Sunday، July 26، 2009

افتخار و شگفت زدگی!!


در این هفته خبری داشتیم که در دو وبلاگ کوه‌نوشت و کلاغ‌ها منتشر شد با این عنوان:


صعود کودک ۷ ساله به قله سبلان !

متن خبر:

به گزارش واحد مرکزی خبر، علی اصغری اهل روستای نقدی عليا از توابع بخش لاهرود، روز چهارشنبه به همراه پدرش با موفقيت به قله سبلان صعود کرد.

قله سبلان با ۴۸۱۱ متر ارتفاع، دومين قله بلند ايران است .حضور وی در اين ارتفاع، کوه نوردان حاضر در سبلان را شگفت زده کرد.

به گفته پدر علی، وی بيشتر وقت خود را در بيرون از خانه و در کوه های اطراف روستا مي گذراند.


در مهرماه ۸۶ در وبلاگ تهران کوه پستی منتشر شد با این عنوان:
کوهپیمای شش ماهه

ایلیا ، کوهپیمای شش ماهه

در

گروه کوهنوردی تاریانا

نکته‌هایی که آن روز نوشتیم در مورد کودکان و بیماری ارتفاع، انگار باید دوباره یادآوری شوند:

ما و شما نیز بزرگسالانی را دیده ایم که کودکان خردسال خود را به کوه و ارتفاعات بالا میبرند، بی توجه به اینکه خوزستان جای کم ارتفاعی است و مردم آن منطقه و بویژه نوزادان چند ماهه کمتر از دیگران به ارتفاع عادت دارند و بی توجه به نیاز کودکان به خواب آرام و عدم نیاز آنان به راه پیمایی شبانه!

باید دانست که بیماری حاد ارتفاع با توجه به شرایط خاص بیمار مانند عادت به ارتفاع به دلیل زندگی در مناطق کوهستانی و یا کوهنوردی های بلند و یا برعکس زندگی در نقاط پست، قرار نیست که الزاما بالای ۳۰۰۰ متر، ۴۰۰۰ متر و یا در صعود به دماوند رخ دهد و بنابراین با دیدن نشانه های آن باید فوری و در اولین فرصت فرود آمد و این بهترین و مؤثرترین درمان است.

بیشتر بدانیم

اما دانش خود در مورد هر بیماری و از جمله بیماری حاد ارتفاع را، هنگامی که کودکان سوژه ما هستند کافی ندانیم به دلیل اینکه نوزادان و کودکان ممکن است واکنش های متفاوتی نسبت به بزرگسالان نشان دهند و از این گذشته نوزادان و کودکان قادر به برقراری ارتباط با ما نیستند تا از سردرد، سرگیجه و یا سایر نشانه های بیماری ارتفاع شکایت کنند و ضمنا این نشانه ها به سادگی با بیماری های متداول کودکان اشتباه میشوند و ممکن است فرصت درمان مناسب را از ما بگیرند.

گفتنی است که حتی اگر کودک نوزاد خود را با اتومبیل؛ اتوبوس و یا قطار و هواپیما به جایی با ارتفاع زیاد میبرید بهتر است با یک پزشک آشنا به پزشکی ارتفاع مشورت کنید.

همراه بردن کودکان به ارتفاعات میتواند برای سلامتی آنها خطرناک باشد

و

این نکته را هم اضافه کنم که این رفتار یعنی بردن کودکان به کوه و یا هر جای غیر متداول دیگری، با درک این واقعیت ساده که آنها اراده ای برای این کار ندارند و قدرت مخالفت با ما بزرگسالان را هم ندارند و فقط چون ما پدر و مادر او خوشحال میشویم و کمی هم افتخار میکنیم و دیگران هم شگفت زده می شوند!! میتواند یک رفتار خودخواهانه ، غیر اخلاقی، غیر دمکراتیک تلقی گردد و یا به سادگی رفتاری احمقانه باشد!!

به آدرس زیر برویم تا در این مورد بیشتر بخوانیم و بدانیم

http://www.ismmed.org/ISMM_Children_at_Altitude.htm#incidence

Saturday، July 25، 2009

احتیاط


محل سقوط هواپیما!!

