یکشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۷

چرا می پرسی؟ صعود میکنم




هیچ قله ای ارزش جان انسانی را ندارد.
چرا می پرسی؟


عکس از وبلاگ باشگاه ما


از وبلاگ داستان کوه (رامین شجاعی)
و با سپاس از علی پارسایی

کمتر از یک هفته قبل آقای علی پارسایی مرا متوجه پرسشی کرد که در اینجا مطرح کرده بود و پاسخ هایی که گرفته بود. پاسخ های کوهنوردان غربی (که به احتمال زیاد اغلب آنها انگلیسی هستند) بسیار گویا هستند و نکات جالب و آموزنده فراوانی دارند.

parsa
28 مرداد 1387:
سلام بر همگی،
بهترین تصمیم چیست؟
تصور کنید شما و تیمتان در آخرین بارگاه یک قله هیمالیایی هستید (و آخرین فرصت صعود قله را دارید).
در روز حمله یکی از بهترین نفرات تیم شما خوب به نظر نمی رسد، و شما به وضوح علائم ارتفاع زدگی را در او می بینید.
او اصرار دارد صعود کند. بهترین تصمیم چیست؟
آیا به او اجازه می دهید ادامه دهد؟هنوز 7-8 ساعت تا قله راه هست.
آیا به او اجازه می دهید به تنهایی باز گردد؟

---------

imkevinmc
28 مرداد 1387:
مسئولیت اولیه هر تیمی سلامتی همه اعضاء است. از میان فهرست علائم ارتفاع زدگی اگر کسی سه تا از آنها را داشته باشد کافی است تا صعود متوقف شود.
قله بار بعد سر جای خودش خواهد بود، اما بی توجهی به موقعیت ممکن است جان بهترین همنورد شما را بگیرد.
شک نباید کرد

---------

Alex Roddie
28 مرداد 1387:
مسلم است که فورا به همراه همنوردتان به ارتفاع پایین تر بر می گردید. اصلا ارزش آن را ندارد.

--------

taz_116
28 مرداد 1387:
به همراه او پایین می روید. لحظه ای نباید تردید کرد چرا که من هم امید دارم او برای من همین کار را انجام دهد.

-------

petellis
28 مرداد 1387:
او را با سورتمه به پایین بفرستید. ظرف چند دقیقه به ارتفاع مناسب می رسد.

------

Caralynr
28 مرداد 1387:
معلوم است که شما همراه با او باز می گردید. واقعا هیچ گزینه دیگری نیست. من در موقعیت مشابهی قرار گرفته ام. تقریبا 2-3 ساعت تا قله راه بود. همنوردم شروع کرد به لرزیدن، بی حال و گیج بود و تعادل نداشت. شب قبل و آن روز صبح عالی بود، یخ، هوا، و غیره. و تنها دوره هوای خوبی بود که در برنامه مان داشتیم. بنابراین بله، می توانستم به تنهایی صعود کنم و احتمالا موفق هم می شدم (اگر چه مطمئن نیستم از صعود انفرادی یک قسمت لذت میبردم!) اما با چه هزینه ای؟ هر کس در کوه چنان وضعیتی داشته باشد با این خطر مواجه است که تصمیم معقولی نگیرد (شخصی که همراه من بود در واقع در هنگام بازگشت، در این مورد شروع به صحبت کرد که می شود براحتی به پایین پرید تا سریعتر برسیم) و باید همراه با کسی پایین بیاید، نه اینکه تنها گذاشته شود.

------

Trangia
28 مرداد 1387:
چنانچه بقیه گفته اند پاسخ روشن است. هیچ قله ای ارزش جان انسانی را ندارد.
چرا می پرسی؟

------

Nigel Modern
28 مرداد 1387:
شکی نیست.. همنورد خود را تنها می گذاری و قله ات را صعود میکنی...همیشه می توانی وقتی برگشتی یک همنورد دیگر پیدا کنی...راستی نام واقعی شما چیست، چون ممکن است یک روز بر حسب اتفاق بخواهیم با هم صعود کنیم؟ همین که حتی به فکر کمک به همنوردت هستی معنی اش این است که به من به اندازه کافی توجه نمی کنی:O)

------

almost sane
28 مرداد 1387:
آیا این آخرین بخت شما برای صعود قله است؟ چه کسی از آینده خبر دارد؟

اگر همنورد شما علائم ارتفاع زدگی دارد به او اجازه ندهید ادامه دهد. اگر غذا و سوخت دارید و هوا به شما اجازه می دهد، می توانید یک روز دیگر در کمپ بمانید و ببینید حال او بهتر می شود یا نه.

گزینه های دیگر: یک نفر با شخص بیمار می ماند و دیگران به سمت قله می روند.
همگی با هم باز می گردند و به مسائلی مثل زمان پایان مرخصی توجهی نمی کنند و بیشتر باقی می مانند و وقتی همه استراحت کردند یک تلاش دیگر می کنند.

---------


4712topo
29 مرداد 1387:
همچنان که دیگران گفته اند- شما باید او را از ادامه باز دارید (به هر وسیله ای که شده) و او را همراه با یک نفر به پایین و به ارتفاع مناسب می فرستید. اگر شما جای آن فرد بودید چه انتظاری از دوستانتان داشتید؟ افراد معمولا رفتار منطقی ندارند، بخصوص در ارتفاعات، و این اغلب دوستان ما هستند که می توانند تصمیم مناسب را برای ما بگیرند وقتی خود ما قادر به تصمیم گیری منطقی نیستیم. این هم یکی دیگر از مزایای کوهنوردی با دوستان است و یکی از دلایلی که تعداد زیادی از کسانی که به صورت انفرادی صعود می کنند دیگر باز نمی گردند- آنها فقط می توانند به صدای درونی خودشان گوش بسپارند و احتمالا این تفکرات توآم با توهم است. راستی Nigel شوخی کرده است.

--------

parsa
29 مرداد 1387:
تشکر از همه شما
یکی از شما پرسیده است که چرا این سوال را مطرح کرده ام. بسیار خوب بگذارید قضیه را روشن کنم. متاسفانه این سوالات بر مبنای یک حادثه واقعی بوده است.
تیم همنورد خود را رها کرد!
به او گفتند باز گردد. (آنها دو جی پی اس و تلفن ماهواره ای داشتند ولی به او چیزی ندادند.)
بعد از مدتی او را دیدند که از فاصله دور به دنبال آنها می آمد. بعد از مدتی دیگر ادامه نداد.
بقیه حوالی 5 بعدازظهر به قله رسیدند، عکس گرفتند و بازگشتند. معلوم نیست چرا سعی نکردند به او برسند. هوا خراب شد و آنها بعد از شب مانی اجباری در حوالی 5 صبح به کمپ آخر رسیدند. اما خبری از همنوردشان نبود!!
آنها بدون هیچ تلاشی برای جستجو و نجات به کمپهای پایین بازگشتند. شب بعد نور چراغ پیشانی او در حوالی هرم قله دیده شد، اما بقیه تیم فقط سعی می کردند فرود بیایند (هوا نه خوب و نه بد بود) گاهی باز می شد گاهی طوفانی. اما حالا او مرده است و اعضا تیم می گویند تصمیم درستی گرفته اند! آنها می گویند وقتی متوجه شدیم او نمی تواند ادامه دهد به او پیشنهاد کردیم با یکی از ما بازگردد. او قبول نکرد و بعد قبول کرد به تنهایی بازگردد.
و هیچ تقصیری متوجه ما نیست.
-------------------
من شخصا معتقدم عملکرد آنها، حال هر توجیهی بیاورند، غیر قابل قبول بوده است، من معتقدم یک تیم به منزله یک نفر است(همه باید به هم کمک کنند)
من فکر می کنم خطوط قرمزی در کوهنوردی وجود دارد و اولین آنها سلامتی همه اعضا تیم است.
فقط می خواستم نظرات شما را بدانم.
باز هم ممنون

