالب باشگاه و يا مؤسسه ورزشي، وفق مقررات مربوطه خواهد بود. در اين ارتباط كاگروه‌هاي مربوطه مكلفند همكاري‌هاي لازم را با رؤساي آموزشگاه‌ها به‌عمل آورند.
4- صرفنظر از موارد فوق‌الذكر به‌علت ورود فصل سرما و احتمال حدوث خسارت جاني، هرگونه برگزاري دوره آموزشي توسط آموزشگاه‌ها تا تاريخ 15/1/90 ممنوع اعلام مي‌گردد.
هادي صابري
دبیر فدراسیون

این بخش‌نامه و نتیجه‌ی اجرای آن که مخالف جدی امر خصوصی‌سازی و برون‌سپاری در دولت است و به‌ویژه در بخش پایانی یعنی:

«ممنوعیت هرگونه کار آموزشی در فصل زمستان به‌دلیل سرد شدن هوا و امکان بروز حادثه»

بسیار عجیب و غیر قابل درک به نظر می‌رسد!!

در این مورد در وبلاگ تازه‌کار بخوانید

در این مورد در وبلاگ کلاغ‌ها بخوانید

در این مورد در وبلاگ قله‌های مه‌گرفته بخوانید

در این مورد در وبلاگ هم طناب من بخوانید

شنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۹

ادورن پاسابان در ویکی پاکوب


مقاله ادورن پاسابان را در ویکی پاکوب بخوانید!

تا امروز ششصد مقاله در ویکی پاکوب منتشر شده است.

بیایید با مشارکت در ویکی پاکوب علاقه جمعی خود را به کوه نوردی بیش از پیش ثابت کنیم.


ادورن پاسابان - نخستین زنی که تمام ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است!



ادورن پاسابان لیزاریبار Edurne Pasaban Lizarribar (متولد ۱ اوت ۱۹۷۳) کوه‌نورد اسپانیایی اهل باسک است. از ایالت گیپوزکو. در ۱۷ می ۲۰۱۰ او عنوان ۲۱مین نفر و نخستین زنی که تمام ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است، به‌دست آورد. اولین صعود ۸۰۰۰ متری او ۹ سال پیش از این، در تاریخ ۲۳ می ۲۰۰۱ و بر روی اورست انجام گرفت. در ۱۸ می ۲۰۰۹، او نخستین زنی بود که ۱۲ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است، در ۱۷ آوریل ۲۰۱۰ او آناپورنا را هم به رکوردهای پیشین خود افزود و پس از آن دست به صعود شیشاپانگما زد که چالش او را به پایان برد.

پاسابان نه‌مین ۸۰۰۰ متری خود را در ۱۲ ژوییه ۲۰۰۷ به‌همراه کوه‌نورد اتریشی، گرلیند کالتن‌برونر صعود کرد. اول مه ۱۲۰۰۸، پاسابان دااولاگیری را صعود کرد، و کالتن‌برونر هم دااولاگیری را در همان روز صعود کرد! و ظاهرن رقابتی بین این دو برای کسب عنوان اولین زن ۱۴ تایی درگرفته بود. در ۱۸ مه ۲۰۰۹، پاسابان موفق به صعود کانگچن‌چونگا همراه گروهی دیگر شد، خوانیتو اویارزابل و کوه‌نورد لهستانی، بارانوسکا. با این صعود او از کالتن‌برونر و نیو مروا پیشی گرفت و اولین زنی شد که ۱۲ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را صعود کرده است. گرلیند کالتن‌برونر دو روز بعد با صعود لوتسه خود را به پاسابان رساند. نیو مروا پس از آن برای صعود به کانگچن‌چونگا تلاش کرد که به دلیل به خطر افتادن سلامت همسر و هم‌نورد خود «رومانو بنت» ، از ادامه‌ی کار منصرف شد.
در ۲۷ آوریل ۲۰۱۰ اعلام شد که پاسابان احتمالن عنوان نخستین زن ۱۴ تایی را به بانوی کره‌ای «اوه اون سون» واگذار کرده است، پس از آن پاسابان و چند تن دیگر از اهل فن، صعود اوه به کانگچن چونگا را به چالش گرفتند. پس از دیدار و گفتگویی بین پاسابان و الیزابت هاولی، خانم هاولی اظهار داشت که صعود اوه در اعلام‌های آینده‌ی او مورد بحث و چون و چرا قرار خواهد گرفت!

۳ مه ۲۰۱۰، در کاتماندو، خانم اوه یک گفت‌گوی یک ساعته با الیزابث هاولی در خصوص جزئیات صعود او به کانگچن‌چونگا داشت. هاولی پس از آن به خبرنگاران گفت که صعود خانم اوه به گانگچن چونگا درست است ولی این صعود مورد مناقشه و بحث خواهد بود. او اضافه کرد که صحبت‌هاب اوه کاملن با آنچه پاسابان می‌گوید متفاوت است و من واقعن نمی‌دانم کدام‌یک درست می‌گویند! هاولی پس از آن گفت که اگر تیم اسپانیایی از ادعای خود صرف‌نظر کند، کانگچن چونگا دوباره به عنوان یک صعود موفق برای اوه علامت خواهد خورد.
اوه در رد ادعای پاسابان گفت: من می‌دانم که بر اساس ادعای او؛ تعدادی از شرپاها گفته‌اند که من کانگچن‌چونگا را صعود نکرده‌ام، ولی او هیچ‌گاه نام آن شرپاها را نبرده است! چرا؟


در ۴ مه ۲۰۱۰، پاسابان نام هفت شرپای درگیر در آن صعود را اعلام کرد: داوا اونگ‌چو شرپا، پما چیرینگ شرپا، چهجی نوربو شرپا، داوا سانگ شرپا، اونگ دارچی شرپا، کواومبی شرپا و فوردرچی شرپا. او گفت که پیش از این نام شرپاها را نبرده بود چون آنها هنوز در استخدام تیم کره‌ای بودند. بعدها او عنوان دومین زن صعود کننده‌ی ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری را پذیرفت ولی این پرسش را مطرح کرد که آیا گوه‌نورد کره‌ای واقعن همه‌ی ۱۴ قله را صعود کرده است؟

به‌هرحال، در ۲۹ اوت ۲۰۱۰، اعلام شد که فدراسیون کوه‌نوردی کره، پس از بررسی دلیل و گفته‌های خانم اوه، صعود او به کانگچن‌چونگا را نپذیرفته است، آنها به گفته‌های شرپاها استناد می‌کنند که بر اساس آن خانم اوه به دلیل هوای بد نتوانسته است صعود خود را کامل کند.
اوه اون سون پس از آن پذیرفت که ناچار شده است چند متری زیر قله‌ی کانگچن‌چونگا دست از صعود بکشد! و بنابراین سایت مشهور و معتبر اکسپلوررز وب در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۰ اعلام کرد که ادورن پاسابان نخستین زنی است که ۱۴ قله‌ی ۸۰۰۰ متری جهان را صعود کرده است و این سرانجام جدلی بود که به نفع پاسابان پایان گرفت.

