جمعه، آبان ۱۰، ۱۳۸۷

مرگ پزشک تیم ملی امید



تیم ملی امید کوه نوردی کشور پس از صعود قله ی 7134 متری تیلیچو پیک در ارتفاعات هیمالیا ، متأسفانه در حین بازگشت دچار حادثه شده و پزشک همراه تیم ملی سقوط می کند !

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فدراسیون : این تیم متشکل از 8 کوه نورد رده ی سنی امید ، به سرپرستی «حسین امانی» و همراهی « دکتر سعید بهاءلو » به عنوان پزشک ارتفاع ، جمعه 12 مهر ماه ، کشور را به قصد صعود قله ی 7134 متری « تیلیچوپیک » در کشور نپال ، ارتفاعات هیمالیا - منطقه آناپورنا - ترک کرد.

اعضای تیم پس از عزیمت به منطقه در دو هفته ی گذشته اقدام به برپایی دو کمپ در ارتفاعات این قله نموده و با توجه به شرایط مناسب جوی و آمادگی کامل نفرات ، اولین تلاش خود را برای صعود نهایی ، از کمپ دوم (6200 متری ) به سمت قله آغاز می کنند .


بنا بر گزارش عصر دیروز ( هشتم آبان ) «حسین امانی» سرپرست تیم از منطقه : تمامی نفرات موفق شدند به همراه دو شرپا ( راهنمای نپالی ) قله را صعود و پرچم پر افتخار کشورمان را برای اولین بار بر فراز این قله به اهتزاز درآورند . اما متأسفانه در حین مراجعت به کمپ دو ، پزشک تیم دچار حادثه شده و سقوط می کند !

این گزارش حاکی است : اقدامات لازم جهت جستجو و نجات وی انجام و پیگیری های مربوطه از جمله اعزام تیم تازه نفس جستجو و پرواز بالگرد در جریان است ، در عین حال سایر اعضای تیم در سلامتی کامل به کمپ اصلی بازگشته اند .

شایان ذکر است : در اولین ساعات اطلاع از موضوع ، ستاد ویژه ای در فدراسیون کوه نوردی و صعود های ورزشی تشکیل و ضمن هماهنگی های انجام شده با سازمان تربیت بدنی و ارتباط مداوم با شرکت نپالی طرف قرارداد صعود ؛ بامداد امروز به جهت اقدامات و پیگیری های بیشتر ، مهندس «محمود شعاعی» ریاست فدراسیون به همراه «رضا زارعی» از مسئولین فدراسیون و اعضای با تجربه ی تیم های ملی هیمالیانوردی به منطقه اعزام شدند.


منبع خبر:سایت فدراسیون کوهنوردی

پنجشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۷

مرگ پزشک تیم ملی امید


تیم ملی امید کوه نوردی کشور پس از صعود قله ی 7134 متری تیلیچو پیک در ارتفاعات هیمالیا ، متأسفانه در حین بازگشت دچار حادثه شده و پزشک همراه تیم ملی سقوط می کند !

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فدراسیون : این تیم متشکل از 8 کوه نورد رده ی سنی امید ، به سرپرستی «حسین امانی» و همراهی « دکتر سعید بهاءلو » به عنوان پزشک ارتفاع ، جمعه 12 مهر ماه ، کشور را به قصد صعود قله ی 7134 متری « تیلیچوپیک » در کشور نپال ، ارتفاعات هیمالیا - منطقه آناپورنا - ترک کرد.

اعضای تیم پس از عزیمت به منطقه در دو هفته ی گذشته اقدام به برپایی دو کمپ در ارتفاعات این قله نموده و با توجه به شرایط مناسب جوی و آمادگی کامل نفرات ، اولین تلاش خود را برای صعود نهایی ، از کمپ دوم (6200 متری ) به سمت قله آغاز می کنند .


بنا بر گزارش عصر دیروز ( هشتم آبان ) «حسین امانی» سرپرست تیم از منطقه : تمامی نفرات موفق شدند به همراه دو شرپا ( راهنمای نپالی ) قله را صعود و پرچم پر افتخار کشورمان را برای اولین بار بر فراز این قله به اهتزاز درآورند . اما متأسفانه در حین مراجعت به کمپ دو ، پزشک تیم دچار حادثه شده و سقوط می کند !

این گزارش حاکی است : اقدامات لازم جهت جستجو و نجات وی انجام و پیگیری های مربوطه از جمله اعزام تیم تازه نفس جستجو و پرواز بالگرد در جریان است ، در عین حال سایر اعضای تیم در سلامتی کامل به کمپ اصلی بازگشته اند .

شایان ذکر است : در اولین ساعات اطلاع از موضوع ، ستاد ویژه ای در فدراسیون کوه نوردی و صعود های ورزشی تشکیل و ضمن هماهنگی های انجام شده با سازمان تربیت بدنی و ارتباط مداوم با شرکت نپالی طرف قرارداد صعود ؛ بامداد امروز به جهت اقدامات و پیگیری های بیشتر ، مهندس «محمود شعاعی» ریاست فدراسیون به همراه «رضا زارعی» از مسئولین فدراسیون و اعضای با تجربه ی تیم های ملی هیمالیانوردی به منطقه اعزام شدند.


منبع خبر:سایت فدراسیون کوهنوردی



چهارشنبه، آبان ۰۸، ۱۳۸۷

سه‌شنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۷

ما پای بر قله نخواهیم گذاشت!!


روز 5 شنبه 2 آبان برای شرکت در مراسم بزرگداشت یاد و خاطره مرحوم سامان نعمتی به قروه رفتیم ، مراسم در ورزشگاه تختی شهر قروه با نظم بسیار خوبی برگزار شد. استقبال از مراسم هم بسیار خوب بود طوری که سالن تختی کاملا پر شده بود.


این مراسم را هیات کوهنوردی قروه و گروه کوهنوردی قاجر قروه برگزار کردند و البته کاملا آشکار بود که همه امکانات شهر از جمله آموزش و پرورش در اختیار این جریان است و البته شهرام نعمتی مسوول هیات کوهنوردی قروه نیز میگفت که همه سازمان ها در قروه هر امکانی که مورد نیاز باشد در اختیار خواهند گذاشت و این برای من خیلی مهم و قابل توجه بود ، آیا ایا اتفاق در هر گوشه کشور می افتد و یا قروه کمی با بقیه فرق میکند و یا اینکه محبوبیت سامان در قروه علت همه این هماهنگی ها و برگزاری خوب مزاسم بود ، فکر میکنم که آخری !