----------

Kenton Cool - Dream Guides http://www.dream-guides.com/
29 مرداد 1387:

کجا اتفاق افتاده است؟؟؟

----------

Al Evans
29 مرداد 1387:
به Kenton جواب بده، طبیعی است نمی توان تصور کرد شما دوست خود را رها کنید تا بمیرد، چطور حتی می توانی چنین سوالی بپرسی؟

---------

Damo
29 مرداد 1387:

شبیه حادثه مرگ سامان نعمتی، امسال، در نانگاپاربات است.
http://www.sharedsummits.com/content/view/196/65/

---------

Nigel Modern
29 مرداد 1387:
من معتقدم یک تیم به منزله یک نفر است(همه باید به هم کمک کنند)،
حرف درستی است، امیدوارم نظر قبلی من را اشتباه برداشت نکرده باشی.

--------

Kenton Cool - Dream Guides http://www.dream-guides.com/
29 مرداد 1387:
گند زدند. من کریس وارنر رو که در لینک بالا بلاگ می نویسه میشناسم. در این مورد چیزی نشنیده بودم اما روی بعضی از این کوه ها از این اتفاقات زیاد می افته. سر هر چی بخوای با شما شرط می بندم که اینها یک گروه کوهنورد بودند که همدیگه رو خوب نمی شناختند، هر کس برای خودش کوهنوردی می کرده. اون نوشته که اون کوهنورد تجربه 8000 متری نداشته می خوام بدونم کل تیم چه تجربه ای داشته، انگار یه جورایی عقلشون رو از دست داده بودند. خیلی ناراحت کننده است!!

--------

35yroldheid
30 مرداد 1387:
آیا به این بستگی ندارد که او چقدر اصرار کند؟ اگر با صحبت نتوانید او را متقاعد کنید چه؟ آن وقت مشکل خواهد بود. آیا مجبورید او را بکشانید پایین؟
هوووم

Mr Lopez
30 مرداد 1387:
قطعا. یک نفر ارتفاع زده نمی داند چه اتفاقی دارد می افتد، طیف آن از توهم شروع می شود تا جایی که حتی نمی داند کیست یا کجاست. می توان او را مانند پیرمردی دید که مشاعر خود را از دست داده یا بیماری آلزایمر دارد (یا کسی که کوکائین مصرف کرده است)، متوجه منظورم شدید که؟


*****************

می بینید اروپایی ها چه نظری داشته اند. اینها در حد حرف نیست. اگرچه به قول Kenton Cool در میان کسانی که یکدیگر را خوب نمی شناسند این موارد پیش می آید اما گذشته از Caralynr
که تجربه مستقیم خودش را مطرح کرده است، موارد متعددی دیگری می توان پیدا کرد که کوهنوردان اروپایی صعود قله را فدای نجات همنورد خود یا حتی غریبه ها کرده اند؛ اندرو برش (Andrew Brash) کانادایی و همراهانش در 200 متری قله اورست در سال 2006 از صعود منصرف شده و یک استرالیایی غریبه را که توسط همراهانش از یک تیم بین المللی رها شده بود، و یک شب را به تنهایی گذرانده بود، نجات دادند ( برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به: http://www.cbc.ca/news/viewpoint/yourspace/brash_everest.html).

اما
صعود سال 1953 آمریکایی ها در کی 2 یک نمونه بسیار عالی از کمک اعضا یک تیم به یکدیگر است. قسمت هایی از ماجرای آن را بخوانیم:
تا اول آگوست مسیر تا کمپ 8، در ارتفاع 7800 متری، و ابتدای شانه صعود شده بود. و اعضا تیم روز بعد آنجا جمع شدند تا برای صعود نهایی آماده شوند. اما چند روز بود که به تدریج هوا داشت خراب می شد. و بزودی طوفان شدیدی از راه رسید...اما با تداوم طوفان وضعیت آنها جدی تر می شد... در 6 آگوست امیدی به باز شدن هوا نبود و تیم برای اولین بار راجع به بازگشت صحبت کرد.
روز بعد هوا باز شد ولی بسرعت از صعود منصرف شدند چرا که آرت گیلکی (Art Gillkey) بیرون چادر از حال رفت. هوستون تشخیص
thrombophlebitis (ایجاد لخته خون در سیاهرگها) را داد که می تواند در سطح دریا خطرناک باشد ولی در ارتفاع 7800 قطعا مهلک است. آنها چاره ای نداشتند جز آنکه همنوردشان را به هر صورت ممکن نجات دهند. در حالیکه آنها معتقد بودند بخت نجات او اگر محال نباشد، بسیار کم است اما هرگز فکر رها کردن او برای لحظه ای از مغزشان خطور نکرد. اما خطر زیاد بهمن و خراب شدن مجدد هوا آنها را برای چند روز دیگر در کمپ 8 نگه داشت.

10 آگوست وضعیت آنها بحرانی شده بود. گیلکی نشانه های
pulmonary embolism (التهاب ریوی) داشت و حالش هر لحظه بدتر می شد، و کل تیم هنوز در ارتفاعی بودند که در نهایت همه آنها را از بین می برد. با وجود تداوم طوفان و خطر بهمن آنها به این نتیجه رسیدند که راهی جز فرود ندارند... در نهایت به ارتفاعی رسیدند که مجبور بودند از یک تراورس یخی خطرناک عبور کنند تا به کمپ 7 در ارتفاع 7500 برسند. .. جرج بل (George Bell) در یک قسمت بر روی یخ بلور لغزید و و همراهش تونی استرتر (Tony Streather) را با خود به پایین کشید. طناب آنها به طناب بقیه گیر کرد و همه، بجز کریگ (Craig) که در طناب نبود، لغزیدند. در نهایت شوئنینگ (Schoening) که در حال حمایت گیلکی و مولنار (Molenaar) بود موفق شد 6 نفر را از سقوط و مرگ حتمی نجات دهد.
...گیلکی را در کارگاه قرار دادند و بقیه آن تیم فرسوده چادرهای کمپ 7 را آماده می کردند که صدای فریاد گیلکی را شنیدند. وقتی بیتس (Bates) و مولنار رفتند که او را برگردانند اثری از او نیافتند؛ فقط شیاری بر روی برف در جایی که او قرار داشت. به نظر می رسید بهمن او را با خود برده است.
...
بازگشت تا کمپ اصلی 5 روز دیگر طول کشید.
... علی رغم بسیاری دیگر از صعود های کی 2 که با تلخی و کدورت خاتمه یافته اند، مانند هیئت 1939 ویسنر (Wiessner) یا صعود موفق ایتالیایی ها در سال 1954، برنامه 1953 رشته دوستی را بین اعضا آن گروه برای همیشه مستحکم کرد. هوستون می گوید: "ما مثل غریبه ها به آن کوه رفتیم و مثل برادر بازگشتیم." ... جیم کوران در این باره گفته است: "نشانه ای از بهترین ها در کوهنوردی." ...مسنر گفته است که او اگر چه برای تیم ایتالیایی 1954 احترام قائل است اما برای تیم آمریکایی حتی احترام بیشتری قائل است و اضافه کرده است که اگرچه در صعود به قله شکست خوردند:" ولی به زیباترین شکل قابل تصور شکست خوردند"...