Thursday، July 23، 2009

۲۹ خرداد ۸۸ و عملیات جستجو


۲۹ خرداد ۸۸ به دوآب رفتیم، دوآب پلنگ‌چال و چند ساعتی را زیر قله پلنگ چال‌ و در آرامش آن سر کردیم.
بچه‌ها دنبال چیزی هم می‌گشتند که آخرش پیدا نشد! یعنی اون روز پیدا نشد،
دمغ شدیم، ولی آخرش فکر کردیم که...
خوب یه جا دیگه دنبالش می‌گردیم، یا اینکه یه جور دیگه دنبالش می‌گردیم!

ورزش کردیم تا قوی بشیم بریم بگردیم دنبالش

راستی ما یه مربی اِروبیک تو گروه داریم

پیش از جستجو صبحانه خوردیم تا جونی داشته باشیم

زیر سنگا، لای گل‌ها، بالا و پایین رو گشتیم

و لای ابرهارو!

به گوسفندها و بزها و چوپون‌ها هم سپردیم، اونا هم دنبالش گشتن


این رفیق من، ماهارو مسخره می‌کرد، زبونشو درآورده بود واسمون
می‌گفت عمرن، یعنی عمرن
اگه دیگه پیداش کنین!!
خوب این هم یه نوع طرز فکر دیگه
ما اون روز به نظر ایشون هم احترام گذاشتیم
حالا یادش رفته بود اون روز که جی‌پی‌اس و قطب‌نما نبرده بود، تو کوه گم شده بود، ما خودمون گروه نجات درست کردیم رفتیم پیداش کردیما!!


گشتیم و گشتیم و گشتیم
روی زمین و توی آسمون!



زیر برف‌ها و توی آب رودخونه‌ها


رفتیم زیر این برف‌چال، اینجا رم گشتیم که خیلی هم سرد بود!!
بعظی‌ها گفتن پیدا میشه، بعضی‌ها گفتن «گشتیم نبود، نگرد نیست!»



آخرش با خودمون گفتیم خوب،
یه جا دیگه دنبالش می‌گردیم،
یا اینکه یه جور دیگه دنبالش می‌گردیم!

اعضای تیم جستجو:
مسلم زمانی نژاد، فریدون و بهمن عشقی، مهری و محمود عسگری، وحید افشارمنش، فایزه باقرزاده، مهدی کاسبیان و عباس ثابتیان


Tuesday، July 21، 2009

آموزش هواشناسی برای کوه‌نوردان

انجمن کوه نوردان ایران یک دوره یک دوره آموزش هواشناسی برای کوه نوردان برگزار می کند:

زمان برگزاری ۵شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ از ساعت ۰۸۳۰ تا ۱۷۰۰

محل برگزاری دفتر انجمن کوه‌نوردان ایران

سرفصل‌های دوره

۱- آشنایی با ترکیب جو
۲- دما چیست؟
۳- آشنایی با بادها
۴- ابر و مه و دید
مدرس: دکتر جعفر سپهری
هزیبه شرکت در دوره ۱۵۰،۰۰۰ ریال است که باید به حساب بانکی انجمن واریز شود و یا به صورت نقدی در دفتر انجمن پرداخت شود. شماره حساب (سپهر) : ۰۲۰۶۶۰۱۲۶۶۰۰۲ بانك صادرات ایران به نام انجمن كوه نوردان ايران

مدارک مورد نیاز:
۱- کپی شناسنامه
۲- یک قطعه عکس
۳- اصل یا کپی رسید پرداخت هزینه دوره

حداکثر تعداد شرکت کنندگان در دوره ۳۰ نفز است و بنابراین اولویت با کسانی است که زودتر ثبت‌نام کنند.

تلفن تماس دفتر انجمن ۶۶۷۱۲۲۴۳ - فاکس ۶۶۷۱۲۴۲۱ - ای‌میل info@alpineclub.ir

Saturday، July 18، 2009

پزشک تیم؟ تیم حمله؟ پشتیبانی صعود؟ و یا من صعود میکنم

خبر زیر را در سایت فدراسیون کوه نوردی میخوانیم:

بر اساس گزارش های دریافتی از سرپرستان تیم های هیئت تهران و سراب که در تلاش برای صعود به قله ی گاشربروم 2 هستند ؛ این تیم ها پس از برپانمودن کمپ 2 و انتقال لوازم کمپ های سه و چهار به این کمپ، به دلیل شرایط نا مساعد جوی به کمپ اصلی بازگشته و مترصد هوای مطلوب هستند .