در این مراسم نماینده پارلمان ایران از قروه صحبت کرد و اظهار امیدواری کرد که سامان روزی به قروه بازگردد.
رییس تربیت بدنی قروه و رییس هیات کوهنوردی کردستان هم پشت تریبون رفتند و سخنرانی کردند ، یکی از این آقایان از اورست میگفت و بنظرم آمد که هنوز ارتفاع و یا هیمالیا از دید بسیاری یعنی اورست ، و نانگاپاربات و بقیه در ایران مهجورند و غریب ، این آقایان هم به خانواده نعمتی امید میدادند که سامان برخواهد گشت !

اقبال افلاکی که بسیار تکیده شده (آرزوی سلامتی برایش داریم) سخنرانی کرد ، او گفت که:

قصه هیمالیانوردی قصه مرگ و زندگی است ، اولین خطا ، آخرین خطاست ،
95% حادثه و 5% شانس است.
سپس از داگ اسکات یاد کرد که گفت کوهنوردان به دو دلیل اصلی می میرند ، یا بلندپروازی و یا بدشانسی!
از همیاری فدراسیون و اقدام سریع برای هماهنگی و شروع عملیات امداد برای سامان گفت و اینکه شرایط سوری فراهم گردد که این گردهم آیی ها ، این گرامی داشت ها و این یادآوری ها هر سال تکرار شوند.

محمود شعاعی ، رییس فدراسیون کوهنوردی هم در این مراسم جاضر بود و برای حاضرین سخنرانی کرد. او گفت:
چرا باید سامان نعمتی ها را اینقدر راحت از دست بدهیم؟
سامان با رفتن خود به همه هشدار داد ، که راه های دیگری هم برای رسیدن به قله وجود دارد ،
آیا رسیدن به قله ، فقط اوج کوه است؟
قله شرف ، قله انسانیت ، قله کرامات انسانی ، صداقت ، شهامت ، از خود گذشتگی ،
به قله انسانیت صعود میکنیم و چه سرافرازتر ، و چه سربلندتر
شعاعی از قول بزرگی گفت که شرافت و نفع پرستی در یک جا جمع نمیشود
از داگ اسکات نقل قول کرد که در 5 دقیقه مانده به قله اورست با شنیدن خبر بیماری سرپرست تیم کره ای همگی تصمیم به بازگشت میگیرند،
شعاعی گفت که تصمیم گیری خیلی دشوار است ، شاید این شرایط هرگز تکرار نشوند ، او گفت که اگر خود در چنین موقعیتی قرار گیرد از صعود چشم پوشی نخواهد کرد!

او پرسید که آیا نتیجه کوهنوردی ، رسیدن به قله به هر بهایی است؟
اما از سوی دیگر نباید این نکته را نادیده بگیریم که کوهنوردی که دست به یک صعود دشوار میزند میداند که با چه خطراتی رو در رو خواهد شد،
حریف ، حریف قدری است ،
و سامان هم میدانست که به دنبال چیست

سامان میدانست که راهی که برگزیده ممکن است بدون بازگشت باشد و از عواقب کار آگاه بود.

اما در هیمالیا و چنین صعودی یک تصمیم نابجا ممکن است سلامتی همه افراد تیم را به خطر اندازد و آنها که با هیمالیا دست و پنجه نرم کرده اند و داستان صعود نانگاپاربات را شنیده اند ، میگویند تلفات چنین صعودی باید شش نفر میبود ، نه یک نفر!! و جای خوشحالی است که این پنج نفر توانسته اند چادر کمپ چهارم را پیدا کنند.

ولی چه کنیم که فلش ها همه به سمت کسی است که تیم را سرپرستی کرده است.
آیا تمام فاکتورهای صعود قدرت بدنی و تکنیکی است؟
سرپرست باید آنچنان قاطع باشد که بدون چون و چرا تیم از او اطاعت کند و در تیم باید روحیه از خودگذشتگی ، ایثار و عشق به دیگران تقویت شود.

نانگاپاربات یکی از خطرناک ترین کوههای جهان است ، کوهی که به او کوه قاتل نام داده اند! ، کوهی که راینولد مسنر برادر خود و نیز انگشتان خود را در آنجا جا گذاشت.

سامان کوهنورد ناتوانی نبود و سوابق او این را میگوید ، اما نانگاپاربات رقیبان سرسخت تری از سامان را در خودش جای داده است.
ما باید پیامی با خود از این گردهم آیی بیرون ببریم و آن پیشگیری از وقوع چنین حوادثی است ، درس گرفتن از حوادث و جلوگیری از تکرار آنها ، ارج نهادن به ارزش ها و کرامات انسانی ، برگزیدن قله های انسانیت ، مردانگی ، شرف ، جوانمردی و صداقت.
سخنان پدر سامان گلایه ای در خود داشت از تیم نانگاپاربات و همنوردان سامان (که جز محمد نوروزی همه در مراسم حضور داشتند ) و مادر سامان هم آن گاه که لوح تقدیری را به او دادند رو به جمعیت کرد و گفت : همنوردان سامان رسم همنوردی این نبود!


در بین سخنرانی ها اسلایدها و فیلم هایی از سامان نمایش داده میشد که نشان دهنده فعالیت های کوهنوردی او بود.

شام را همگی با هم و در محیطی صمیمی خوردیم و به خوابگاههایی که از قبل آماده شده بود رفتیم و صبح ساعت شش به سمت کوهی که سامان اولین مسیر سنگ نوردی خود را در آنجا گشایش کرده رفتیم تا شاهد پرده برداری از لوح یادبود سامان بر فراز این دیواره باشیم.







نکته جالب مراسم پرده برداری ، حرکت نمادینی بود که به زیبایی انجام شد و سازمان دهندگان برنامه گفتند که امروز پای بر قله نخواهیم گذاشت تا بگوییم که زندگی و دوستی مهم تر از صعود به قله هاست!

شب و روز خوبی بود ، پر احساس و گرم و صمیمی.