تاریخ صعود ۱۴ قله‌ی متری پاسابان
۱۷ مه ۲۰۱۰ - شیشاپانگما
۱۷ آوریل ۲۰۱۰ - آناپورنا
۱۸ مه ۲۰۰۹ - کانگچن‌چونگا
۵ اکتبر ۲۰۰۸ - ماناسلو
۱ مه ۲۰۰۸ - دااولاگیری
۱۲ ژوییه ۲۰۰۷ - برودپیک
۲۰ ژوییه ۲۰۰۵ - نانگاپاربات
۲۶ ژوییه ۲۰۰۴ - K2
۲۶ ژوییه ۲۰۰۳ - گاشربروم یک
۱۹ ژوییه ۲۰۰۳ - گاشربروم دو
۲۶ مه ۲۰۰۳ - لوتسه
۵ اکتبر ۲۰۰۲ - چوایو
۱۶ مه ۲۰۰۲ - ماکالو
۲۳ مه ۲۰۰۱ - اورست

منبع:

  1. ^ a b ExWeb Oh Eun-Sun report, final: Edurne Pasaban takes the throne, ExplorersWeb, Dec 10, 2010
  2. ^ Top-5 women to reach more eight-thousanders, with dates
  3. ^ "Annapurna summit push watch: SUMMITS!". Explorersweb. 2010-04-17. http://explorersweb.com/everest_k2/news.php?id=19261. Retrieved 2010-08-31.
  4. ^ "Shisha Pangma: Edurne Pasaban summits - completes the 14x8000ers". Explorersweb. 2010-05-17. http://explorersweb.com/everest_k2/news.php?id=19361. Retrieved 2010-08-31.
  5. ^ Stephen Mulvey (2010-04-27). "Is Korean Oh Eun-sun first woman to climb 14 top peaks?". BBC News. http://news.bbc.co.uk/2/hi/south_asia/8646995.stm. Retrieved 2010-08-31.
  6. ^ Spanish TV, Photo of Oh Eun-Sun at Kangchenjunga, which has created serious doubts (Spanish)
  7. ^ "Korean woman climber's Himalayan record challenged". BBC News. 2010-04-23. http://news.bbc.co.uk/2/hi/south_asia/8638718.stm.
  8. ^ a b c d Sophia Tamot (AFP) "S.Korean climber defends claim to 14-peak record" May 3 2010 Retrieved on 2010-05-12.
  9. ^ Chosun Daily "Mountaineer Oh Eun-sun Meets Arbiter of Himalaya Ascents" May 4 2010 Retrieved on 2010-05-15.
  10. ^ Pasaban da los nombres de los sherpas que dicen que Miss Oh no hizo cumbre (Spanish)
  11. ^ "Spanish climber concedes she is second woman to climb world's 14 highest peaks", Telegraph.co.uk 23 May 2010 Retrieved on 27 May 2010
  12. ^ "Pasaban se acerca a su cumbre más difícil". Eurosport (Yahoo). 2010-08-29. http://es.eurosport.yahoo.com/29082010/47/pasaban-acerca-cumbre-mas-dificil.html. Retrieved 2010-08-31.
  13. ^ Ángel Cruz (2010-08-31). "La notaria del Himalaya corona a Edurne Pasaban". As. http://www.as.com/mas-deporte/articulo/notaria-himalaya-corona-edurne-pasaban/dasmas/20100831dasdaimas_1/Tes. Retrieved 2010-08-31. (Spanish

سایر لینک ها


پنجشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۹

مرگ درویش

درویش

میرزا آقا داودی، فرزند محمد آقا، معروف به درویش در روستای بوران طالقان به دنیا آمد. از تاریخ تولد او تا سن جوانی اطلاعی در دست نیست. زمانی که در جاده شمال به تهران جهت مرمت جاده مشغول کار بود حدود سال‏های 1270، عاشق دختری شده و ازدواج می‏کند. آنها به کلاردشت آمدند و در لاهو زندگی می‏کردند. در همان سال‏ها بود که در " تَنَک‏رو " خرم دشت فعلی قهوه‏خانه‏ای دایر کرد.

دلیل انتخاب این محل نه به خاطر کوه‏نوردان بلکه مسیر بازرگانی طالقان از آنجا می‏گذشت. البته فقط در تابستان‏ها فعال بود. بعد از گذشت چند سال، خانه کلاردشت را فروختند و در ونداربن به طور دائم ساکن شدند.

کمتر کوه‏نوردی است که نام درویش را نشنیده باشد و یا به کوه‏های کلاردشت آمده و او را ندیده باشد. او سالیان درازی در تمام فصول در ونداربن زندگی می‏کرد. چند سال اول زندگی را در زیر سنگ بزرگی در ونداربن به سر برد و بعد از آن شروع به ساخت ساختمانی یک طبقه شامل چندین اطاق و ایوان بزرگ نمود.

تمامی کوه‏نوردانی که به این منطقه عزیمت می‏کردند حتماً یک شب را در ونداربن به سر می‏بردند چرا که قبل از حضور شرکت مترو جاده‏ای وجود نداشت و از انتهای مسیر ماشین رو (دروازه مترو فعلی) تا ونداربن حدوداً 3 ساعت راهپیمایی داشت. به همین علت روز اول تمامی برنامه‏ها به ونداربن ختم می‏شد و درویش با گشاده‏رویی از تمامی مهمانان پذیرایی می‏کرد و ضمن پذیرایی، خاطراتی را از گذشته نقل می‏کرد.

در واقع از میان همین خاطرات است که قسمتی از زندگی نامه او برایمان مشخص است.

سرانجام این یار کوه‏نوردان و پیر کوهستان در سال 1367 در سن حدوداً 130 سالگی دنیا را بدرود گفت . . .

روحش شاد و یادش گرامی باد

صد افسوس که با رفتنش انگار همه زیبایی‏های منطقه علم کوه و تخت سلیمان را با خود به دنیای ابدی برد!!