*****

خب، نمی توان از هر کسی انتظار داشت جان خود را برای نجات همنوردش به خطراندازد. چه موافق باشیم چه مخالف این هم بخشی از کوهنوردی است. اما دروغ گویی در این مورد پا گذاشتن بر بدیهی ترین اصول انسانی است. تیم نانگاپاربات، و مشخصا سهند عقدایی و کاظم فریدیان، خود متوجه شده اند که نمی بایست سامان ارتفاع زده را به حال خود رها کنند، و به همین دلیل کلا منکر ارتفاع زدگی او شده اند، و حتی در نظر نمی گیرند خود آنها بوده اند که علائم ارتفاع زدگی را در او دیده اند، اولین خبر آن را داده اند و آمپول دگزامتازون به او تزریق کرده اند.
نشان دادن دروغ گویی آنها، اما، کار سختی نیست. به زودی به آن می پردازم.

شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۷

صعود یک روزه به دماوند







در طول ماه رمضان همه هفته برای تمرین سنگ نوردی به بند یخچال رفتیم هوس دماوند یک روزه هم پای سنگ چکمه به دلمان افتاد.

پنج شنبه 28 شهریور 87
حرکت از تهران 2130
رینه خانه آقا مصطفی 2330

جمعه 29 شهریور 87
حرکت از رینه به سمت گوسفندسرا 0400
حرکت از گوسفندسرا 0500
بارگاه 3 0800
استراحت یک ساعته و حرکت به سمت قله 0900
قله ساعت 1540
استراحت کوتاه ، عکس و بوس و بغل و برگشت
بارگاه سوم 1845
گوسفندسرا و مصطفی که زودتر آن جا بود در انتظار ما 2200





پ ن 1

پیش بینی 3 سایت هواشناسی برای این روز با هوای بسیار سرد و زمستانی دماوند هم خوانی نداشت!!

پ ن 2
همراهی بخش پایانی صعود و هم چنین فرود با عبدالله ناهید و اسدالله خانلری

صعود کنندگان : مهدی کاسبیان ، فریدون عشقی و وحید افشارمنش

نانگا پاربات - کیک قله


از ای میل پدرام نعمتی برادر سامان نعمتی

گفتنی است که سامان نعمتی از اعضای تیم نانگاپاربات در روز صعود به قله به دلایلی از دیگران جدا ماند و دیگر هرگز دیده نشد.

سامان نعمتی در بلندای کوه نانگاپاربات ؛ در آغوش سرد و یخ زده کوه عریان آرمیده است.
















بدون شرح


چهارشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۷

هفتاد و یکمین نشست ماهانه ی انجمن ؛ نکوداشت راهنمایان علم کوه


در روز پنج شنبه 18/7/87 ، نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران در شهر کلاردشت برگزار خواهد شد . در این نشست ، نکوداشت آقایان صفر نقوی و علی محمد فرضی ، و فرزندان ایشان رسول نقوی و علیدوست فرضی که چندین دهه به شکلی پیوسته به راهنمایی کوه نوردانی که به منطقه ی علم کوه می روند پرداخته وخدمات بی شماری به جامعه ی کوه نوردی ایران داشته اند ، برگزار خواهد شد .

خانواده های نقوی و فرضی ، گذشته از این که به عنوان راهنمای منطقه ی علم کوه به هزاران کوه نورد ایرانی و خارجی خدمت کرده و خود ، کوه نوردی های بی شمار در ایران و خارج از ایران داشته اند ، خدمت درخور توجهی نیز به محیط کوهستان علم کوه داشته و بسیار کارها در اشاعه ی فرهنگ دوستی با کوه ، حفظ پاکیزگی و جلوگیری از تخریب کوهستان داشته اند .

در این نشست ، همچنین محمد تاجران کوه نورد ایرانی که ماه ها است با شعار « به درختان نیاز داریم » با دوچرخه در حال سفر به دور دنیا است ، حضور خواهد داشت و گزارشی از کار خود خواهد داد .

زمان : از ساعت 6 تا 9 بعد از ظهر 18 مهر ماه

مکان : کلاردشت ، میدان حسن کیف ، سالن آموزش و پرورش

دوشنبه، مهر ۰۱، ۱۳۸۷

مباحث حقوقی كوه نوردی


نویسنده این مطلب مهری جعفری وکیل پایه یک دادگستری و از کوهنوردان با تجربه است که امسال قله خان تنگری را صعود کرد. مهری جعفری نویسنده کتاب قانون در کوهستان است که قبلا در این وبلاگ نیز معرفی شد.

مهری جعفری پس از فیلتر شدن وبلاگ قبلی (بی هیچ ترسی از جاذبه زمین ) به این آدرس جدید آمده است . خوشحالیم که او دوباره وبلاگ نویسی را آغاز کرده است.
http://www.mj.gomaneh.com

«در صفحه زندگي تماشاچي محض وجود ندارد.»

-فرانسيس بيكن-

طرح یک سوال: اگر يك فرد در زمان انجام یک مسئوليت،‌ از قبيل راهنمايي تيم يا تهيه تداركات برنامه، تصميم اشتباهي اتخاذ كند يا عمل اشتباهي مرتكب شود و عامل بروز يك حادثه منجر به صدمات جاني باشد چه مسئوليتي از لحاظ قانوني متوجه او مي‌شود؟

قبل از وارد شدن به بحث، لازم مي‌دانم يادآوري كنم كه اصولا وقتي از مسئوليت‌ها صحبت مي‌كنيم و به‌ويژه مسئوليت‌هاي كيفري، ممكن است اين مقوله موجب ترسانده شدن افراد از قبول مسئوليت‌ در تيم گردد در حالي‌كه بايد يادآوري كنيم كه در انجام كارهايي مثل رانندگي هم هر آن احتمال بروز حادثه و در‌نتيجه ايجاد مسئوليت كيفري وجود دارد و اين امر مانع از رغبت افراد به انجام آن كارها نمي‌شود، بر‌عكس آگاهي از قوانين به ما اعتماد به‌نفس بيشتري براي حركت مي‌دهد.