پ ن 1
پس از شام کوهنوردان زیادی دور کاظم حلقه زده بودند و از او چند و چون حادثه را میپرسیدند و او توضیح میداد که با اعتراض پدر سامان روبرو شدیم ولی گفتگو با کاظم تا دیر وقت شب در خوابگاه ادامه داشت.

پ ن 2
از من خواسته شده بود که در این مراسم صحبت کنم و من هم مطالبی را آماده کرده بودم ولی از شهرام نعمتی خواستم اجازه دهند که تنها شنونده باشم .

پ ن 3
بیشترین شرکت کنندگان در مراسم آن طور که شنیدم نه از قروه که از نقاط دیگر و بویژه از شهرهای دیگر کردستان بودند.

پ ن 4
من و عباس محمدی از انجمن کوهنوردان در مراسم حضور داشتیم

عکس ها از سیامک شایان پور

دوشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۷

گزارش سفر

تیم نانگاپاربات گزارش سفر خود را ارایه میکند:


زمان : سه شنبه7/8/87 ساعت 18 تا 22

مکان : خیابان آزادی - خیابان جیحون- جنب بوستان آیینه – موسسه فرهنگی ورزشی تامین (نگین غرب )

سه‌شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۷

پرسش و پاسخ به همراه تیم نانگاپاربات




نشست آبان ماه انجمن کوهنوردان ایران

روز سه شنبه 14 آبان 87
سالن ورشو از 17 تا 20

در این نشست :

  1. گزارش صعود به لنین و خانتنگری از مهری جعفری
  2. اعلام خبر صعودهای برودپیک ، لنین و مون بلان از کوهنوردان سایپا
  3. پرسش و پاسخ با حضور اعضای تیم نانگاپاربات




شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۷

ویکی پاکوب ، چالشی در پیش رو

بسیار خوشحالم که علی پارسایی در ویکی پاکوب حضور دارد و در همین چند روزی که از حضور او میگذرد تغییرات چشمگیری را در ویکی پاکوب داشته ایم و راه برای حضور دیگران نیز هموار تر شده است ، باید بگویم که آمدن دوستان به پاکوب و بویژه علی پارسایی انرژی مرا دوچندان میکند ، شاید بد نباشد اشاره کنم که تا به حال لیلا عزیزی ، فرید عباسی ، آرش نقافی و علی پارسایی به ویکی پاکوب آمده اند و به انتشار مطالب تازه و یا ویرایش مطالب موجود پرداخته اند ، ویکی پاکوب در انتظار همه علاقمندان به کوهنوردی و طبیعت است .


علی پارسایی در وب سایت خود در مورد ویکی پاکوب پستی منتشر کرده است که به طور کامل در اینجا نقل میشود.

http://www.parsaei.com/b612/index.htm



یک خاطره

سال ها پیش اگر اشتباه نکنم سال 63 یا 64 به طور اتفاقی در مجله دنیای ورزش خبری دیدم در باره نشریه " دانشکده کوهستان" که توسط کوهنوردان دانشگاه رازی کرمانشاه منتشر شده بود.

آن سال ها تا جایی که من بعنوان یک نوجوان تازه آشنا شده با کوه جستجو کرده بودم هیچ نشریه و مکتوبی در باره کوهنوردی وجود نداشت به غیر از سه چهار عنوان کتاب . البته بود اما من نمی دانستم کجا باید آن ها را پیدا کرد. ( داستان جالبی دارد شاید روزی آن را نوشتم).

آدرس کوهنوردان دانشگاه رازی بطور مشخص در آن خبر درج نشده بود اما من نامه ای فرستادم به آدرس کرمانشاه - داشنگاه رازی - نشریه دانشکده کوهستان و در آن درخواست کردم که آن نشریه را برای من بفرستند.

بعد از مدتی در بازگشت از مدرسه به خانه پاکت بزرگی روی میزم انتظارم را می کشد. آن پاکت از کرمانشاه آمده بود.

هیچوقت و هیچوقت احساسی که هنگام باز کردن آن پاکت را داشتم فراموش نمی کنم . داخل آن چندین نشریه و یک نامه خطاب به من بود! آنها به من پاسخ داده بودند.

آن نشریات در دنیای عجیبی را برای من باز کرد. نوشتار های به غایت زیبا از کوه - اطلاعاتی که نمی فهمیدمشان ولی دوست داشتم انها را فرا بگیرم .

خبر هایی از کوه - نوشته هایی از کوه - حرف هایی از کوه همه چیز از جنس کوه و نام کوه.

آن دو شماره " دانشکده کوهستان" من را وارد دنیای کوهنوردی کرد. احساس مسئولیت آن عزیزان از کرمانشاه که با حوصله و مهربانی برای من نوآموز جوابیه ای سر تا پا از دوستی نوشته بودند باعث شد عزمم در ادامه کوهنوردی راسخ تر شود. که شد.

دانشکده کوهستان را بارها و بارها و بارها خواندم با هر صفحه اش براستی زندگی کردم . برایم سر نخی شد به دنیای کوهنوردی . با آن کوهنوردان را شناختم راه های ورود به دنیایشان و خیلی چیز های دیگر.

همواره خودم را وامدار آنها می دانم که اگر آنها نبودند بی شک زندگی من به سویی دیگر کشیده می شد.

بعد از آن با نشریه مانگ هلات باز هم از خطه کرمانشاه که دیگر عاشقش شده بودم آشنا شدم. نوشته های به غایت زیباو پر احساس کوهنوردان خانه کوهنوردان برای من سرمشقی بود که همواره سعی کردم در نوشته های خودم به آن نزدیک شوم.

و چقدر حیف که عمر هر دو این عشق نوشته های دوست داشتنی در آن سال های سخت ، سخت کوتاه بود.

اما چقدر باز خواندن این مکتوبات برایم لذت بخش بود و هست.

هنر این دوستان مکتوب کردن دانسته هایشان بود.

..........

....................

در کوهنوردی همه ما میراث دار فرهگ شفاهی گسترده ای هستیم اما این فرهنگ تنها در صورتی می تواند نمود بهتری پیدا کند و تعالی یابد که مکتوب شود.