منبع: مورفولوژی جامع کلاردشت ( تالیف جمعی از کوه‏نوردان کلاردشت )

برگرفته از سایت گروه کوه نوردی کالاهو (کلاردشت)

سه‌شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۹

مهار بیابان زایی فیلتر شده است!

سایت محمد درویش، «مهار بیابان زایی» فیلتر شده است و امکان دیدن آن وجود ندارد.


چرا؟

روانشناسی در ورزش

مرتضی صالحی در وبلاگ خود «کلماتی از یک کوه نورد» مقاله ای با عنوان روان شناسی در ورزش به ویژه کوه نوردی و سنگ نوردی منتشر کرده است.

دوستان را به خواندن این مقاله دعوت می کنم.

حنیف شعاعی؛ هنرمندی که بیابان را می فهمد

جمله‌ی بالا، عنوان پست تازه‌ی محمد درویش در سایت مهار بیابان‌زایی است، که بخشی از آن در زیر آمده است

سری به عکاس خانه مجازی حنیف شعاعی بزنید تا با نگارنده هم رأی شوید که صاحب تفکری که در پشت چشمی این دوربین هوش ربا قرار گرفته است، به رغم جوانی، بیابان را، عظمتش را، حرمت اهورایی و رازآلودش را، خطرش را، بیکرانگی‌اش را و آرامشش را خوب شناخته است.

شاید از همین رو باشد که عکاس خانه مجازی اش با نام ژرفای میدان “Depth of field” توانسته در بین ۲۰ رقابت‌کننده‌ی‌ نهایی برای دریافت جایزه بهترین فتوبلاگ جهان در سال ۲۰۱۰ قرار گیرد.
ضمن تبریک به حنیف عزیز، از همه خوانندگان گرامی مهار بیابان زایی درخواست میکنم تا با رأی به او از چنین نگاه هنرمندانه و تفکربرانگیزی پاسداری کنند.



یکشنبه، آذر ۲۸، ۱۳۸۹

رای به فتوبلاگ حنیف شعاعی

فتوبلاگ «حنیف» با نام “Depth of field” (عمق میدان) در میان ۲۰ رقابت‌کننده‌ی‌ نهایی برای دریافت جایزه بهترین فتوبلاگ جهان در سال ۲۰۱۰ قرار دارد.

این جایزه که معتبرترین جایزه‌ی مربوط به برترین فتوبلاگ‌های سراسر دنیا است، هر سال توسط سایت Coolphotoblogs ارائه می‌شود و رسالت آن تشویق و معرفی بهترین و مطرح‌ترین فتوبلاگ‌های دنیاست. برنده‌ی این جایزه ۳۱ دسامبر ۲۰۱۰ و با آرای اعضا و هم‌چنین مخاطبین سایت Coolphotoblogs انتخاب می‌شود.

Rock climber Ararat

فتوبلاگ “عمق میدان” از ابتدای فروردین ۸۸ تا امروز هر روز با یک عکس روزانه آپدیت شده است و موضوع عکس‌های این فتوبلاگ اغلب پیرامون مناظر و جلوه‌های شهری - و البته گاه کوه نوردی و سنگ نوردی - است.

در میان ۲۰ فتوبلاگ برتر سال ۲۰۱۰ فتوبلاگ‌هایی از کشورهای ایالات متحده، اسپانیا، ایتالیا، آلمان، کانادا، استرالیا، ژاپن و ایرلند نیز حضور دارند.

برای رأی دادن به فتوبلاگ «حنیف شعاعی» می‌توانید به این صفحه مراجعه کنید. اگر عضو این سایت نیستید می‌توانید با وارد کردن مشخصات ایمیل خود از قسمت رای‌گیری مخصوص مخاطبین عادی استفاده کنید.

کاربرانی که در سایت Coolphotoblogs عضو نیستند باید از این گزینه برای رای دادن به فتوبلاگ موردنظرشان استفاده کنند.

با سپاس از «روشن نوروزی»مدیر عکس آنلاین

---------------------
پی نوشت:
مهلت این رأی گیری همان گونه که در متن خبر آورده شده تا ۳۱ دسامبر [ ۱۰ دی ماه جاری ] خواهد بود و فتوبلاگ «حنیف» در حال حاضر در صدر قرار دارد ... رأی دهندگانِ روزهای آینده، سرنوشت قطعی این انتخاب ارزشمند را معین خواهند کرد.

به نقل از کوه نوشت


شنبه، آذر ۲۷، ۱۳۸۹

نمايشگاه عكس كوه و طبيعت برگزيده آثاری از زنده‌ياد فريدون اسماعيل زاده

هيئت كوه‌نوردی و صعودهای ورزشی استان همدان، دفتر نمایندگی انجمن كوه‌نوردان در همدان و سازمان فرهنگی هنری شهرداری همدان برگزار می‌کنند.
نمايشگاه عكس كوه و طبيعت

برگزيده آثاری از زنده‌ياد فريدون اسماعيل زاده
(بهمراه آثاری از مصطفی شكرآبی و اسماعيل رضایی)

زمان( از ۲۹ آذر تا ۲ دی ماه ۱۳۸۹)
مكان و ساعات بازديد عموم: سالن شهرداری(ميدان آرامگاه –پشت شهرداری همدان) و از ساعت ۱۵ تا ۱۷

افتتاحيه: ساعت ۱۶ روز ۲۹ آذرماه ۸۹

نوبت آتش به جنگل های الیمستان هم رسید!

طاهری، یکی از فعالان محیط زیست در گفت و گو با سبز پرس با اشاره به عدم حضور مسوولان برای اطفای حریق گفت: ما به مسئولان مربوطه این آتش سوزی را خبر دادیم ولی به غیر از تعداد اندکی از نیروهای منابع طبیعی تا کنون کسی در محل برای اطفای حریق نیامده است.

او با اشاره به اینکه ابتدا آتش سوزی سطحی بود، گفت: اما اکنون آتش به تنه‌های درختها هم رسیده است.

این فعال محیط زیست با اشاره به فعالیت کوه‌نوردان تا حوالی صبح امروز گفت: اگر در همان ابتدای آتش سوزی که ما به مسئولان اطلاع داده بودیم چند بالگرد به منطقه اعزام می‌شد، تاکنون آتش مهار شده بود. اما کوهنوردان با وسایل ابتدایی مشغول خاموش کردن آتش شدند.

او با تاکید بر اینکه این آتش در حال گسترش است، گفت: اگر بارندگی چند روز پیش نبود تا کنون وسعت بیشتری از جنگلها طعمه حریق شده بود. اما به علت بارندگی چند روز پیش آتش با سرعت به پیش نمی رود.