و اصولا ما دوست داريم و نيازمند آن هستيم كه بدانيم با قبول يك سمت در يك برنامه كوه‌نوردي، دامنه مسئوليت ما تا كجا كشيده مي‌شود؟

اما براي رسيدن به پاسخ اين سوال قادر به ارايه يك جواب كلي و قطعي نيستيم. چرا كه بررسي مسئوليت كيفري افراد در يك حادثه نياز به بررسي ميزان تاثير او در شكل‌گيري آن حادثه دارد.

طبق قانون مجازات اسلامي خسارات ناشي از يك حادثه ورزشي جرم محسوب نمي‌شود به شرط اين‌كه اين حادثه ناشي از تخلف از مقررات آن ورزش نباشد. (بند سوم ماده 59)

در اين‌جا يك مساله مهم مطرح مي‌شود. اين كه چگونه مي‌توانيم عملكرد يك عضو تيم را خارج از مقررات ورزش كوه‌نوردي تلقي كنيم در حالي‌كه در اين ورزش نسبت به ورزش‌هاي ديگر كمتر امكان تدوين مقررات معين و خاص وجود دارد.

براي حل اين مساله ابتدا حوادث كوه‌نوردي را به دو گروه عمده تقسيم مي‌كنيم:

1- حوادثي كه با دخالت مستقيم يك فرد در لحظه وقوع آن حادثه، اتفاق افتاده باشد. به‌نحوي كه اگر آن فرد آن عمل را به‌طور مستقيم و در آن لحظه مرتكب نمي‌شد آن حادثه نيز به وقوع نمي‌پيوست.

اين دسته از حوادث از لحاظ ميزان مسئوليت افراد در ارتكاب عمل، خود به دو گروه تقسيم مي‌شوند:

الف- حوادثي كه با دخالت مستقيم فرد در لحظه حادثه و در اثر قصور و تخلف او از مقررات ورزشي به وقوع پيوسته‌اند.

ب- حوادثي كه با دخالت مستقيم فرد در لحظه حادثه و بدون قصور و تخلف او از مقررات ورزشي به وقوع پيوسته‌اند.

به عنوان مثال يك نفر حمايت‌كننده با بي‌دقتي خود موجب سقوط نفر صعود‌كننده خود مي‌شود. يعني سقوط نفر ارتباط مستقيم با عمل حمايت‌كننده دارد.

از آن‌جايي كه وي با تخطي از مقررات ورزش كوه‌نوردي كه دقت در حمايت و رعايت اصول آن است و به‌طور مستقيم موجب حادثه شده، مجرم شناخته مي‌شود.

در مقابل اگر حمايت‌كننده در اثر سقوط سنگ يا هر عامل بيروني ديگر، حمايت را بدون اراده خود رها كند به علت بي‌تقصيري در وقوع حادثه، مسئوليتي هم متوجه او نيست.

با اندك بررسي حوادثي كه ناشي از عملكرد مستقيم افراد در لحظه وقوع حادثه است پي مي‌بريم كه در اكثر آنها قصور از مقررات ورزشي موجب حادثه مي‌شود.

2-حوادثي كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد اتفاق افتاده باشد.

كه اين دسته از حوادث نيز مثل دسته اول خود به دو گروه تقسيم مي‌شوند:

الف- حوادثي كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد و در اثر تخلف او از مقررات اتفاق افتاده باشد.

ب- حوادثي كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد و بدون تخلف او از مقررات اتفاق افتاده باشد.

به عنوان مثال، راهنماي يك تيم، مسير مشكلي را براي حركت انتخاب كند كه در حد توان نفرات آن تيم نباشد و موجب سقوط و حادثه‌ديدگي آنها گردد.

اين تصميم راهنما در انتخاب مسير، هر‌چند عامل مستقيم در لحظه سقوط افراد تيم نيست اما به علت ارتباط سببيتي كه با حادثه دارد و به علت تاثير آن در وقوع حادثه، مورد بررسي قرار گرفته و با احراز اين امر كه راهنما از مقررات ورزش كوه‌نوردي در رابطه با مسئوليت محوله تخطي كرده مجرم شناخته مي‌شود.

اما در حوادثي كه با دخالت غير‌مستقيم يك فرد و بدون قصور او اتفاق افتاده باشد مسئوليتي متوجه آن فرد نخواهد بود.

يعني در مثال بالا، اگر راهنما، تيم را از مسيري عبور دهد كه نسبت به توان ضعيف‌ترين عضو گروه راحت و قابل عبور باشد، اما فردي از افراد تيم در اثر سهل‌انگاري خودش، سقوط كند مسئوليتي متوجه راهنما نخواهد بود.

لازم به يادآوري است كه چون در اين نوع از حوادث، رابطه مستقيمي بين فرد و آن حادثه در لحظه وقوع آنها وجود ندارد نسبت دادن مسئوليت به او و اثبات تقصير به بررسي بيشتري نيازمند است.

براي نمونه، در مثالي كه زده شد حادثه‌ديدگان يا بازماندگان آنها، بايد ثابت كنند كه مسير به‌قدري صعب‌العبور بوده كه موجب سقوط شود يا نفر يا نفرات تيم به نحو آشكاري ضعيف بوده‌اند و راهنما علم كافي به اين ضعف آشكار آنها داشته و مي‌دانسته كه عليرغم قابل عبور بودن مسير آنها توان كافي براي صعود آن را ندارند. اگر آنها نتوانند چنين موضوعي را اثبات كنند نمي‌توان تقصير را متوجه راهنما - كه در اين حادثه دخالت غير‌مستقيمي هم دارد- كرد.

شايد بتوان گفت كه در سال‌هاي اخير اكثر اتهاماتي كه به افراد پس از حوادث كوه‌نوردي وارد شده، در اين دسته اخير يعني دخالت غير‌مستقيم قابل تقسيم‌بندي هستند. از اين لحاظ مي‌بينم اثبات مجرميت يا برائت آنها از اتهام وارده امري بسيار پيچيده بوده است.

به همين دليل از اين شماره به بعد سعي خواهيم كرد كه راجع به اين‌گونه از حوادث و عاملان آنها بيشتر بحث كنيم.

و هم‌چنين، مقوله حد و حدود مسئوليت كيفري و ميزان مجازات افراد خاطي در يك حادثه ورزشي، بحثي است كه در شماره‌‌هاي آتي مورد بررسي قرار خواهيم داد.

یکشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۷

پدرام نعمتی برادر سامان چنین میگوید


تا خرخره در باتلاق فرو رفته ايد، بيشتر تقلا نكنيد !

- روز جمعه به تاريخ 27 تير ماه طي تماس تلفني خانم خليلي با پدر سامان خبر از گم شدن سامان مي دهد و بعد از چند ساعت طي تماسي در مورد امداد هلي كوپتر و مبلغ 160 ميليون ريالي صحبت مي كند و با توجه به شوكي كه به پدر و خانواده سامان وارد شده بود پدر سامان اظهار مي دارد كه فعلاً نقداً 40 ميليون ريالي دارم ولي تا نيم ساعت ديگر تهيه مي كنم شماره حساب بدهيد كه كل مبلغ را واريز نمايم ، كه خانم خليلي به ايشان مي گويند كه با شما تماس مي گيرم و بعد از حدود نيم ساعت پدر سامان خودش با خانم خليلي تماس مي گيرد و به ايشان مي گويد كه شماره حساب بدهيد تا هر مبلغي كه لازم است را واريز نمايم وهر گونه عمليات امداد و نجاتي كه امكان انجام آن براي سامان هست صورت بگيرد و اصلا ملاحظه مالي نكنيد (مگر از جان و زندگي فرزند براي يك پدر چيز با ارزشتري وجود دارد!) و ايشان اعلام مي كند كه مثل اين كه مشكل مالي حل شده است.