گذار از ادبیات گفتاری به نوشتاری و عادت به فرهنگ گفتگوی مکتوب نه تنها در جلب نو واردان به حیطه کوهنودی با ارزش است بلکه به نوعی باعث صیقل دادن اطلاعات و آموزش ها و پیشبرد آنها و اشاعه فرهنگ صحیح رفتاری در حیطه های خرد و کلان کوهنوردی می شود.

ممکن است عقیده بسیاری بر این باشد که باید به کوه رفت به جای آنکه از کوه نوشت اما ردیف طویل کتاب های موجود در زمینه کوهنوردی - تمام زمینه های آن - در کتابخانه ها ( حتی درایران امروز) بخوبی بیانگر این است که باید در کنار رشد فنی عملی از فرهنگ سازی کوه غافل نشد.

من از سال 1380 تا 1386 افتخار حضور در بسیاری از دوره های بازآموزی کوهنوردی رسمی کشور - فدراسیون - را داشتم . نکته ای که در این دوره ها همواره جلب نظر می کرد وجود نظرات بسیار خوب و ایده آل مربیان حاضر در بازآموزی در باره شیوه تدریس و تکمیل درس نامه بود .

همواره از مربیان عزیز در تمامی این دوره ها درخواست می شد که نظرات خود را مکتوب کنید اشکالات را بنویسید و برایمان ارسال کنید تا در نگارش های بعدی درس نامه ها از آن بهره بگیرم.

متاسفانه بازخورد ها بسیار بسیار کمتر از انتظار بود.

در سال 84 مجموعه نکات فنی را بر روی اینترنت قرار دادم طی این مدت این صفحات بیشتر از 45,000 بازدید داشتند و در بسیاری از سایت های دیگر باز انتشار یافتند.

اما نظرات تکمیلی در باره تصحیح آن کمتر از 10 مورد بود. همواره ارزو داشتم که چنین نباشد

.....

..........

در چند روز اخیر - کمتر از 5 روز پیش - با سایتی آشنا شدم که آشنایی با آن برایم کمتر از آشنایی با دانشکده کوهستان نبود.

سایت ویکی پاکوب

ساختار این سایت و ایده اصلی توسعه آن مناسب ترین مکان برای پایه گذاری فرهنگ جامع کوهنوردی فارسی زبان است.

این سایت می تواند به تبدیل به یک مرجع کامل نوشتاری در کوهنوردی ایران به کمک همه کوهنوردن ایرانی باشد. در حال حاضر ویکی پاکوب تنها بستری است آماده اما ما همه کوهنوردان می توانیم آنچه از کوهنوردی می دانیم را در آن ثبت کنیم.

در این سایت همه با همه برابرند و همه می توانند مطالب آن را ویرایش کنند.

ویکی پاکوب حتی از ویکی پدیا اصلی به نظر من یک گام جلو تر است زیرا اعتقاد به دموکراسی هم دارد.

هدف از ایجاد این سایت فراهم آوردن امکانی است تا کوهنوردان و علاقه‌مندان به کوه و طبیعت و کوهنوردی دغدغه‌های خود را بیان کنند و اطلاعات و پیشنهادها و انتقادهای خود را ابراز کنند. یکی از امکاناتی که سعی کرده‌ایم در این سایت به صورت جدی به آن بپردازیم جمع‌آوری و ذخیرهٔ گزارش‌های کوهنوردی و یا طبیعت‌گردی و به اشتراک گذاردن آن‌هاست. از دوستان می خواهیم تا گزارش‌ها، عکس‌ها و مسیرهای ثبت شده با جی‌پی‌اس خود را به سایت ارسال کنند تا علاقمندان بتوانند یک منبع قابل اعتماد برای دریافت این اطلاعات به صورت طبقه بندی شده در اختیار داشته باشند. در اینجا همچنین امکان بحث و تبادل نظر در مورد مسایل مهم حوزهٔ کوهنوردی فراهم آمده است

شاید برای اولین بار است که به رسم ویکی‌پدیا در این سایت یعنی ویکی‌پاکوب همه چیز بر اساس آزادی فکر و اندیشه و نظر در حوزه کوهنوردی و طبیعت پیش می‌رود.

شما یک ویرایش‌کنندهٔ ویکی‌پاکوب هستید! ویکی‌پاکوب سردبیر ندارد، و بین ویرایشگرهای آن هم رابطهٔ بالا به پایین وجود ندارد. بنابر این، ویرایشگران ویکی‌پاکوب با ویرایش و اصلاح ظاهر و محتوای مقالات ویکی‌پاکوب سیاست‌های آن را اجرا می‌کنند. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پاکوب ، هم نویسنده و هم ویراستار مقالات هستند.

ویکی پاکوب چالشی مثبت در برابر کوهنوردی ایران است . در ویکی پاکوب بهانه ای برای محدود بودن - نور چشمی بودن - اعمال نظر - فدراسیونی یا مستقل بودن ( به شخصه این دو تعبیر را دوست ندارم ) عضو گروه بودن یا نبودن نیست همه آزاد و برابر هستند. برای انتشار اطلاعات و دانسته ها.

امکانات منحصر به فردی که سیستم ویکی در اختیار کاربران می گذارد بخصوص امکان جستجو ویکی را با هر نمونه مشابه غیر قابل رقابت می سازد.

و این بر عهده ما است که اطلاعات را به آن اضافه کنیم تا در فضایی برابر همه از آن بهره بگیریم.

ویکی پاکوب تنها مکانی صرف برای درج لینک نیست. جایی است که همه می توانند در بهبود آن همیاری کنند.

همه می توانند در بهتر ساختن آن کمک کنند. اگر فکر می کنید جای مطلبی در آن خالیست می توانید آن را ایجاد کنید اگر فکر می کنید مطلبی در آن نقص دارد می توانید آن نقص را بر طرف کنید.

اگر روشی اشتباه است می توانید آن را تصحیح کنید.

ویکی پاکوب همانند کوهستان است برای همه جا است برای همه راه است . برای همه بنا به فراخور علاقه مسیر هست.

تنها به شرط رعایت اصول ساده و احترام گذاشتن به همه.

این بر عهده جامعه کوهنوردی است که در ویکی پاکوب مشق کند گفتگوی فنی را تجربه کند و به بالندگی برسد.