خبر از سبزپرس


طاهری درباره وضعیت باد در منطقه گفت: دیشب وزش باد زیاد بود اما امروز نسبتا آرام است.

این کوهنورد حاضر در منطقه با اشاره به اینکه حداقل تجهیزات ابتدایی هم در منطقه برای مهار آتش وجود ندارد، گفت: قسمتی از منطقه صعب العبور است و باید حدود سه ساعت پیاده روی کنید تا به آن برسید. اما اگر بالگرد بود می توانست نیروها را به راحتی برای مهار آتش جابه جا کند.

جنگهای الیمستان در ۳۰ کیلومتری آمل یکی از زیباترین جنگلهای مه گرفته شمال کشور هستند که اکنون به سرنوشت دیگر جنگلهای شمال دچار شدند.

تغییر چگالی هوا و اهمیت آن در کوه نوردی

فواد رضاپور در وبلاگ خود «ماگما»، مقاله ی بسیار جالب و کاربردی منتشر کرده است در مورد تاثیر دما بر چگالی هوا و به ویژه اثر منفی افزایش دما بر کوه نوردان در هنگام صعود.

ارتفاع کوه ها همواره ثابتند و با کمی تغییر در لایه های پوسته زمین ممکن است چند سانتیمتر در طول سال تغییرات ارتفاعی داشته باشند . اما جوی که اطراف کوه ها را فرا گرفته بسته به عوامل متعددی به شدت از نظر تغییرات فشار و غلظت اکسیژن در حال تغییر است . علت این که صعود یک قله در یک صبح سرد راحت تر از گرمای ظهر است دقیقا همین مساله است . دما تا حد زیادی روی غلظت اکسیژن تاثیر گذاشته و می تواند صعود یک قله معمولی ۳۰۰۰ متری را به دشواری صعود یک قله ۴۵۰۰ متری برساند و بالعکس . این مساله براحتی در تمام نواحی کوهستانی قابل امتحان است . سردرد و ارتفاع زدگی در منطقه دماوند در فصل زمستان به شدت کاهش می یابد و تنها علت آن غلظت اکسیژن بالاتر نسبت به فصل تابستان است .

در همین زمینه جدولی وجود دارد که متاسفانه در کوهنوردی ایران زمین تا کنون نادیده گرفته شده بود اما با استفاده از این جدول براحتی می توان برنامه ریزی بهتری برای صعود های خود داشته باشید . این جدول ِ (ِDensity Altitude chart) نام دارد و با استفاده از آن می توان غلظت ارتفاعی صحیح را روی هر قله ای در دما های مختلف بدست آورید .


برای درک موضوع غلظت ارتفاع در دو قله الوند و دماوند را در دماهای مختلف بررسی می کنیم :
همانطور که می دانید هوای استاندارد در ارتفاع صفر، ۷۶ سانتی متر جیوه فشار و ۱۵+ درجه سانتی‌گراد گرما دارد . به این ترتیب در ارتفاع ثابت هر چه دما افزایش پیدا کند هوا رقیق تر و هر چه کاهش یابد هوا غلیظ تر خواهد شد . حال ارتفاع ۵۶۷۱ متری قله دماوند را در نظر بگیرید . دمای استاندارد روی قله دماوند برای غلظت اکسیژن ۵۶۷۱ متر حدود ۲۳– درجه سانتی گراد است . بنابر این چنانچه زمانی که روی قله دماوند ایستاده اید و دما از این مقدار بیشتر باشد ، شما غلظت اکسیژن کمتری درست مانند زمانی که در ارتفاعی بالاتر هستید را تجربه خواهید کرد . در ارتفاع ۷– درجه سانتی گراد غلظت ارتفاع روی قله دماوند دقیقا برابر ۶۰۰۰ متر است و این غلظت ارتفاع در دمای صفر درجه سانتی گراد به حدود ۶۴۰۰ متر خواهد رسید . در مورد الوند دمای استاندارد روی قله ۳۵۰۰ متری حدود ۸- درجه است و غلظت ارتفاع در قله در دمای ۴+ درجه روی همین قله به ۴۰۰۰ متر خواهد رسید و چنانچه در یک روز گرم تابستان روی قله الوند دمایی حدود ۲۰+ درجه وجود داشته باشد «که معمولا وجود دارد» شما از نظر غلظت اکسیژن دقیقا در ارتفاع ۴۴۰۰ متری ایستاده اید .

حال طبق این جدول اگر در یک شرایط کاملا استثنایی در صورت اینورژن هوا دما در فصل تابستان روی قله دماوند به ۱۲+ درجه سانتی گراد برسد ( که چند بار در سال اتفاق می افتد ! ) و شخصی در آن لحظه روی قله ایستاده باشد دقیقا غلظت ارتفاع ۷۰۰۰ متری را روی قله دماوند تجربه خواهد کرد .
دما در جدول فوق بر حسب فارنهایت و ارتفاع بر حسب پا می باشد .

در ادامه مطلب جدول غلظت ارتفاع بسیار مناسبی با ارتفاع بین ۵ تا ۲۰ هزار پا که مناسب کوه های ایران زمین هست ، آورده ام .


حجم جدول را به خاطر وضوح بیشتر کم نکرده ام . برای استفاده جدول را ذخیره کنید .




جمعه، آذر ۲۶، ۱۳۸۹

سرنوشت بهمن‌زده‌گان کوهستان قندیل همچنان نامعلوم است

پس از درج خبر بهمن در وبلاگ کوهستان حقیقت با چند نفر از کوه‌نوردان مهاباد، پیرانشهر و نقده تماس گرفتم که عموما از این موضوع بی‌اطلاع بوندن و کوه‌نوردانی که می‌توانستند امداد رسانی و یا اطلاع‌رسانی دقیق نمایند متاسفانه در دسترس نبودند و همگی در برنامه بسر می برند.

اما طبق اظهار مسئول هیئت کوه‌نوردی نقده به نقل از کوهستان حقیقت ؛ گرفتارشدگان بهمن بیش از 4 روز از نا پدیدشدنشان میگذرد و ازآنها اثری نیست، این افراد تاجرانی(باربرهای مرزی) بودند که ۲۰ قاطر و اسب را همراه داشتند .

با گذشت ۴ روز از این حادثه‌ی ناگوار هنوز هیچ گونه امداد رسانی در این خصوص صورت نگرفته و با این وضعیت احتمال مرگ گرفتارشدگان بسیار زیاد است و عملا شانس زنده ماندن ندارند.