شایان ذکر است دکتر جوادی ،پزشک تیم هیئت سراب که اصرار بر قرار گرفتن در ترکیب تیم حمله به قله را داشته است ، پس از عدم تمکین از سرپرست تیم که به دلیل عدم آمادگی و ملاحظات پشتیبانی تیم ، با صعود وی به قله موافقت نکرده ، در نهایت پس از مراجعت به کمپ اصلی ، زمینه ی بازگشتش به ایران فراهم گردیده است .
خاطر نشان می شود ؛ با توجه به همراهی و همزمانی صعود تیم هیئت سراب با تیم هیئت تهران ، مقرر گردیده تیم سراب از خدمات پزشکی تیم تهران توسط دکتر بهپور استفاده نماید.

به یاد بیاوریم صعود بدون مجوز دکتر گودرزی در اورست خانم‌های ایرانی را و لیلا بهرامی را که تا آستانه مرگ پیش رفت و پزشک تیم در پی کسب افتخار بود و یا اینکه من صعود میکنم!!!

به یاد بیاوریم صعود سال پیش به تلیچوپیک و مرحوم دکتر بهاءلو که خودسرانه به قله رفت و با تاسف جان خود را از دست داد و یا اینکه من صعود میکنم!!!


از مصاحبه مسیولین فدراسیون با روزنامه اعتماد ملی:
اين قانع‌كننده است كه فدراسيون برای پيدا كردن بهاءلو تلا‌ش كرده اما اين سوال وجود دارد كه چرا به پزشك تيم اجازه داده شده تا قله برود. خانم دكتر قبلا‌ به اعتماد ملي گفته بود كه فدراسيون تجهيزات كاملی به او نداده بود. خود شما در مصاحبه‌ای كه با ايسنا داشتيد گفته بوديد كه قرار نبوده دكتر در تيم صعود‌كننده باشد. انتظار هم نمي‌رفت كسي كه كوهنورد حرفه‌ای نيست تا ارتفاع بالا‌ی هفت هزار متری برود !‌
دكتر كوهنورد مبتدی نبود. سوابقش هست. بيشتر قله‌های ايران را در تابستان و زمستان صعود كرده بود. مدرك كارآموزی برف و يخ و سنگ‌نوردی داشت. خدای من شاهد است كه گفتم وظيفه شما پزشكی است و در كمپ يك مي‌روی تا هم هوا شوی. پزشك فقط نمی‌رود كه در بيس‌كمپ بنشيند چايی بخورد. توانايی اين را بايد داشته باشد كه اگر برای كسي اتفاقی افتاد خودش را بتواند سه چهار ساعته به او برساند. اما به او گفتم كه قرار نيست به قله برود. وقتی هم كه درخواست لوازم داد، ديدم عين وسايلی را خواسته كه برای بقيه تيم تهيه شده بود. گفتم نيازی نيست كه كفش سه‌پوش داشته باشد. بعد كه كفشش را پيدا كرديم، به شهادت دوستش متوجه شدم كه خودش رفته كفش خريده. در روند صعود تيم سرپرست است كه تصميم‌گيرنده است. مي‌توانيد از سرپرست بپرسيد كه چرا اجازه صعود داده بود.

و دوباره بخوانیم خبر اول را

شایان ذکر است دکتر جوادی ،پزشک تیم هیئت سراب که اصرار بر قرار گرفتن در ترکیب تیم حمله به قله را داشته است ، پس از عدم تمکین از سرپرست تیم که به دلیل عدم آمادگی و ملاحظات پشتیبانی تیم ، با صعود وی به قله موافقت نکرده ، در نهایت پس از مراجعت به کمپ اصلی ، زمینه ی بازگشتش به ایران فراهم گردیده است .
خاطر نشان می شود ؛ با توجه به همراهی و همزمانی صعود تیم هیئت سراب با تیم هیئت تهران ، مقرر گردیده تیم سراب از خدمات پزشکی تیم تهران توسط دکتر بهپور استفاده نماید.

یا اینکه من صعود میکنم!!!

آسفالت کردن مسیر گوسفندسرا

روز ۵شنبه ۲۵ تیر ۸۸ عده‌ای از دوست‌داران طبیعت در اعتراض به آسفالت کردن مسیر گوسفند‌سرا به رینه رفتند، این دوستان با بستن راه و جلوگیری از حرکت کامیون‌ها، اعتراض خود را به گوش مسئولین محلی رساندند و سرانجام ادامه کار به برگزاری جلسه‌ای در شهرداری منجر شد.