ویکی پاکوب جایی است برای مکتوب کردن تجربیات انتقال ان تصحیح و معرفی روش ها و سبک ها .

بیاید هر کدام ما آنچه را می داند در ویکی پاکوب مکتوب کند.

ویکی پاکوب همانند یک دیواره بلند حد خواستن و اراده ما را در اشاعه آنچه می دانیم و آنچه دوست داریم را به چالشی وسوسه انگیز کشیده. چالشی در روند بالندگی

این بر عهده ما است که از عهده این چالش بر آییم.

آینده نشانگر نتیجه این چالش است.

من به این آینده امیدوارم شما چطور؟

همین!



پ ن آرش عزیز هم پست جدید خود را در مورد ویکی پاکوب نوشته است که همین الان متوجه شدم

آرش مینویسد که :


ويكي پاكوب مي تواند گام موثري در تجميع اطلاعات و جلوگيري از اتلاف وقت جويندگان باشد. درصد قابليت اعتماد به اطلاعاتي كه ويكيپاكوب ارائه مي كند به طور مستقيم به تعداد افراد شناخته شده و ناشناسي بستگي دارد كه اقدام به اشتراك اطلاعات خود مي نمايند و اگر تعداد مشاركت كنندگان زياد باشد بطور قطع خطاهاي (هرچند كوچك) عده اي توسط سايرين برطرف مي شود و به اين ترتيب ويكي پاكوب همگام با رشد كمي، رشد كيفي خواهد داشت.
البته ناگفته نماند كه حداقل براي نگارنده در ابتدا برقراري ارتباط با ويكي پاكوب بسيار سخت بود ليكن به مرور زمان اين نامانوسي برطرف مي شود و با مطالعه و ترجمه راهنماي ويكي پديا مي توان زبان ويكي پاكوب را نيز فرا گرفت و آنرا براي ديگران نيز بازگو كرد تا ديگران وقت كمتري براي ارائه اطلاعات صرف نمايند.
http://newbie.blogfa.com/post-61.aspx

یکشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۷

شب به یاد ماندنی در رودبارک

نکوداشت راهنمایان پیشکسوت علم کوه

کلاردشت و رودبارک با باران و مه از ما پذیرایی کردند


قدردانی و سپاس مدتهاست که از رفتار ما ایرانی ها رخت بربسته است!
برای بیشتر ما پیش آمده که در خیابان کسی بدون یک سلام میپرسد که ؟
آقا یا خانم ساعت چنده؟ یا فلان خیابان یا میدان کجاست؟
و تو پاسخ میدهی
و آن کس محترم بدون تشکر به راه خود ادامه میدهد

و با خود میگویی مگر من ساعت گویا هستم ؟ یا آدرس گو ی متحرک؟
و اما در هر کجای جهان که باشی همین پرسش کوتاه با دست کم یک لطفا و سپس با یک تشکر همراه است.

خودخواهیم ؟ بی ادبیم ؟ یا نیاموخته ایم ؟

وارد این بحث نمیشویم اما این مقدمه برای پرداختن به مراسم نکوداشت راهنمایان علم کوه بود


سالن پر بود و گرم وصمیمی

شب به یاد ماندنی در رودبارک
پنج شنبه 18 مهر 87
کوهنوردان زیادی از سراسر کشور در رودبارک جمع آمدند تا به همراه خانواده نقوی و فرضی و مردم کلاردشت و رودبارک شبی گرم و پرشور ، مردمی و به یاد ماندنی را تجربه کنیم.

شادی و رضایت و سپاس از این کار بزرگ بالاترین انگیزه ای بود که صفرعلی نقوی 87 ساله را 4 ساعت در سالن آموزش و پرورش بنشاند ، او که در پایان مراسم به مجری برنامه ، صمیمی و با صفای دل چنین گفت :

چاکرتیم



صفر نقوی ، علی محمد فرضی و فرخ رحمدل

علی محمد فرضی هم خوشحال بود که پس از نزدیک به نیم قرن کار و تلاش ، در شب 18 مهر 87 از او تقدیر میشود.
همین طور رسول نقوی و علیدوست فرضی

و همین طور باربران و قاطرچیان

نشست مهرماه انجمن با شور و گرمی و خوب برگزار شد.

در حاشیه

خانه قدیمی صفر نقوی که مسافران علم کوه شب ها در آن سپری کرده اند


خرید میوه برای مراسم


در قرارگاه و ناهاری مختصر

اسلایدها ، فیلم و گزارش ها برای نمایش روی لپ تاپ یکچا و منظم شد


عباس محمدی و محمد نوری در تب و تاب برگزاری خوب مراسم

من هم خواب در ایوان قرارگاه را در این شب خنک و بارانی به اتاق ترجیح دادم

پس از پایان مراسم تازه محفل کوهنوردان در سالن قرارگاه شکل گرفت و با ترانه خوانی و پخش فیلم تا دیر وقت شب ادامه یافت.
جای شما دوست گرامی هم خالی بود!!


عکس ها از آرامکوه و اسماییل رضایی

پ ن 1 هیج نماینده ای از فدراسیون کوهنوردی با وجود دعوت انجمن در این مراسم حضور نیافت.
پ ن 2 گزارش سفر محمد تاجران باید در جلسه دیگری ارایه میشد.
پ ن 3 دوستان زیادی برای این مراسم زحمت کشیدند از جمله حامد عرب ، حسن زرین قلم ، رضا میرزایی ، اسماییل رضایی ، مصطفی شکرآبی ، کیوان بیگلریان و مجری جواد نظام دوست که از آنها سپاس گزاری میکنم.


سه‌شنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۷

ویکی پاکوب

دوستان ، ویکی پاکوب آرام آرام پیش میرود
امکان ارسال تصویر فعال شد و تغییراتی در صفحه اصلی ایجاد شده است.
به ویکی پاکوب سری بزنید ، در مورد مطالب موجود نظر بدهید و یا آن ها را ویرایش کنید و یا مطلب و گزارش و مقاله خود را ارسال کنید و در اجرای این پروژه بزرگ سهیم شوید.