کوهستان قندیل به دلیل عدم در دسترس بودن امکانات امداد و همچنین مسیر بسیار طولانی و شیب های خطرناک و همچنین بارش بسیار زیاد یکی از کوهستانهای مستعد بهمن است . چند سال پیش زنده یاد اوراز در اقدام برای فتح زمستانه‌ی این کوه ناکام ماند و پس از آن مقبل هنرپژوه به همراه چند تن از کوه‌نوردان در تلاشی ناموفق پس از ۶ روز از صعود این کوه منصرف شدند. سال گذشته در شرایط بسیار ایده آل و بارش کم، سه تیم از کردستان برای نخستین بار موفق شد این کوه را در زمستان صعود کند که البته لازم به ذکر است که در این صعود ها مسیرهای خطرناک آن که مسیر بادین آباد به دروی سپی است فاقد پوشش برف بود که امکان صعود این قله را برای کوهنوردان فراهم نمود . لازم به ذکر است مسیر بادین آباد نرمال ترین مسیر صعود است .

متاسفانه در شهرستانهای اطراف هیچگونه تشکلی برای امداد رسانی در شرایط بحرانی سازمان نیافته است و که با وجود کوهستانهای بکر و صعب العبور مرزی کردستان این مهم نیازمند تجدید نظر اساسی است .

به نقل از وبلاگ کوهستان - رامیار

پنجشنبه، آذر ۲۵، ۱۳۸۹

بیشرین زباله را در علم کوه چه کسانی تولید می کنند!!؟

به نقل از وبلاگ کالاهو

علی فرضی مسئول مجتمع ورزشی کوهستانی رودبارک (کلاردشت):

پانزده سال از عملکرد پاکسازی منطقه علم‏کوه می‏گذرد و در این سال‏ها همه‏ی طبیعت دوستان و کوه‏نوردان از نزدیک شاهد این فعالیت‏ها بوده‏اند.

جای بسی تاسف است که بیشترین زباله، از آنِ کوه‏نوردان حرفه‏ای و افرادی است که سال‏ها به این منطقه می‏آیند و با سرد و گرم و سختی‏های منطقه آشنایی کامل دارند. این گروه‏ها‏ بار خود را توسط قاطر به ارتفاعات بالا (سرچال، علم چال، حصارچال) انتقال داده و متاسفانه حاضر نیستند زباله‏های خود را به پایین حمل کنند.

بیشترین زباله‏ را که بطری‏های خالی آب، قوطی انواع کنسروجات و پلاستیک تشکیل می‏دهد در محل انباشته و رها می‏شود.

حتی مشاهده شده ظروف آبمیوه و کنسروجات را پس از مصرف در شکاف‏های مسیرهای گرده آلمان‏ها و دیواره جاسازی می‏کنند ..... و به نظر خود کوهستان را تمیز نگه داشته‏اند و اثری از خود بجا نگذاشته‏اند. حتی افرادی هستند که زباله‏ی خود را روی تخت و یا گوشه و کنار پناهگاه سرچال جا می‏گذراند و زحمت جمع آوری زباله‏ها را به خود را نمی‏دهند. این در حالی است که در چند قدمی پناهگاه سرچال جای مخصوص حمل زباله وجود دارد!

امسال نیز متاسفانه شاهد بیشترین میزان زباله در منطقه علم چال و سرچال بودیم.

با توجه به آمار، از میان مراجعه کنندگان به مجتمع ورزشی کوهستانی رودبارک حدود 1500 نفر به سرچال و علم چال و 4000 نفر به حصارچال صعود کرده‏اند. و حدود 1000 نفر نیز بدون مراجعه به این مجتمع به حصارچال عزیمت نموده‏اند.

هزینه‏هایی که جهت حمل زباله توسط قاطر انجام شده به شرح ذیل می‏باشد:

سرچال 9 بارقاطر حدود 32 گونی3375000ریال (سیصدوسی‏وهفت‏هزاروپانصد تومان)

علم چال 11 بار حدود 40 گونی 8250000ریال (هشتصدوبیست‏وپنج‏هزار تومان)

حصارچال 4 بار حدود 16 گونی 800000 ریال (هشتادهزار تومان)

مبلغ 1000 ریال، از هر کوه‏نورد جهت پاکسازی دریافت می‏شود که جمع مبلغ دریافتی امسال 6500000ریال(ششصدوپنجاه هزار تومان) بوده است.

مبلغ 12425000ریال (یک‏میلیون‏ودویست‏وچهل‏ودوهزاروپانصد تومان) هزینه حمل زباله به پایین و مبلغ ششصدوپنجاه‏هزار تومان مبلغ دریافتی. حال قضاوت با شماست!!

موضوع دیگر بی‏مسئولیتی و بی‏توجهی افرادیست که پس از ترک پناهگاه سرچال، درب و پنجره‏های پناهگاه را باز گذاشته که این امر موجب شکستگی درب و پنجره‏ها می‏شود.

روشن کردن شمع برای روشنایی در شب در کنار پنجره‏ها، موجب ترک خوردگی و شکستن شیشه‏ پنجره‏ها می‏شود.

رهاسازی بطری‏های خالی آب در سرویس‏های بهداشتی، موجب گرفتگی لوله‏های فاضلاب شده که امکان استفاده از سرویس‏ها را مختل می‏کند.

امیدواریم که همواره پناهگاه‏ها را خانه خود بدانیم و در حفظ نگهداری آن‏ها بکوشیم. بی‏شک این مکان‏های مقدس با هزینه بیت‏المال بنا شده‏اند و میراثی است که باید در اختیار آیندگان قرار گیرد.

هر ساله مبلغ زیادی جهت ترمیم و بازسازی پناهگاه‏های منطقه علم‏کوه صرف می‏گردد.

امسال به علت خشکسالی، در منطقه سرچال با کمبود آب مواجه شدیم و از اواخر مرداد کلیه چشمه‏های اطراف خشک شده بودند. در همین راستا با کمک گله‏داران منطقه، چشمه‏ای در نزدیکی قله سیاه‏گوک پیدا کرده و با حفر حدود 500 متر لوله، آب چشمه را به لوله کشی قدیمی وصل کرده که تا اواسط مهرماه، پناهگاه از آب آشامیدنی برخوردار بوده است.

در خاتمه از همه‏ي افرادی که وارد منطقه می‏شوند تقاضا می‏شود در حفظ و نگهداری پناهگاه و جان‏پناه‏های منطقه بکوشند. زباله‏های خود را در مکان‏های مشخص شده قرار دهند و در صورت امکان زباله‏ها را به پایین باز گردانند.