در این گفتگو، شهردار رینه به اعتراض کنندگان اطمینان داد که طرحی برای آسفالت کردن این مسیر در بین نیست و موضوع پروژه، تنها تسصیح و شن‌ریزی مسیر است که بودجه آن در دور دوم سفر استانی به مازندران به مبلغ ۸۰ میلبون تومان تصویب شده است و چون اعتبارهای استانی تا پایان تیرماه منقضی می‌شوند، پیمان‌کار با عجله در پی تمام کردن این کار است!

این جلسه تا ساعت ۱۶۰۰ ادامه داشت.
از انجمن کوه‌نوردان ایران، ۳ نفر، عباس محمدی، فرنوش رییسی و عباس ثابتیان به رینه رفته بودیم.

پ ن ۱- اینکه واقعا طرحی برای آسفالت کردن مسیر وجود نداشته است مورد تردید است.

پ ن ۲- به نظر می‌رسد که مسئولین محلی در مقابل موج اعتراض‌ها، از نامه رییس فدراسیون کوه‌نوردی و فشار بر استان‌داری مازندران تا بازتاب رسانه‌ای آن و از اقدام مردمی انجمن کوه‌نوردان و اعتراض عمومی به این کار، در موضع انفعالی قرار گرفته‌اند.

پ ن ۳- این اعتراض وجود مسیر فعلی گوسفندسرا و تعمیر و تسطیح و شن‌ریزی آن را هم در بر می‌گیرد و البته آسفالت کردن آن.

پ ن ۴- احتمالا در فرصت دیگری، زمانی که آب این اعتراض از آسیاب بیفتد، اسفالت کردن مسیر هم با سرعت انجام خواهد شد. همان‌طور که دوست گرامی، آقای ضرابیان اشاره کرده است

«جلوگیری ازتخریب چه چیزی برادرمن ؟ مگر محیط کوهستانی سالمی دراین سرزمین باقی مانده است ؟ جاده خاکی دیریازود آسفالت خواهد شد ! اگربنا به جلوگیری بود باید جلوی احداث جاده گرفته می شد . تا کوهستان ها متولی نداشته باشد همین آش هست و همین کاسه !»

اسماییل فصیح درگذشت


«جلال آریان» برای دوست داران فصیح کاراکتر نام آشنایی است، قهرمانی که در بیشتر کتاب های فصیح حضور دارد و خیلی ها به قول فصیح به اشتباه او را در همه جای کتاب خود نویسنده تصور می کنند. فصیح درباره انتخاب نام این کاراکتر می گوید: «یک روز وقتی هنوز جنوب بودم تصمیم گرفتم یک کاراکتر در زندگی ام انتخاب کنم به نام جلال آریان». فصیح درباره ی «جلال آریان» می گوید: «در هر داستانی که جلال آریان در آن حضور دارد، یک نفر هست که رنج می برد و تلاشش را می کند، اما ماجرا به مرگ ختم می شود، در نهایت یا مرده آن فرد را حمل می کند مثل زمستان ۶۲ یا …»

فصیح در پاسخ به این سئوال که چرا آریان همیشه گرفته و رنجور است می گوید: «از دردهای قلب و مغز و این هاست دیگر. یک حادثه بدی که اتفاق می‌افتاد آدم را به این راحتی‌ها ول نمی‌کرد که.» جلال آریان آن قدر با اسماعیل فصیح عجین شده که باور این که با فصیح متفاوت است کمی سخت و مشکل به نظر می رسد.

اسماییل فصیح، جلال آریان من درگذشت!!

Wednesday، July 15، 2009

اعتراض به آسفالت کردن کوه دماوند!!!


دوستداران محیط زیست ایران و کوه دماوند قرار است فردا پنج شنبه ۱۳۸۸/۴/۲۵پیش از ظهر به رینه بروند و از آسفالت کردن و تخریب کوه دماوند جلوگیری کنند.