ویکی پاکوب




نکوداشت راهنمایان پیشکسوت علم کوه


در روز پنج شنبه 18/7/87 ، نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران در شهر کلاردشت برگزار خواهد شد . در این نشست ، نکوداشت راهنمایان منطقه علم کوه، آقایان صفر نقوی و علی محمد فرضی ، و فرزندان ایشان رسول نقوی و علیدوست فرضی که چندین دهه به شکلی پیوسته به راهنمایی کوه نوردانی که به منطقه ی علم کوه می روند پرداخته وخدمات بی شماری به جامعه ی کوه نوردی ایران داشته اند ، برگزار خواهد شد .

خانواده های نقوی و فرضی ، گذشته از این که به عنوان راهنمای منطقه ی علم کوه به هزاران کوه نورد ایرانی و خارجی خدمت کرده و خود ، کوه نوردی های بی شمار در ایران و خارج از ایران داشته اند ، خدمت درخور توجهی نیز به محیط کوهستان علم کوه داشته و بسیار کارها در اشاعه ی فرهنگ دوستی با کوه ، حفظ پاکیزگی و جلوگیری از تخریب کوهستان داشته اند .

در این نشست همچنین محمد تاجران کوه نورد ایرانی که ماه ها است با شعار « به درختان نیاز داریم » با دوچرخه در حال سفر به دور دنیا است ، حضور خواهد داشت و گزارشی از کار خود خواهد داد .

از اعضای گروه ها و باشگاه های کوه نوردی و دیگر کوه نوردان دعوت می کنیم در این نشست شرکت نمایند. در روز جمعه نیز یک برنامه کوه پیمایی و پاکسازی رودخانه سردآبرود اجرا خواهد شد.

کسانی که مایلند با اتوبوس به منطقه بیایند، لطفا تا روز سه شنبه 16مهرماه، از ساعت 10صبح تا 6 بعد از ظهر با دفتر انجمن (تلفن:66712243) تماس بگیرند و ثبت نام کنند.

زمان: پنج شنبه 18 مهرماه 1387 از ساعت:18 تا 21

مکان: کلاردشت ، میدان حسن کیف ، سالن اجتماعات آموزش و پرورش

شنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۷

راهنمایان علم کوه

به مناسبت مراسم نکوداشت راهنمایان علم کوه (18 و 19 مهر 87)


بار دگر از پس مه و سال

دربین نشاط و اشک و اندوه

چشمم به جمال آشنا خورد

بوسیدم دامن علم کوه

جلیل کتیبه ای


صفرعلی نقوی

نام « مش صفر» ، برای کوه نوردان ایرانی و خارجی که به منطقه ی علم کوه آمده و مهمان او شده اند ، یادآور تمامی صفات ممتازی است که مهمان نوازی ایرانی را تداعی می کند . خوش مشربی و روی باز او ، در مدت نیم قرن در ِ خانه اش را به روی راهیان علم کوه باز نگه داشته و این خانه را به خاطره ی جمعی و میراث معنوی کوه نوردی ایران بدل ساخته است .

صفر نقوی به سال 1300 در رودبارک کلاردشت به دنیا آمده است . او در آن منطقه به کار زغال سازی و کشا ورزی مشغول بود و از سال 1338 با کوه نوردی آشنا شد . مش صفر ، کوه نوردان ایرانی و خارجی را در خانه می پذیرفت و خدماتی مانند تهیه ی قاطر برای حمل بار و راهنمایی را بر عهده می گرفت . درعین حال ، تمام قله های بلند منطقه ، و بعدها کوه های دیگری مانند دماوند و الوند را نیز صعود کرد . او نخستین فرد ایرانی است که با عنوان رسمی « راهنما » از سوی فدراسیون کوه نوردی مشغول به کار شد . پیوستگی فعالیت او در این زمینه ، سبب شده که افرادی از چند نسل کوه نورد را بشناسد و دفترهای یادبود ، عکس ها و پرچم ها و دیگر یادمان هایی که فراهم آورده به مجموعه ی باارزشی بدل شود که نشانگر بخش مهمی از سرمایه ی اجتماعی کلاردشت و کوه نوردی ایران است .

صفر ، در ساخت پناهگاه اولیه ی سرچال به سال 1342 ، و ساخت پناهگاه جدید در سال 1352 مشارکت موثر داشته است . او هم اکنون کارمند بازنشسته ی سازمان تربیت بدنی ، و همچنان مهماندار مهربان کوه نوردان است .

علی محمد فرضی

علی محمد فرضی ، در سال 1311 در رودبارک به دنیا آمد . او دومین فردی محلی است که طی مدتی نزدیک به نیم قرن ، پیوسته راهنما و همراه و پذیرای کوه نوردان ایرانی و خارجی عازم علم کوه بوده است . او به کار سنگ تراشی و حمل زغال از اکاپل به رودبارک مشغول بود که با کوه نوردی آشنا شد . خود او ( در گفتگویی که در مجله ی کوه 32 آمده ) می گوید : « در سال 40 یا 41 در اکاپل سر کوره ی زغال بودم . دو نفر با اسکی از حصارچال آمدند ( یکی از آن ها را یادم هست که آقای حسین رضایی بود ) و چون برای حمل بارهایشان تا رودبارک ، قاطر می خواستند ، من هم دو قاطر به آنان دادم . بعد از چندی دوباره برگشتند ، و من هم بعد از آن بود که توی این کار افتادم » .

در سال 1343 همراه هاری رست و امیرعلایی که نخستین مسیر را روی دیواره ی علم کوه باز کردند ، بود و تا پای دیواره رفت . در برنامه ی نخستین صعود زمستانی تخت سلیمان ( به سرپرستی بهمن شهوندی ) در سال 1347 که صفر نقوی راهنمای گروه بود ، علی محمد از دیگر همراهان محلی تیم بود . در سال 1348 در ساخت پناهگاه علم چال مشارکت داشت . در زمستان همین سال ، همراه گروهی بود که قصد صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها را داشتند ؛ او یکی ا ز تلخ ترین خاطره های خود را مربوط به این برنامه که در آن نجاح و فرزین نیا طعمه ی بهمن شدند، می داند . در زمستان 1349 همراه تیمی بود که برای صعود گرده ی آلمانی ها تلاش کرد . در سال 51 ، فدراسیون به او حکم رسمی راهنمای کوهستان داد . در سال 52 در برنامه ی صعود زمستانی دماوند ( انتخابی صعود مانسلو ) ، در سال 61 در صعود زمستانی هرم داغ ، و در سال های 62 ، 63 ، 64 ، 65 ، و 68 در فعالیت های زمستانی که برای صعود گرده و دیواره ی علم کوه انجام شد ، شرکت داشت . در یکی از این برنامه ها ( زمستان 68 ) در منطقه ی کنگلک گرفتار بهمن شد و فقط واکنش سریع رسول نقوی که توانست نقطه ی مدفون شدن او را تشخیص دهد ، وی را از مرگ نجات داد . او در دهه ی 60 همچنین در ساخت جان پناه های سیاه سنگ ، خرسان ، 5000 متری دماوند و پناهگاه دوم علم چال شرکت داشته است .