و اما آقاي سهند عقدايي با وقاهت تمام در خبرگزاري ايرنا (خبر گذاري جمهوري اسلامي 27/6/87) اينگونه بازگو مي كند " مسئول روابط عمومي گروه اعزامي نيز در اين خصوص گفت: پس از مطلع شدن خانواده سامان از موضوع، پدر وي نزد مسئولان باشگاه آمد و مبلغ 40 ميليون ريال براي باشگاه آورده بود تا در صورت نياز، آن را براي عمليات امداد هزينه کنيم." در صورتي كه تنها شهرام عموي سامان و پدرام برادر سامان از شنبه صبح در محل باشگاه دماوند حضور داشتند و لازم به ذكر مي باشد كه پدر سامان در آن روزها اصلا به تهران نيامده و در تهران نبودند ، و حالا شرح واقعه از زبان شهرام و پدرام :

1- در همان روز مدير عامل محترم شركت هفت گوهر به باشگاه آمد، پس از رفتن ايشان آقاي وحيد بهرامي (مدير عامل باشگاه دماوند) اعلام كردند از طرف شركت هفت گوهر چكي به مبلغ 500 ميليون ريال جهت عمليات نجات تقديم باشگاه دماوند گرديد كه به نوبه خود كمال تشكر را از مدير عامل اين شركت و حس انسان دوستي ايشان داريم.

2- همچنين آقاي كامران كاويان مديرعامل محترم شركت نارون آرا ، حامي برنامه در همين روز شنبه شخصا بعد از تماس تلفني خانم مژگان خليلي با ايشان و توضيح واقعه ، آقاي كاويان بيان كرده بودند كه به هر قيمتي بايد آن هلي كوپتر براي امداد به سامان (نه هلي كوپتري كه 4 نفر را براي كمك به در آوردن طنابهاي كمپ 2 به 1 از زير يخ وپايين آوردن اعضاي تيم باشد، بلند شود و در نهايت امداد به نام سامان باشد !) بلند شود و هزينه امداد اصلا مهم نيست.

3- مدير عامل باشگاه دماوند نيز در همين روز ادعا داشتند كه خود باشگاه هم مشكلي براي تامين اين هزينه ندارد (البته مثل اين كه براي اعضاي اين تيم به استثناي تنها قهرمان غير دماوندي يعني "سامان عزيز" مشكلي وجود نداشت).

4- تا اين كه اين قائله با ضمانت فدراسيون جهت امداد به سامان به پايان رسيد و اين مشكل تامين هزينه مالي به طور كامل در همان صبح شنبه حل شد و در اين مدت آقاي همايون نعمتي پدر سامان چندين تماس با خانم خليلي برقرار كردند كه خانم خليلي هر دفعه بيان داشتند كه مشكل مالي به طور كامل حل شده و اكنون به فكر مراحل بعدي امداد مي باشند و همچنين خيال اقاي همايون نعمتي از اين بابت يعني تامين هزينه نيز از طرف پدرام و شهرام كه در تمامي مراحل بالا در محل باشگاه حضور داشتند راحت شده بود.

- در اين روزها همچنين شاهد گزارش كاذبي از جانب سهند عقدايي در روزنامه ايران به تاريخ 21/6/87 در مورد توقف عمليات امداد از سوي خانواده نعمتي بدين صورت كه بنا به گفته سهند عقدايي : "... تا اينكه بعد از يك هفته از حادثه، در تاريخ 3/5/87 كميته بحران كه مركزش در تهران بود با حضور نمايندگان فدراسيون كوه‌نوردي، هيات كوه‌نوردي استان تهران، خانواده سامان نعمتي، باشگاه دماوند و ... تشكيل شد و به اتفاق آرا راي دادند كه به لحاظ اينكه امكان زنده ماندن كسي در ارتفاعات بالاي 7000 متر بيش از دو سه روز وجود ندارد سامان قطعا فوت كرده و پروژه امداد بايد متوقف شود چرا كه رفتن هركسي به آن ارتفاع براي امداد مي‌تواند به بروز حادثه ديگري منجر شود. اين راي به ما ابلاغ شد و ما پروژه امداد را متوقف كرديم." ، كه براي اطلاع شما عين صورتجلسه كه به امضاي 14 نفر رسيد در پايين تقديم مي گردد و البته بماند كه آقاي عقدايي در ادامه مطالب خود در اين روزنامه از تلاش يك هفته اي بي وقفه اعضاي تيم براي كمك و امداد به سامان نيز به صورت پر رنگ ياد كرده بودند كه حتما در همين روزها از مراسم بريدن كيك و پايكوبي و چهره هاي بشاش و مسرور از صعود قله اعضاي تيم در هنگام رسيدن به بيس كمپ تا زمان ترك آنها عكسهايي براي اطلاع خوانندگان گذارده خواهد شد تا اين كه مهر تاييدي بر گفته هاي آقاي سهند عقدايي مسئول روابط عمومي گذارده باشيم كه همگي اين احساس همدردي اعضاي تيم را با فلشرهاي روز صعود تيم بر روي سايت و بعد از آن ، همچنين پيامهاي تبريك مختلف همزمان با معلوم نبودن سرنوشت سامان عزيز بدون آوردن كوچكترين نامي از اين قهرمان بزرگ و در نهايت بازديد از اماكن توريستي اعضاي تيم تا ok شدن بليط پرواز به تهران را كه قبلا ديده بوديم و خيلي برايمان جالب است كه گزارشي از تلاش يك هفته اي اين تيم را ببينيم و يا بشنويم !

صورتجلسه مورخه 3/5/87 ساعت 10 صبح الي 13

در جلسه اي كه به منظور تبادل نظر و همفكري در خصوص ادامه ي فعاليت ها ي امداد و نجات و بازگشت اعضاي تيم نانگاپاربات با دعوت قبلي در محل باشگاه كوه نوردي و اسكي دماوند تشكيل شد،پس ازبحث و تبادل نظر نتايج زير حاصل و به تاييد حاضرين رسيد:
1. بازگشت تيم حاضر در بيس كمپ با توجه به رضايت آقاي همايون نعمتي
2. استقبال از تيم صعود كننده به نانگاپاربات با هماهنگي‌خانواده ي نعمتي و توجه ويژه به آقاي سامان نعمتي به عنوان بازگشاينده ي نانگاپاربات
3. تصحيح خبر و عذرخواهي درباره ي اخبار منتشره در مطبوعات خصوصا روزنامه ي اعتماد ملي
4. بحث و مشاوره براي اعزام تيم جستجوي‌كوه نوردي با شركت A.T.P باشگاه دماوند و خانواده ي آقاي نعمتي]