Tuesday، July 14، 2009

خلنو ۱۴ و ۱۵ خرداد ۸۸

۱۳، ۱۴ و ۱۵ خرداد ۸۸ را برای پیمایش از خلنو تا آزادکوه برنامه‌ریزی کرده بودیم که نشد!
برنامه به یک و نیم روز و صعود به خلنو تغییر داده شد.
نکات مهم برنامه از این قرار بود:

* با دیدن گروهی که بالاتر از ما نزدیک گردنه ورزاب بودند تطمیم بر این شد که کنار آبشار چادر را برپا کنیم، شاید جای مناسبی بر روی گردنه پیدا نمی‌کردیم.
* برای عبور از سوزنی‌های ژاندارک و با توجه به مسیر یخ‌زده و لغزنده، دوستان در طناب رفتند و با حمایت از روی تیغه‌ها عبور کردند.
* عبدالله ناهید گروهی از کوه‌نوردان را سرپرستی می‌کرد که قصد داشت لوح یادبودی برای مرحوم ابراهیم شیخی بر فراز قله نصب کندد و در بازگشت از قله آنها را دیدیم که از مسیر ما به قله می‌رفتند، ما برای فرود، مسیر رفته را بازگشتیم تا خطر ریزش بهمن را تجربه نکنیم ولی عبدالله، همراهانش را مستقیم از دره شرقی پایین آورد، نمی‌دانیم که واقعا خطر بهمن وجود داشت یا نه؟ ولی، خوب دیگه.
بر روی گردنه احساس وجود برق زمینی ما را واداشت تا با سرعت هر چه بیشتر فرود بیاییم و پس از آن رعد و برق و هوای بد هم شروع شد.
دو نفر توی چادر ما خوب جا خوش کرده بودند!

ببخشید اگه بیدارشین بی‌زحمت، ما میخایم چادر رو جمع کنیم بریم!

و عکس هایی از برنامه:

زمان بندی ها

۱۴ خرداد ۸۸

۱۴۰۰ فلکه ۴ تهران‌پارس - ۱۵۳۰ لالون - ۱۷۱۵ چشمه تلخ‌آب - ۱۸۱۵ آبشار - برپایی چادر و استراحت و شام

۱۵ خرداد ۸۸

۰۵۳۰ بیدارباش و ناشتایی - ۰۶۳۰ حرکت - ۰۸۰۰ روی گردنه ورزاب - ۰۸۳۰ زیر برج - ۰۹۳۰ روی قله برج
۱۲۰۰ روی قله خلنو - ۱۲۱۵ بازگشت - ۱۵۳۰ کنار چادر - ۱۷۰۰ فرود به سمت لالون - ۱۹۰۰ لالون

رفقای این برنامه:
مهدی کاسبیان، فریدون عشقی و وحید افشارمنش



Monday، July 13، 2009

اعتراض فدراسیون کوه نوردی به آسفالت کردن مسیر گوسفندسرا

نامه محمود شعاعی به وزارت کشور

با سلام و احترام
با ابراز تاسف فراوان به استحضار می‌رساند ضایعه‌ای غیرقابل جبران در دامنه‌ی قله‌ی دماوند ـ‌ مسیر گوسفندسراـ در حال وقوع است.‌
آسفالت یک مسیر هفت کیلومتری در دامنه‌ی کوهستان؟ اقدامات نسنجیده، غیر‌ضروری و غیر‌کارشناسی تنها به بهانه‌ی جذب گردشگر توسط مقامات محلی بخش لاریجان جراحتی عمیق بر پیکر کوه دماوند این موهبت الهی و میراث گران‌بهای طبیعی وارد خواهد کرد.
این در حالی‌ست که مسیر مذکور با استعداد پناه‌گاه‌های موجود در منطقه و هم‌چنین قرار‌گاه تازه احداث شده در بارگاه سوم (ارتفاع ۴۲۰۰ متری از سطح دریا) نیازهای مواصلاتی و اقامتی گردشگران را در حد دست‌رسی به یک منطقه‌ی بکر طبیعی به میزان متعارف تامین می‌کند و لذا آسفالت کردن مسیر مذکورکه بر اساس مصوبات قانونی سازمان محیط‌زیست نیز منع قانونی دارد فاقد هرگونه توجیه اقتصادی و اجتماعی است که با توجه به نزدیکی این منطقه به تهران و مناطق ییلاقی می‌توان از هم‌اکنون پیش‌بینی کرد که علاوه بر تردد بی‌شمار وسائط نقلیه و آلودگی هوای منطقه در آینده‌ای نزدیک آماج هجوم زمین‌خواران، فرصت‌طلبان و سودجویان منابع طبیعی قرارگیرد.