علی محمد ، گذشته از صعودهای پرشمار به قله های منطقه ی علم کوه ، قله های سبلان ، سهند ، هزار ، الوند ، توچال ، و بسیاری از قله های دیگر را در ایران ، و قله های آرارات و البروس را در خارج از کشور صعود کرده است .

رسول نقوی

رسول نقوی ، فرزند صفرعلی نقوی در 11 بهمن سال 1330 در رودبارک به دنیا آمده است . از نوجوانی به همراه پدر به کوهستان رفت و به تدریج کوه نوردی تمامی زندگی او را به خود اختصاص داد . او همچون پدر خویش پیوسته با خوش رویی پذیرا وهمراه کوه نوردان بوده و به جز صعودهای بی شمار در منطقه ی علم کوه ، در دیگر نقاط کشور هم کوه نوردی کرده است . همچنین با حضور در اردوهای متعدد تیم های ملی کوه نوردی توانست در چند برنامه ی بزرگ خارج از کشور هم شرکت کند .

از میان کارهای کوه نوردی مهم او می توان به این چند مورد اشاره کرد : شرکت در برنامه ی صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها به سرپرستی صادق آقاجانی (1363) ، صعود زمستانی قله ی علم کوه از مسیر سیاه سنگ (1364) ، صعود زمستانی گرده ی آلمانی ها (1367) ، شرکت در برنامه ی صعود زمستانی دیواره ی علم کوه به سرپرستی آقاجانی (1368) ، صعود به قله ی شاه داغ در کشور آذربایجان (1371) ، صعود به قله ی کمونیسم (1374) ، صعود به قله ی گاشربروم 2 (1376) ، شرکت در برنامه ی صعود اورست و صعود تا قله ی جنوبی (1377) ، شرکت در اردوی زمستانی فدراسیون کوه نوردی در علم کوه (1380) صعود به آرارات (1386) .

رسول ، در بیشتر حادثه هایی که برای صعودکنندگان علم کوه پیش آمده ، به عنوان جستجوگر و امدادگر شرکت داشته است . فعالیت بسیار با ارزش دیگر او کمک به حفاظت منطقه ی علم کوه و تلاش برای پاک سازی این کوهستان بوده است ؛ به طوری که می توان گفت کار او و علیدوست فرضی ، نقش در خور توجهی در ارتقای فرهنگ زیست محیطی کوه نوردانی که به آن منطقه می روند ، و در منطقه ی کلاردشت داشته است .

علیدوست فرضی

علیدوست فرضی ، فرزند علیمحمد فرضی راهنمای پیش کسوت علم کوه ، و متولد 1334 است . او از سال 1347 همراه پدر خود به کوه رفته است . از فعالیت های او در دوره ی نوجوانی ، کمک در ساخت پناهگاه علم چال در سال 1348 است . از سال 1357 که کلنگ احداث قرارگاه کوه نوردی رودبارک زده شد ، طی حکمی از سوی مهندس نوروزی قائم مقام فدراسیون کوه نوردی ، به عنوان نماینده ی فدراسیون با شرکت پیمانکار شروع به کار کرد . از سال 1363 با افتتاح این قرارگاه ، در مقام مسوول قرارگاه ( وکارمند سازمان تربیت بدنی ) مشغول خدمت به جامعه ی کوه نوردی بوده و با خوش خلقی و بردباری کم مانند پذیرای گروه های بی شمار کوه نورد بوده است . علیدوست ، در دهه ی 60 ، در ساخت جان پناه های سیاه سنگ وخرسان ( در علم کوه ) ، شمالی دماوند ، هرم داغ و کسره داغ وغربی سبلان مشارکت داشته است . همچنین در ساخت پناهگاه دوم علم چال که در سال 1365 افتتاح شد ، و در پی گیری دریافت زمین قرارگاه ونداربن همکاری داشته است .

از فعالیت های در خور توجه او ، برنامه ریزی جهت پاک سازی مناطق سرچال ، علم چال ، و حصارچال بوده است ؛ علیدوست از سال 1374 علاوه بر گفتگوهای بی شمار رودررو با کوه نوردان و تشویق آنان به حفظ محیط زیست و بازگرداندن زباله ها به پایین ، با همکاری قاطرداران محلی اقدام به جمع آوری زباله ها و دیگر مواد رها شده کرده است .

همکاری با تیم های کوه نوردی و افراد دیگری که در منطقه دچار حادثه شده اند ، آماده سازی راه مال روی بریر به سرچال از جبهه ی جنوبی دره ( به جای راه قدیمی شمالی که برای عبور قاطرها دشوار بود ) در سال های اخیر، و هدایت آب یک چشمه در منطقه ی کنگلک ( نیمه ی راه بریر – سرچال ) به طرف مسیر و ایجاد آب خوری ، از دیگر فعالیت هایی بوده است که علیدوست فرضی در خدمت به کوه نوردان کرده است .

علیدوست فرضی ، علاوه بر قله های منطقه ی علم کوه ، دماوند ، سبلان، سهند ، هزار ، تفتان ، زردکوه ، الوند ، و بسیاری از دیگر کوه های داخلی ، قله های شاه داغ آذربایجان و آرارات ترکیه را نیز صعود کرده است . او عضو هیات موسس گروه کوه نوردی کالاهو ، و در حال حاضر رییس هیات کوه نوردی کلاردشت است .