اسامي حاضرين درجلسه:
1.جناب آقاي موسوي بازرس محترم فدراسيون كوه نوردي
2.آقاي حسين رضايي روابط عمومي فدراسيون كوه نوردي
3.آقاي كاوه كاشفي رييس محترم هيئت كو ه نوردي استان تهران
4. آقاي دكتر حشمت الله حيدريان كارشناس حقوقي
5. آقاي محمد نوري نماينده ي انجمن و پيشكسوت هيماليانوردي ايران
6. آقاي كيومرث بابازاده نماينده ي انجمن كوه نوردان ايران
7. آقاي بهادري مسئول فني انجمن كوه نوردان ايران
8. آقاي مهندس رضا وجوهي نماينده ي شركت نارون آرا
9. آقاي نوروزي نماينده ي شركت نارون آرا
10. آقاي همايون نعمتي
11. آقاي شهرام نعمتي
12.آقاي عطاالله آزادي مسئول فني گروه قاجر قروه
13. آقاي داوود زكي پور بازرس باشگاه دماوند
14. آقاي فرخ رحمدل
15.آقاي وحيد بهرامي مديرعامل باشگاه دماوند
16. مژگان خليلي منشي جلسه و مسئول روابط عمومي تيم نانگاپاربات

با توضیح حسین رضایی ، مسئول روابط عمومي فدراسيون كوهنوردي (بخش های آبی رنگ)

در جلسه اي كه به منظور هم اندیشی در خصوص وضعیت فعلی تیم نانگاپاربات ، با دستور جلسه ی ؛ " روند فعاليت ها ي جستجو ، امداد و نجات کوه نورد مفقود شده ی این تیم « سامان نعمتی » " پیرو دعوتنامه ی رسمی ، در محل باشگاه كوه نوردي و اسكي دماوند ( در مورخ ؛ پنج شنبه ، ۳ تیر۱۳۸۷ از ساعت ۱۰ صبح لغایت ۱۳ ) تشكيل شد ، پس ازبحث و تبادل نظر ؛ نتايج زير حاصل و به تأييد حاضرين رسيد:

نتایج حاصله بر اساس دستور جلسه ؛

* بازگشت تيم حاضر در بيس كمپ ( دیگر اعضای تیم نانگاپاربات ) با توجه به وضعیت نفرات و لحاظ رضايت جناب همايون نعمتي (پدر سامان نعمتی ) .

* بررسی و مشاوره جهت اعزام تيم جستجوي ‌كوه نوردي با شركت A.T.P پاکستان ، باشگاه دماوند و خانواده ي نعمتي

... و مواردی که در حاشیه ی این جلسه و به نوعی خارج از دستور مطرح شد ؛

* تصحيح خبر و عذرخواهي - توسط این باشگاه - درباره ي اخبار منتشره در ؛ مبادی خبری ، مطبوعات از جمله ؛ روزنامه ي اعتماد ملي و در پایگاه خبری این صعود ( با توجه به نظر خانواده ی نعمتی و انتقادشان از نحوه ی پرداختن به کوه نورد مفقود شده ).

* براساس نظر دست اندرکاران باشگاه دماوند ؛ برگزاری مراسم استقبال از تيم نانگاپاربات ( توسط باشگاه ) با هماهنگي‌ و ملاحظات خانواده ي نعمتي . همچنین به پیشنهاد بازرس فدراسیون -در مراسم استقبال این باشگاه- به آقاي «سامان نعمتي » به عنوان -عضو پیشرو گروه - بازگشاينده ي نانگاپاربات توجه ویژه و پرداخته شود .


- با ديدن گزارش صعود جديدي كه از طرف سرپرست فني تيم در خبرگذاري ايرنا به تاريخ 27/6/87 مي بينيم واقعا ديگر نميدانيم در برابر اين همه اخبار ضد ونقيض سايت ايرانين چلنجرز، اعضاي گروه، باشگاه دماوند و اخبار هاي كاملا كذب و نادرستي كه از جانب روابط عمومي وسرپرستان اين تيم گفته مي شود از چه كلمه اي در مورد آنها استفاده كنيم فقط اين را ميتوان به آنها گفت كه هر چه بيشتر تقلا مي كنند بيشتر و سريعتر در باتلاق فرو ميروند.

- اما متاسفانه اكنون از طرف مدير مسئول باشگاه اسپيلت البرز آقاي ذبيح الله حميدي، شعاري با عنوان پيشرفت كوهنوردي در ايران با زير پا گذاشتن انسانيت به گوش مي رسد و برداشت ايشان از شكايت خانواده نعمتي كه آن را به غلط" ضربه ای جبران ناپذیر به فرهنگ ورزش کوهنوردی قلمداد مي كنند !" كه بالواقع اين حركت به منظور بيدار كردن عده اي و كمك به حفظ ماهيت و ذات كوهنوردي است كه ورزشي انسان ساز مي باشد كه آن را با تمام قدرت و سرعت به سمت نابودي و فراموش كردن انسانيت مي كشانند مي باشد تا براي رسيدن به يك برگ كاغذ به نام "گواهي صعود" حاضر به انجام هر كاري باشند ولو اين كه هر فاجعه اي را به بار بياورند و اما براي نجات سامان هاي ديگر در آينده بسيار نزديك و از طرف چنين افراد و باشگاهها بايد فكري كرد و بايد به اين افراد شوكي وارد شود و آنها را به خود بياورد.

- و اما در مورد تصوير گزارشي كه در مورد متوقف شدن عمليات امداد شركت ATP از طرف كاظم فريديان در فدراسيون وجود دارد لازم است كه به استحضار برسانيم، آن گزارشي كه باشگاه دماوند و اعضاي تيم مدعي آن مي باشند مربوط به تاريخ 23 جولاي مي باشد كه فقط براي پرده گذاشتن به گزارش 21 جولاي است و در اين گزارش ، يعني 21 جولاي آقاي فريديان رسما خواستار توقف عمليات از شركت ATP بوده اند كه در آينده حتما در اختيار مراجع قضايي قرار مي گيرد و به استحضار خوانندگان عزيز ميرسد ولي براي آگاهي بيشتر توجه شما را به ايميلي در تاريخ 25 جولاي كه در پي درخواست پدرام از شركت ATP كه چرا هيچگونه عمليات امدادي براي سامان انجام نمي شود در صورتي كه ايتالياييها كه در رخ ديگر نانگا پاربات در همين زمان گرفتار شده بودند و در تاريخ 23 جولاي نجات پيدا كردند و هلي كوپتر توانست كه تا ارتفاع 6000 متري براي آنها پرواز كند و جوابيه اين شركت در پاسخ به ايميل پدرام :

Ø Date: Friday, July 25, 2008, 6:36 PM

Ø >
> We were told to drop 4 climbers to locate him on the
> mountain. We dropped
> them on 20 Jul. After that we have not received any request
> for helicopter
> search. You may like to contact Mr Naik Nam for further
> details on.
> We are waiting for them to give us fresh orders about
> search.
>
> We pray to Allah for the safety of your relation. Ameen.
>

همانطور كه مي بينيم بعد از 20 جولاي هيچ درخواستي جهت امداد و در اختيار قرار گرفتن هلي كوپتر از جانب تيم ايراني از شركت ATP انجام نگرفته بود و آنها منتظر سفارش تازه اي براي از سر گرفتن عمليات امداد بودند كه هيچگاه اين امر ميسر نگرديد چون آقاي فريديان به طور كامل عمليات امداد را در تاريخ 20 جولاي متوقف نموده بودند و تصوير اين گزارش در روز 21 جولاي در اختيار فدراسيون كوهنوردي قرار گرفت.