بیان حاتمی در حال جمع آوری زباله های پناهگاه سرچال

وضعیت اسفناک سرویس های بهداشتی پناهگاه سرچال

همایش کوه نوردان به مناسبت روز جهانی کوهستان

باشگاه آرارات،۲۰ آذر ۱۳۸۹

برای ششمین سال پیاپی، با برنامه ریزی مشترک انجمن کوه نوردان ایران و باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات، همایشی به مناسبت روز جهانی کوهستان در محل قدیمی باشگاه آرارات (خیابان جمهوری- کوچه ی نوبهار) برگزار شد. در همایش امسال، حدود یکصد و پنجاه نفر از کوه نوردان و طبیعت دوستان از همه ی گروه های سنی و از چندین گروه و باشگاه حضور داشتند. این همایش سالانه، به برنامه ای برای تجدید دیدار کوه نوردان پیش کسوت و میان سال و نو آمده، و نیز به فرصتی برای تجدید "پیمان زیست محیطی" در جهت حفاظت محیط های کوهستانی بدل شده است.

برنامه ی ۲۰ آذر ۸۹ با خوشامد گویی سورن سپانیان آغاز شد، سپس آلبرت کوچاریان مطلبی برگرفته از تارنمای "فائو" (سازمان مسوول روز جهانی کوهستان) را خواند. پس از او، عباس محمدی، مدیر گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان، با اشاره به موضوع امسال روز جهانی کوهستان: اقليت های كوه نشين و مردم بومی، در مورد نادیده گرفته شدن اهالی منطقه های کوهستانی در طرح های توسعه مانند سد سازی و راه سازی سخن گفت.

بخش دیگری از برنامه، به نکوداشت هنریک مجنونیان استاد بزرگ محیط زیست که تالیف های ارزشمندی هم در زمینه ی حفاظت محیط های کوهستانی دارد، اختصاص داشت. سورن سپانیان شرحی از پیشینه ی کارهای مجنونیان را خواند و سپس خود استاد در سخنان کوتاهی، از دلبستگی اش به کوهستان و کوه نوردان گفت. پس از آن، لوح عضویت افتخاری انجمن کوه نوردان ایران توسط عباس ثابتیان رییس هیات مدیره، به هنریک مجنونیان تقدیم شد.

در این برنامه، همچنین از رسول نقوی راهنمای با سابقه ی علم کوه که در چند دهه ی گذشته در برنامه های جستجو و نجات بسیاری حضور فعال داشته است، به خاطر تناسب کارهایش با موضوع روز جهانی کوهستان در سال گذشته (مدیریت بلایا در کوهستان)، تقدیر شد؛ لوح تقدیر و هدیه ای به دست کیومرث بابازاده که خود از فعالان حوزه ی جستجو و نجات است، تقدیم رسول نقوی شد.

از میان فعالان محیط زیست و کوه نوردان پیش کسوت و اهالی فرهنگ حاضر در این همایش می توان از این بزرگان نام برد: محمد درویش، مدیر وبلاگ "مهار بیابان زایی"؛ محمد خاکبیز، از رییسان پیشین فدراسیون کوه نوردی؛ وارطان زاکاریان، از همکاران فصل نامه ی کوه و عضو افتخاری انجمن کوه نوردان ایران؛ علی سربندی، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران و نویسنده ی چندین جلد کتاب در این زمینه؛ محمد علی ابراهیمی، همکار داود محمدی فر در تدوین کتاب تاریخ کوه نوردی ایران. یکی دیگر از مهمانان این همایش، حجت الاسلام موسوی مدیر شبکه ی صدا و سیمای کرمان بود؛ لوح تقدیر انجمن غارنوردان ایران و انجمن کوه نوردان ایران، به خاطر تولید و پخش برنامه های متعدد در زمینه ی کوه نوردی، غارپیمایی، و محیط زیست در این شبکه، به ایشان اهدا شد.

دیدار و پذیرایی که پس از پایان مراسم رسمی انجام شد، مانند سال های پیش، لحظه های خوش و خاطره انگیزی را برای دوستانی که بعضا ماه ها یکدیگر را ندیده بودند، رقم زد.


نویسنده:عباس محمدی

سه‌شنبه، آذر ۲۳، ۱۳۸۹

عضويت افتخاری هنريك مجنونيان؛ اعتباری برای انجمن

در همايش روز جهانی كوهستان (20آذر) در باشگاه آرارات،‌ لوح عضويت افتخاری انجمن كوه نوردان ايران به استاد هنريك مجنونيان،‌ خادم گرانقدر محيط زيست كشور تقديم شد.

پيش از همايش، مانند ديگر مواردی كه افرادی برای عضويت افتخاری در انجمن در نظر گرفته می شوند، موضوع با ايشان در ميان گذاشته شده بود. استاد اظهار داشتند كه از دير باز رابطه ی قلبی و كاری با كوه نوردان داشته اند و آنان را از دوستداران و دل نگرانان طبيعت می دانند. ايشان، با اين حسن نظر، عليرغم آن كه به طور معمول رغبتی به حضور درهمايش ها ندارند، ‌بر ما منت گذاشتند و در نشست حاضر شدند. هنريك مجنونيان، از همكاران قديمی سازمان حفاظت محيط زيست است كه با تاليف و ترجمه ی ده ها جلد كتاب و نوشتن مقاله های پرشمار،‌ با موضوع: منطقه های حفاظت شده ی ايران، حفاظت محيط های كوهستانی،‌ معاهدات جهانی محيط زيست، كليات حفاظت محيط زيست و ... خدمت بسيار زيادی به محيط زيست كشور كرده است. مجنونيان ، همچنين با سال ها تدريس در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ديگر، و تدريس در دوره های آموزشی آزاد، نقش ارزنده ای در تربيت كارشناسان محيط زيست داشته است.