از ای میل دریافتی از عباس محمدی

جمعه، مهر ۱۲، ۱۳۸۷

مهندس نوروزی درگذشت


ابوالقاسم نوروزی متولد سال 1297 بود . او که دانش آموخته ی « هنر سرای عالی » و نامش بیش از نیم قرن با عنوان « مهندس نوروزی » در محافل کوه نوردی ایران به ویژه در فدراسیون کوه نوردی ، بر همگان شناخته بود ، در روز 8/7/87 چشم از جهان فرو بست .


نوروزی ، در سال 1325 جزو گروهی از پیشتازان کوه نوردی جدید ایران ( گیلان پور ، دکتر گل گلاب ، و ... ) بود که نخستین پناهگاه کوه نوردی کشور را در دامنه ی جنوبی توچال ، در محلی به نام اسپید کمر ساختند . داود محمدی فر ، در فرهنگ کوه نوردی و غارنوردی ایران می نویسد که نوروزی در سال 1328 نخستین صعود ایرانی به تفتان را انجام داد [ تفتان ، قطعا صعودهای محلی دیرینه تر که دام داران یا زایران انجام داده باشند ، دارد ] . در همان کتاب آمده است که در سال 1329 نوروزی نایب رییس فدراسیون کوه نوردی می شود [ محمدی فر و ابراهیمی ، در کتاب تاریخ کوه نوردی ایران نام نوروزی را جزو « هیات مدیره » ی دومین دوره ی فدراسیون کوه نوردی که از 10/12/1328 تا 16/7/1332 با ریاست تیمسارمزینی اداره شد ، نیاورده اند ] . مطابق تاریخ کوه نوردی ایران ، نوروزی در دوره ی ریاست عبدالباقی یحیایی بر فدراسیون ، یعنی در فاصله ی 16/7/32 تا 6/8/34 معاون فدراسیون ؛ در فاصله ی اسفند 1340 تا اسفند 46 در دوره ی ریاست حسین رفعتی افشار ، نایب رییس فدراسیون کوه نوردی ؛ از اسفند 46 تا 4/8/47 در دوره ی ریاست تیمسار مولوی ، عضو هیات رییسه ی فدراسیون ؛ از 4/8/47 تا دی ماه 49 در دوره ی ریاست تیمسار لاریجانی ، نایب رییس فدراسیون ؛ از دی 49 تا اسفند 50 رییس فدراسیون ؛ از مهر 51 تا اسفند 56 در دوره ی ریاست تیمسار صادقیان ، قائم مقام فدراسیون ؛ و سرانجام از اسفند 56 تا پیش از انقلاب ، در دوره ی ریاست فلیکس آقایان ، قائم مقام فدراسیون کوه نوردی بود . در سال های پس از انقلاب ، بیش از یک دهه نوروزی در فدراسیون و در همایش ها و نشست های کوه نوردی به چشم نمی خورد ، اما از دهه ی هفتاد به بعد ، گاه در مناسبت های گوناگونی که در ارتباط با کوه نوردی – چه از سوی فدراسیون و چه از سوی گروه های غیردولتی – برگزار می شد ، می شد او را دید که همیشه آرام و مردم دار می نمود . برای مثال ، در انتخابات « انجمن هیمالیانوردی ایران » که در سال 1375 توسط فدراسیون کوه نوردی زمان آقاجانی برگزار شد ، جزو کسانی بود که به عنوان هیات مدیره انتخاب شدند ( و البته آن انجمن در همان اوان تشکیل منحل شد ) .

در مجله ی کوه شماره ی 13 ضمن شرح کوتاهی درباره ی او ، آمده است که قله های بسیاری را در ایران ، و قله های مون بلان ، گروس گلوکنر ، المپ و مترهورن را در اروپا صعود کرده و سه دوره ی آموزش کوه نوردی را در آلپ ها گذرانده است . همچنین آمده است که نوروزی فعالیت های متنوعی در زمینه ی پناهگاه سازی ، واردات وسایل کوه نوردی برای علاقمندان ، دعوت از مربیان خارجی ، انتشار مجله ی کوهستان ، اجرای برنامه های سخن رانی و نمایش فیلم ، تاسیس « بنیاد هیمالیا » و اجرای اردوهای اسکی داشته است .

در مجله ی کوه 5 نوروزی گزارشی از نخستین صعود کوه نوردی روی دیواره ی بیستون داده است ؛ این برنامه را او به همراه محمدعلی خاکبیز و حسین هاشمی [کتیبه ای می نویسد : محمد هاشمی] انجام دادند و در آن حدود 600 متر از دیواره را صعود کردند . هاشمی در نزدیکی های « پله ی سوم » بیستون سقوط می کند و دیگران مجبور به حمل مجروح و رساندن او به پایین می شوند . نوروزی ، تاریخ این صعود را 1327 نوشته که اشتباه است ، چرا که در ابتدای گزارش می نویسد خاکبیز و گیلانپور در اوایل همان سال « کلاس های مدرسه ی سنگ نوردی شامونی را در فرانسه گذرانده بودند و موفق به اخذ دیپلم شده بودند » . در حالی که خاکبیز ، عبدالباقی یحیایی ، و اکبر غفاری ( هر سه ، نظامی ) در سال های 1330 و 1331 دوره های تابستانی و زمستانی مدرسه ی نظامی کوه نوردی را در شامونی گذراندند . گیلانپور هم در سال 1329 در شامونی دوره گذرانده بود . جلیل کتیبه ای ، در مجله ی کوه 7 می نویسد که سرپرست برنامه ی بیستون [ خاکبیز ] سال این صعود را 1336 نوشته است .

محمدی فر و ابراهیمی که در تاریخ کوه نوردی ایران بیشتر رییسان فدراسیون پیش از انقلاب را بی علاقه به این ورزش و کم کار دانسته اند ، در مورد ابوالقاسم نوروزی نوشته اند : « ... هر جا فدراسیون کاری کرد و آثاری به یادگار گذاشت ، ردپایی از ایشان موجود است . بیشتر از هر کس و هر مقام در ورزش کوه نوردی نیم قرن اخیر ماندگار بوده و در اعتلای ورزش ما نقش مهم داشته است .»

یاد و خاطره اش گرامی باد .


به نقل از وبلاگ دیده بان کوهستان (عباس محمدی)


چهارشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۷