- واقعا اين قهرمان بزرگ ما "سامان عزيز" چه حرفهايي براي گفتن داشت و چه اتفاقي در آن بالا رخ داده بود كه اعضاي تيم و دماونديها اين همه از برگشت او واهمه داشتند، كه اين تيم دستپاچه با تمام قدرت و سرعت سامان را ترك و رها كردند و خود را به بيس كمپ رساندند و در اين مدت جلوي هر گونه عمليات امداد را براي سامان گرفتند. انشاالله در آينده نزديك تما مي مسائل روشن خواهد شد. و تنها جاي يك سوال وجود دارد كه اگر به جاي سامان اتفاقي براي يكي ديگر از اعضاي تيم مي افتاد باز به همين صورت با مسئله برخورد مي كردند. جواب اين سوال را دماونديها و همه افرادي كه در اين روز ها كاسه داغ تر از آش شده اند با مراجعه به وجدان خود بدهند !؟

گروه كوهنوردي قاجر قروه كردستان

چهارشنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۸۷

پروژه گل سنگ ها در یوسمیتی



پارک یوسمیتی و پروژه گل سنگ ها






پارک ملی یوسمیتی در ایالات متحده برای مطالعه بر روی گل سنگ هایی که روی سنگ ها و دیواره ها رشد میکنند از سنگ نوردان درخواست همکاری میکند.
کسانی که برای این کار در طول روزهای اول تا 21 سپتامبر 2008 (یک روز یا بیشتر) داوطلب میشوند از امکان کمپینگ رایگان برخوردار میشوند و کار بر روی این پروژه و ملاقات با دیگر سنگ نوردان را تجربه میکنند.




دیو موریس رییس کمیته حفاظت از کوههای UIIA میگوید که: سنگ نوردان میدانند که رنگ و بافت سنگها بطور چشمگیری با گل سنگ هایی که بر روی سطح آنها رشد میکنند ارتباط دارد و این یک فرصت طلایی برای سنگ نوردان است تا در مورد محیط کوهستان بیشتر بیاموزند و نشان دهند که سنگ نوردی و حفاظت از محیط زیست چگونه میتوانند با یکدیگر همکاری داشته باشند.

گل سنگ ها بهترین نشانگر سلامت اکوسیستم و بویژه کیفیت هوا و آب و تقییرات آن هستند و بنابراین اجرای این پروژه کمک میکند تا شرایط پارک های ملی و عوامل تهدید کننده آنها را بهتر و بیشتر شناسایی کنیم.

تمام سنگ نوردان با تجربه میتوانند داوطلب این کار بشوند ولی شکی نیست که این پروژه برای کوهنوردانی که سابقه ای از زیست شناسی داشته باشند جالبتر خواهد بود.

اهمیت حضور کوهنوردان در این پروژه از این رو است که آنها قادرند نمونه هایی را در بلندای کوهها و صخره ها مشاهده و یا جمع آوری کنند که دیگران قادر به انجام آن نیستند.

این پروژه که از سال گذشته (2007) آغاز شد شاهد خوبی است از چگونگی یک همکاری موثر بین جامعه سنگ نوردان و فعالین محیط زیست و دانشمندان.


منبع:UIAA
http://www.theuiaa.org/news_106_Climbers-to-help-scientists-with-Yosemite-lichen-project

سه‌شنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۸۷

کوهنوردان، همياران کارشناسان محيط زيست



سخنان افسانه احسانی در نشست شهریور انجمن کوهنوردان ایران


کوهنوردان که امکان حضور در قلل مرتفع را دارند مي‌توانند، از گياهان و جانوران ارتفاعات عکاسي و فيلمبرداري کنند و گزارش مشاهدات خود را با ذکر مکان و زمان دقيق در اختيار کارشناسان محيط زيست و اکولوژيست‌ها قرار دهند.

در هفتادمين نشست انجمن کوهنوردي ايران که به موضوع اکوتوريسم پرداخته شد، افسانه احساني مدرس اکوتوريسم ضمن بيان اين مطلب و با اشاره به به موضوع توريسم پايدار، تفاوت طبيعت‌گردي و اکوتوريسم و جايگاه اکوتوريسم در صنعت جهانگردي گفت: از آنجايي که متاسفانه هر سفري به طبيعت در نگاه بيشتر مردم اکوتوريسم خوانده مي‌شود، مشخص شدن جايگاه واقعي اکوتوريسم و تفاوت آن با طبيعت‌گردي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است .

هر سفري که در طبيعت انجام مي‌شود در تعريف اکوتوريسم نمي‌گنجد. اکوتوريسم به معناي سفري مسئولانه به طبيعت است که حافظ طبيعت بوده و به بهبود زندگي جامعه محلي کمک مي‌کند. مسلما افرادي که در طبيعت به تخريب آن مي‌پردازند، گياهان را نابود مي‌کنند، آرامش جانوران را به هم مي‌زنند، زباله‌هايشان را در طبيعت رها مي‌سازند، بي‌دليل در طبيعت آتش روشن مي‌کنند و هيچ گامي در جهت بهبود زندگي جامعه بومي برنمي‌دارند اکوتوريست نيستند و سفر آن‌ها جزو سفرهاي اکوتوريستي محسوب نمي‌شود. اکوتوريست‌ها حافظان طبيعتند.

کوهنورداني که براساس اصول پايداري سفر مي‌روند نيز جزو اکوتوريست‌ها محسوب مي‌شوند. اکوتوريست‌ها تلاش مي‌کنند که حداقل اثر منفي بر طبيعت و فرهنگ جامعه ميزبان داشته باشند . آن‌ها بر اساس اصول توريسم پايدار گام بر مي‌دارند. آنچه اهميت دارد اين است که علاقمندان به طبيعت در هر شاخه‌اي که فعال هستند بايد دست به دست هم دهند تا نگذارند طبيعت بيش از اين دچار بي‌مهري انسان شود.

کوهنوردان که امکان حضور در قلل مرتفع را دارند مي‌توانند به کارشناسان حيات وحش کمک کنند. از گياهان و جانوران ارتفاعات عکاسي و فيلمبرداري کنند و گزارش مشاهدات خود را با ذکر مکان و زمان دقيق در اختيار کارشناسان محيط زيست و اکولوژيست‌ها قرار دهند. اين حرکت مي‌تواند به ثبت گونه‌هاي جديد گياهي و جانوري کشورمان منجر شود.