***

ديگر شخصيت هايی كه تا كنون به عضويت افتخاری انجمن كوه نوردان ايران در آمده اند:

گقام ميناسيان: از كوه نوردان و مربيان برجسته ی پيشكسوت

جليل كتيبه ای: بنيان گذار ديواره نوردی در ايران، نويسنده ی صدها مقاله ی كوه نوردی

مجيد ثابت زاده: امداد گر و مدرس جستجو و نجات

حسن صالحی مقدم: مدير فصل نامه ی كوه

وارطان زاكاريان: مترجم و نويسنده ی چند صد مقاله ی كوه نوردی

نيكول فريدنی: عكاس برجسته ی طبيعت

عيس اميدوار: پيش كسوت كوه نوردی،‌ نخستين ايرانی/هيماليا نورد، جهانگرد

كاظم گيلان پور: بنيانگذار كوه نوردی علمی و نوين در ايران، مولف نخستين كتاب كوه نوردی ايران

دوشنبه، آذر ۲۲، ۱۳۸۹

نود و چهارمین نشست ماهانه‌ی انجمن

مکان و زمان:

سالن شهریاران جوان (خیابان استاد نجات اللهی)
روز چهارشنبه یک دی ۱۳۸۹ از ساعت ۱۷ تا ۲۰

موضوع:
اخبار کوه‌نوردی
تقدیر از مدیران دوره‌ی پیش و معرفی مدیران جدید
گزارش لیلا اسفندیاری از تلاش برای صعود به K2

شرکت در نشست‌های ماهانه‌ی انجمن کوه‌نوردان ابران برای همگان آزاد است.
ورودیه برای اعضا ۲۰۰۰۰ ریال و برای سایرین ۳۰۰۰۰ ریال

گزارش مانو پلیسیه به Millet


عکس : مارکو

در بازگشت از ایران ، مشاور فنی میله (Millet)، مانو پلیسیه، در گزارش خود توپو و عکس‌هایی از گشایش مسیری نو بر روی دیواره‌ی استثنایی بیستون ارایه کرد.

همراه با مارکو و لوکا (از اسلوونی)، مسیری جدید در رخ جنوبی دیواره‌ی بیستون در ایران گشایش شد، کار گشایش این مسیر که آن را «گربه‌ی ایرانی» نامیدیم، ۵ روز طول کشید، ۳ روز برای آماده‌سازی و ۲ روز + یک بیواک برای حمله‌ی نهایی. (طول ۱۰۰۰ متر و بیش‌ترین دشواری 7A )

یک ماجراجویی بزرگ در دل یک برنامه‌ی ورزشی، پرهیجان تر از آن که در ذهن انسان می‌گنجد.

خبر از ابراهیم نوتاش و سایت Millet


آتش


تارهای بی‌کوک و

کمانِ بادِ ولنگار

باران را
گو بی‌آهنگ ببار!

غبارآلوده، از جهان
تصویری باژگونه در آبگینه‌ی بی‌قرار

باران را
گو بی‌مقصود ببار!

لبخندِ بی‌صدای صد هزار حباب
در فرار

باران را
گو به‌ریشخند ببار!

چون تارها کشیده و کمان‌کشِ باد آزموده‌تر شود
و نجوای بی‌کوک به ملال انجامد،
باران را رها کن و
خاک را بگذار
تا با همه گلویش
سبز بخواند

باران را اکنون
گو بازیگوشانه ببار!


شعر احمد شاملو

یکشنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۹

کار نیکو کردن از «پر کردن» است

کار نیکو کردن از «پر کردن» است

بعضی‌ها میگویند نه، از نو کردن است

اگر کار نیکو نمی‌کردند عده‌ای، خوب مثلن کانادا را چطور می‌خریدیم و چطور می‌نوشیدیم؟ توی قابلمه؟

ما خودمان هم کار نیکو می‌کنیم، یعنی هم پر می‌کنیم و هم کمک می‌کنیم دیگران هم کار نیکو کنند یعنی پر کنند.

این هم عکس‌هاش:


این کار نیکو کردن مربوط به پیش‌کسوت‌هاست
ظرفیت: بسته به مهارت اپراتور تا ۲۰۰ بطری در ساعت


این کار نیکو کردن مربوط به دوران جدید است اما با بودجه‌ی متوسط
ظرفیت: تا ۳۰۰۰ بطری در ساعت (خیلی ربطی به مهارت اپراتور ندارد)


این کار نیکو کردن هم مربوط به دوران جدید است اما با بودجه‌ی بسیار خوب!!
ظرفیت: تا ۱۵۰،۰۰۰ بطری در ساعت (هیچ ربطی به مهارت اپراتور ندارد)

پی نوشت:
همیشه از این‌که بعضی چطور با اشتها، غذا می‌خورند، لذت می‌بردم
یک روز فکر می‌کنم سال ۱۳۵۵ بود که توی خیابان ۳۰ متری نارمک، سر راه دانشگاه طاقت نیاوردم و هم سفره‌ی کارگرانی شدم که نان بربری ترید می‌کردند توی یک کاسه پر کانادادرای، اون هم تگری تگری!
یاد اون روزها به‌خیر!

شنبه، آذر ۲۰، ۱۳۸۹

روز جهانی کوهستان

شنبه بیستم آذر؛ همایش کوه نوردان در باشگاه آرارات، به مناسبت روز جهانی کوهستان

برنامه ی ویژه: تقدیر از هنریک مجنونیان، چهره ی برجسته ی حفاظت از محیط های کوهستانی کشور

برنامه ی ویژه: تقدیر از رسول نقوی، به‌پاس فعالیت‌های با ارزش او برای خفاظت منطقه‌ی علم‌کوه


خیابان جمهوری، کوچه ی نو بهار، شماره ی ١٧ ، از ساعت ١٨ تا ٢٠

سه‌شنبه، آذر ۱۶، ۱۳۸۹

۱۶ آذر

در مورد ۱۶ آذر بسیار شنیده‌ایم و یا خوانده‌ایم
اولین تجربه‌ی خود من در سال ۱۳۵۴، تعطیلی دانش‌گاه بود، تقریبن از روزهای اول آذر دانش‌گاه تق و لق می‌شد و هفته‌ی دوم آذر هیچ کلاسی تشکیل نمی‌شد، دانش‌جویان شهرستانی به شهرهای خود سفر می‌کردند و تعداد کمی از بچه‌ها برای مطالعه به کتاب‌خانه می‌آمدند. خوب سلف‌سرویس دانش‌گاه هم باز بود برای کارمندان، استادان و دانش‌جویانی که پی‌گیرانه سفر روزانه‌ی خود به دانش‌گاه را ادامه می‌دادند.
من آن‌سال از این فرصت استفاده کردم و خانه‌مان را رنگ کردم، یک‌تنه! بتونه، آستری و ...