به استحضار عالی می‌رساند از لحظه‌ی مخابره‌ی این خبر ناگوار موج اعتراضات و نگرانی‌های شدید اهالی کوه‌نوردی و دوست‌داران طبیعت را به همراه داشته است که به طرق مختلف از مراجع مرتبط از جمله این فدراسیون خواستار پیگیری جدی و توقف بلادرنگ این عملیات که "قتل دماوند" نام گرفته، شده‌اند. لذا از آن‌جا که دماوند میراث طبیعی کشور، هم‌چون میراث‌های فرهنگی امانتی‌ست در دست نسل حاضر که حفاظت از آن برای انتقال به نسل‌های بعدی از وظایف دولت و مردم است، طبق مفاد قانون برنامه‌ی چهارم توسعه، ناظر بر توجه دولت بر هزینه‌های ناشی از آلودگی و تخریب محیط زیست بر فرایند توسعه و ماده‌ی یکصد و پنج برنامه‌ی سوم توسعه که پروژه‌های خدماتی باید پیش از اجرا و در مرحله‌ی انجام مطالعات امکان‌سنجی و مکان‌یابی مورد ارزیابی زیست‌محیطی قرار گیرند از جناب‌عالی درخواست داریم دستور فرمایید متولیان این اقدام غیرمتعارف پروژه‌ی آسفالت مسیر مذکور را متوقف نمایند و اجرای هرگونه طرحی را منوط به مطالعه‌ی کافی از طریق سازمان حفاظت از محیط زیست، فدراسیون کوه‌نوردی، کارشناسان و دل‌سوزان طبیعت کشور معمول نمایند.

محمود شعاعي
رييس فدراسيون
نائب رييس فدراسيون کوهنوردی آسيا

خبر مرگ ۲ کوه‌نورد

امسال مرگ کوه‌نوردان تمامی ندارد، دیشب خبر مرگ ۲ کوه‌نورد را هم‌زمان دریافت کردم!

علی رییس دانا سنگ‌نورد کرجی و مسیول فنی گروه هفت‌خوان کرج شنبه شب ۱۳۸۸/۴/۲۱ پس از پایان کار در یک ساختمان بر روی سقفی ناپایدار راه می‌رود که وزن او را تاب نمی‌آورد و او با سقوط ۱۵ متری و ضربه به سر، به کما می‌رود و پس از ۵ ساعت در بیمارستان فوت می‌کند.

میکاییل هاشمی کوه‌نورد ۶۱ ساله تهرانی که همیشه در مسیر توچال دیده می شد، روز ۵شنبه ۱۳۸۸/۴/۱۸ هنگام بازگشت از صعود به علم‌کوه در مسیر سیاه‌سنگ‌ها سقوط کرده و جان می‌بازد. هم تيمی‌های او تلاش ناموفقی برای بيرون آوردن پيكرش انجام دادند و در نهايت بی٫ نتیجه به پایين بازگشتند. هم اكنون تيمی در كلاردشت در حال تشكيل است تا با وسايل و تجيزات فنی برای انتقال پيكر وی به كف يخچال و حمل وی از آنجا انجام دهند.


مرگ این ۲ کوه‌نورد را به خانواده آنها و جامعه کوه‌نوردی تسلیت میگویم.

Sunday، July 12، 2009

نشست تیر ماه، چهارشنبه ۱۳۸۸/۴/۲۴ برگزار میشود


هفتاد و هشتمین نشست همگانی انجمن کوه‌نوردان ایران روز ۴شنبه ۱۳۸۸/۴/۲۴برگزار میشود.

موضوع:

۱- دیدار و پذیرایی

۲- اخبار کوه‌نوردی - عباس ثابتیان

۳- گزارشی از فعالیت‌های انجمن در زمینه‌ی غارنوردی و حفاظت از غارها - جواد نظام‌دوست

۴- عبدالله امیدوار و بازگویی خاطرات سفر او و عیسی امیدوار به دور دنیا

مكان : خيابان نجات الهی(ويلا) – نبش خيابان ورشو – خانه‌ی شهرياران جوان – سالن آمفی تاتر شماره‌ی ۲

زمان : چهارشنبه۱۳۸۸/۴/۲۴، از ساعت ۵ تا ۸ بعدازظهر

شرکت در این نشست برای همه علاقه مندان آزاد است.