کوهنوردان مي‌توانند با خريد نيازهاي سفر خود از مردم بومي منطقه به بهبود زندگي آنها کمک کنند. اصولا روستاهايي در حوالي مناطق کوهستاني دور از دسترس وجود دارد که اين روستاها معمولا از امکانات کافي برخوردار نيستند. بنابراين حضور اکوتوريست‌هاي کوهنورد مي‌تواند به ارتقاي سطح زندگي آنها کمک کند. آنها مي‌توانند از خانه‌هاي محلي، غذاهاي محلي، صنايع دستي بومي منطقه و ساير امکانات بومي بر اساس نياز خود استفاده کنند. البته اين موضوع حساسيت‌هاي خاص خود را دارد به طوري که همواره بايد خدمات ارائه شده از طرف جامعه ميزبان هماهنگ با هزينه‌ها باشد .

اين توافق بايد دو طرفه باشد و طرفين از اين موضوع راضي باشند تا بتواند روند پايداري بر اساس اصول توريسم پايدار داشته باشند. از طرفي تشکيل صندوق‌هاي بومي توسط جامعه ميزبان جهت توزيع عادلانه درآمد و ارائه خدمات براي کل روستا و نه تنها براي يک خانواده و يا يک فاميل از اهميت بسيار مهمي برخوردار است.

به نقل از میراث آریا

یکشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۷

نشست شهریور




نشست 70 ام انجمن روز دوشنبه 18 شهریور 87 از ساعت 17 تا 20 در سالن ورشو برگزار شد.
از مدتی پیش اختصاص یک نشست به کوه پیمایی و حضور در طبیعت در دستور کار انجمن بود تا نوبت آن به جلسه شهریور رسید.


بخشی از سالن محل نشست


برای موضوع جلسه با چند نفر از کارشناسان صحبت کردیم و سلیم شالوم درخواست ما را برای بیان مطالبی در این خصوص با روی باز پذیرفت.


سلیم شالوم در حال بیان آموزه ها در کوهنوردی

یکی دیگر از کسانی که با او صحبت کردیم مدیر یکی از شرکتهای طبیعت گردی بود که در آخرین روزها بدلیل هم زمانی با ماه رمضان انصراف داد و در این زمان با شناختی که از قبل از شرکت آوای طبیعت پایدار داشتم بخش سفر به طبیعت با عنوان توریسم پایدار را خانم افسانه احسانی از مدیران این شرکت با صمیمیت عهده دار شد.


افسانه احسانی و توریسم پایدار

در این جلسه سعی کردیم تا:
  • پس از ماهها بخش اخبار کوهنوردی را دوباره راه اندازی کنیم که من این کار را در 3 موضوع کوهنوردی ایران ، کوهنوردی جهان و محیط زسیت طبفه بندی و اجرا کردم .
  • گزارش مدیران ماهها بود که به دلیل کم بودن وقت و یا مشکلات دیگر ارایه نشده بود و در این جلسه از دبیر انجمن ، عباس محمدی خواستیم تا این گزارش را تقدیم حاضرین کند و این کار هم به خوبی انجام شد.
  • تلاش کردیم تا جلسه سر وقت آغاز شود و به موقع پایان گیرد ، جلسه را با تاخیر 5 دقیقه ای شروع کردیم و در ادامه با هوشیاری مجری (حامد جصاری ) همه قسمتها منظم و سر وقت اجرا شد.


حامد جصاری مجری جلسه

مدتها بود که میخواستم در مورد کار داوطلبانه صحبت کنم و در این جلسه فرصت آن پیش آمد و این مقوله به همراه معرفی سایت ویکی پاکوب موضوع بخش دوه حضور من روی سن بود.


معرفی ویکی پاکوب

بخش پایانی جلسه یعنی توریسم پایدار بسیار خوب و چشمگیر بوسیله افسانه احسانی اجرا شد و این انگیزه خوب را به ما داد تا توجه به توریسم پایدار را تا جای ممکن در بخشی از نشست ها در دستور کار داشته باشیم.

پذیرایی و افطاری با نان و پنیر و خرما و چای و البته آش رشته پایان بخش کار بود.


عکس ها از آرام کوه

چهارشنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۷

صلح ، شادی و دوستان واقعی



با خاموش شدن مشعل المپیک پکن در 24 اوت 2008 و با فراخوان UIAA صدها کوهنورد جوان از سراسر جهان مشعل هایی را بر فراز کوهها افروختند تا ارزش های المپیک را زنده نگاه دارند.

ژیدنکا میهلیچ از کمیسیون جوانان UIAA میگوید که احساس و هیجانی که ما و دوستانمان بر فراز قله های مختلف جهان در یک روز و یک ساعت داشتیم بی نظیر بود.

در یونان جوانان محلی به کوهنوردانی از کره جنوبی ، اسپانیا ، ایتالیا و چین پیوستند و به کوه المپ (2،917متر) صعود کردند و مشعلی را افروختند.

بارش برف تازه مانع صعود جوانان به قله 2846 متری تریگلاف (بلندترین کوه اسلوونی) شد ولی آنها در عوض تصمیم گرفتند مشعل هایی را بر فراز چندین قله دیگر بیفروزند;





در جمهوری ماسدونیا جوانان کوهنورد ده قله بالای 2000 متر را در هوایی خوب صعود کردند ، جوانترین آنها ماریای 7 ساله و کرسیتینای 8 ساله بودند که به قله تومبا بلاسیکا صعود کردند.

در اوکراین گروهی از جوانان مشعلی را به طوز نمادین بالای کوه گوورلا (2058 متر) افروختند ، الکساندر زایدلر از فدراسیون کوهنوردی اوکراین میگوید: جوانان ما به فراخوان کمیسیون جوانان UIAA پاسخ دادند.


کلوب کوهنوردی آفریقای جنوبی شرکت کنندگان جوانی را دعوت کرد که که معمولا کوهنوردی نمی کنند مانند خانه کودکان ژوهانسبورگ ، گروه جوانان کلیسا ، سازمان جوانان و پیشاهنگان ، جنی پاترسون از کلوب کوعنوردی آ ج میگوید: در آفریقای جنوبی گویی همه شادمان بودند ، جوانان قله کوه Lion را صعود کردند و برای کودکان زیر 8 سال هم یک اتفاق خاص! صعود به قله برونبرگ.

بخشی از پیام جوانان کوهنورد

ما به تمام کوهنوردان و به همه مردم در سراسر جهان پیام صلح و دوستی ، عشق ، احترام و یگانگی و شادی و سرور میفرستیم ، آرامش ، نشاط و دوستان واقعی را در کوهها بیابید،
بیایید صلح و دوستی را از بلندای کوهها در میان دره ها و در بین تمامی انسانها بگسترانیم.


منبع:UIAA
http://www.theuiaa.org/news_104_UIAA-youth-mark-Olympic-peace

شنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۷

نشست شهریور

هفتادمین نشست ماهانه انجمن کوهنوردان ایران
روز دوشنبه 18 شهریور 87 از ساعت 17 تا 20
مرکز همایش های غیر دولتی - خیابان ویلا - نبش ورشو
موضوع
دیدار عمومی
اخبار کوهنوردی
گزارش هیات مدیره - عباس محمدی
کوهنوردی - آموزه ها و بدآموزی ها - سلیم شالوم
کار داوطلبانه و معرفی سایت ویکی پاکوب - عباس ثابتیان
توریسم پایدار - افسانه احسانی
پذیرایی و افطار