ناگفته نماند که در روزهای حساس مانند ۱۶ آذر، التهابی هم در بین دانش‌جویان بود، نگرانی از به‌اصطلاح شلوغ شدن دانش‌گاه و شانس کتک خوردن از گارد و شاید دست‌گیری!
نمیدانم اولین بار نیروی انتظامی کی وارد دانش‌گاه شد، ولی تا بهمن ۱۳۵۷، گارد ویژه همیشه در دانش‌گاه بود و حتا برای خود ساختمان و استراحت‌گاه هم داشتند.

در علم و صنعت، محل اعتراض‌ها یا کتاب‌حانه‌ی مرکزی بود، یا سلف‌سرویس و یا تریا و معمولن با هیس کشیدن شروع می‌شد و پس از آن اگر در کتاب‌خانه بود، صندلی‌ها به هوا می‌رفت و اگر در سلف بود، بعد از هیس کشیدن قاشق‌زنی روی میز یا بشقاب هم اضافه می‌شد و بعد میز و صندلی و گاهی هم دیگ ناهار به هوا می‌رفت.
گارد هم البته بیکار نمی‌ماند و اگر درمحل بود که بلافاصله دست به کار می‌شد و اگر نه، چند دقیقه‌ی بعد خود را می‌رساندند و چشم زهری از سایرین می‌گرفتند.
۱۵ خرداد ۱۳۵۵ من هم از لطف گاردیان بی‌نصیب نماندم و باتون محکم و جانانه‌ای خوردم که باقیمانده‌ی ترم مرا تعطیل کرد و ...

دو تصویر از روزنامه‌ی اطلاعات ۱۷ آذر ۱۳۳۲ و خبر کشته شدن ۳ دانشجوی دانش‌کده‌ی فنی، شاید جالب باشد.


بسیار جالب است که رییس و معاون دانش‌کده‌ی فنی مسوول این حادثه شناخته شده و دست‌گیر می‌شوند!

آب پاشی

امروز ۱۶ آذر ۸۹ آسمان بالای سر ما و کمی آن طرف‌ترش، یعنی شمال‌تر مورد پرواز ۳ فروند هواپیما قرار گرفت. این ۳ فروند هواپیما هی آمدند و هی رفتند و این‌کار را چند بار انجام دادند و کسانی گفتند که آنها (هواپیماها) شهر را آب‌پاشی می‌کنند تا دود و آلودگی تمام شود. اگر این نظر درست باشد، آسمان بالای سر ما مورد آب‌پاشی قرار گرفت و ما احساس هوای پاک یا پاک بودن هوا کردیم.

ما یک چیزی می‌دیدیم که از دم هواپیما خارج می‌شود که سیاه رنگ بود، آیا این آبی بود که پاشیده می‌شد و یا دود همان هواپیمای دودشوی بود؟

در این مورد در سایت مهار بیابان زایی بخوانید

همایش روز جهانی کوهستان

برای ششمین سال پیاپی، در روز بیستم آذر (مطابق ١١ دسامبر) همایش بزرگ کوه نوردان به مناسبت روز جهانی کوهستان، در باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات برگزار می شود.

دوشنبه، آذر ۱۵، ۱۳۸۹

توهین به خلیج فارس فقط تحریف نامش نیست! هست؟

محمد درویش در سایت مهار بیابان زایی، خلیج فارس یا آب ریزگاه عمومی؟

گمان نبرم هیچ ایرانی را در هیچ نقطه از جهان بتوان سراغ گرفت که اهل اینترنت باشد و تاکنون در صندوق پست رایانه‌اش ایمیلی در دفاع از نام خلیج فارس و هشدار در برابر تحریف این نام باستانی دریافت نکرده باشد.
اغلب هم ما دریافت‌کنندگان این ایمیل‌ها، مشتاقانه وظیفه‌ی ملّی/ میهنی خود را انجام داده و فکر می‌کنیم با پر کردن فلان پتیشن یا شرکت در بهمان نظرسنجی اینترنتی توانسته‌ایم مشت محکمی به دهان یاوه‌گویانی که در صدد دزدی یا تحریف این نام اصیل و کهن هستند، بزنیم و به این ترتیب حرمت آبی‌ترین دریای وطن را در جنوب ایران‌زمین به جا آوریم.

اما حقیقت آن است که حرمت‌شکنی خلیج فارس فقط در تحریف نامش خلاصه نمی‌شود.
وقتی در سواحل هرمزگان برای چندمین بار شاهد قتل عام فجیع اهالی آبزی خلیج فارس و دریای عمان هستیم (و از تاریخ درس نمی گیریم)؛ وقتی در نایبند بی مهابای فرداها به خلیج فارس سم تزریق می‌کنیم؛ وقتی در بوشهر اینگونه با سواحل رؤیایی‌مان رفتار می‌شود؛ وقتی در ماه‌شهر سالهاست که کسی جرأت خوردن ماهی را ندارد و وقتی در اروند رود، به جای آب زلال چشمه‌سارهای سبزکوه و دنا، پساب مسموم و فاضلاب متعفن کارخانه‌ها و اراضی کشاورزی و سکونتگاه‌های انسانی را به باختری‌ترین مرز خلیج فارس هدیه می‌دهیم؛ دیگر نباید فقط از تحریف نام خلیج فارس نگران باشیم.

شما به من بگویید: فارس نامیدن آلوده‌ترین محیط آبی جهان چه فخر و وقاری برای ما دارد؟
واقعیت تلخ این است که ما خلیج فارس را به یک آبریزگاه عمومی و متعفن بدل ساخته‌ایم و بگذار نام این آبریزگاه هر چه می‌خواهد باشد!
تنها امیدی که دارم، تصویب ماده ۱۷۳ در برنامه پنج ساله پنجم توسعه است که در آن دولت مؤظف شده است تا پایان سال چهارم برنامه اجازه‌ی ورود هیچ پساب و فاضلاب آلوده‌ای را به محیط‌های تالابی و سواحل کشور ندهد و همه‌ی سکونتگاه‌ها و مراکز صنعتی جنب این محیط‌های آبی، پسماندهای خود را با روش‏های نوین و فناوری‏های جدید «با اولویت روش‏های ارگانیک از قبیل ورمی کمپوست» بازیافت کند.
به نظرم همت مضاعف برای اجرای درست ماده ۱۷۳ و نظارت تمام و دقیق بر حسن اجرای زمان‌بندی‌شده‌ی آن، بهترین و سزاوارانه‌ترین نشانه است که گواهی می‌دهد: ایرانیان هنوز عاشقانه به حفظ حرمت خلیج فارس می‌اندیشند و حاضر به تحمل هیچ توهین یا تحریف و حرمت‌شکنی نسبت به آن نیستند.


از سایت مهار بیابان زایی