شنبه، تیر ۰۸، ۱۳۸۷

سیزدهم تیر ، جشن تیرگان و روز ملی دماوند



سلام ای شکوهمند!
سلام ای ستیغ صبح خیز سربلند
به یال و بال و دره ها و دامنت درود
به چشمه های پاک و روشنت درود
تن تهمتنی و قلب آهنیت استوار
درشتی ات بجای بی گزند

" سیاوش کسرایی "



چهارمین همایش

روز ملی دماوند ؛ سیزدهم تیرماه

گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران ، چهارمین همایش سالانه به مناسبت روز ملی دماوند را در روز جمعه 14 تیرماه 1387 از ساعت 14 تا 17 در سالن ارشاد شهر رینه برگزار

می کند ؛

* جستار در مورد جشن تیرگان دکتر رضا مرادی غیاث آبادی (اختر باستان شناس)

* ثبت دماوند در فهرست آثار ملی مهندس قمی ( کارشناس ثبت آثار طبیعی سازمان میراث فرهنگی )

* میراث فرهنگی و مسوولیت جهانی پروفسور داود هرمیداس باوند (استاد روابط بین الملل)

* عامل های تهدید دماوند عباس محمدی (مدیر گروه دیده بان کوهستان)

* و سخنانی از زبان اعضای شورای شهر رینه در مورد مشکلات دماوند

* اجرای موسیقی محلی مازندران

حضور طبیعت دوستان را در این همایش گرامی می داریم

برنامه های دیگر به مناسبت روز ملی دماوند

* نمایشگاه عکس کوه و طبیعت ؛ 5 تا 13 تیرماه ، تهران – فرهنگسرای بهمن

*همایش ؛ 12 و 13 تیرماه ، فرهنگسرای بهمن

* نمایشگاه عکس چشم اندازهای دماوند ؛ 13 تا 20 تیرماه ، تهران - فرهنگسرای نیاوران

انجمن کوه نوردان ایران ، در تمامی این برنامه ها مشارکت دارد .

انجمن کوهنوردان ایران

دیده بان کوهستان


چهارشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۸۷

چرا برودپیک؟





در طول دو هفته اخیر 3 تیم کوهنوردی برای صعود به قله برودپیک عازم فرودگاه امام شدند و این موضوع انگیزه طرح نکاتی شد که شاید ذهن همه ما را به نوعی مشغول خود ساخته است.

انجام کارهای تکراری گویا رسم و راه مسلط در این کشور شده است و این موضوع نه تنها در عرصه ورزش که در بسیاری از امور دیگر هم بسیار دیده میشود ، از اختراع یک ماشین و یا دستگاهی که خبر آن با آب و تاب فراوان منتشر میشود و حتی گزارشگران تلویزیون و رادیو به سراغ مخترع جوان و معمولا نوجوان میروند و شما وقتی میبینید که این مخترع جوان و یا نوجوان مثلا هواپیمای مدل اختراع کرده است هاج و واج میشوید چون هواپیمای مدل دست کم از 4 دهه پیش در ایران ساخته میشده است و حتی آموزشگاه های هواپیمای مدل از دهه 50 در ایران فعال بوده اند ، انجام تحقیقات علمی از جمله اموری است که با صرف هزینه های هنگفت صورت میگیرد و در بیشتر مواقع چیزی جز تکرار آزمون های دیگر دانشمندان در گوشه و کنار جهان نیست ، امروزه اگر شما بخواهید مثلا در یک کشور غربی تحقیق تازه ای داشته باشید برای دریافت بودجه از دانشگاه و یا سازمان تحقیقاتی در درجه اول باید نو و غیر تکراری بودن آن را ثابت کنید و این البته کار سختی نیست چون در حال حاضر اکثر سازمان های علمی و تحقیقاتی ، دانشگاه ها و یا نشریات علمی در زمینه های تخصصی خود آن چنان به هم مربوط هستند و اطلاعات با چنان سرعتی مبادله میشود که شما با شروع هر پروژه جدیدی به سرعت در می یابید که رقبا و یا همکاران شما در سراسر جهان کیانند و کار دشوارتر میشود اگر شما به چند موش آزمایشگاهی هم نیاز داشته باشید و شاید دریافت اجازه برای آزمایش بر روی 10 عدد موش در کشور آلمان دشوارتر از گرفتن چند میلیارد تومان پول برای یک کار تکراری در سرزمین مادری ما باشد.

براستی چه انگیزه ای ما را به تکرار آزمون های دیگران وا میدارد؟

از موش گفتیم و یاد عملکرد درخشان شهرداری تهران افتادم در پرورش موش های غول آسا ، همه ما احتمالا در مورد قانون توارث آنگونه که مندل، کشیش انگلیسی ارایه کرد خوانده ایم و شنیده ایم ولی درست آنست که رنگ گل های نخود مندل و یا موش های سفید و سیاه و خاکستری نسل های اول و دوم و سوم هرگز با نسبتی که مندل بیان میکرد و به آن تمیزی و شفافیت وجود نداشت.

آیا دانشمندان هم دروغ میگویند؟

آیا کشیش مندل یک شارلاتان بود؟

آیا مندل این کار را برای دستیابی به شهرت و پول انجام داد؟

اگر دانشمندان برای توجیه عمل خود و یا برای کسب شهرت و اعتبار دروغ بگویند و یا حداقل همه واقعیت را نگویند، آیا فدراسیون های ورزشی هم ممکن است این روش را برگزینند؟

آیا بیسوادی و نا آگاهی مردم است که دروغ گویان را تشویق میکند؟

آیا دروغ گویی و یا سر و صدا و هیاهو ، برای پوشاندن بی عملی است؟

بیت المال چیست ؟

نمی خواهیم و مجبور نیستیم به رساله ها و کتاب های قانون و قضا مراجعه کنیم ، بیت المال همان سرمایه ملی است ، سهم من و تو است از ثروتی که در این سرزمین نهفته است و البته دشوار نیست دانستن اینکه
بودجه ورزش و فدراسیون های ورزشی از کجا بدست می آید؟

بدیهی است از سهم من و تو از همان ثروتی که گفتیم ،از نفتی که از دل زمین بیرون میکشیم و میفروشیم .

سازمان تربیت بدنی به گفته خود در سال گذشته 1.7 میلیارد تومان فقط به تیم فوتبال پرسپولیس پرداخت کرده است و دست کم همین مبلغ را هم به استقلال ، به بیان دیگر من و تو در سال گذشته نزدیک به 4 میلیارد تومان پول فقط به پرسپولیسی ها و استقلالی ها داده ایم تا این آقایان محترم به یکدیگر گل بزنند و یکی در لیگ و یکی در جام حذفی اول بشوند و اسباب آرامش درونی ما ایرانیان فراهم گردد و خدای ناکرده ما از ناکامی دو تیم محبوب پایتخت سرزمین مادری ناراحت و پریشان و افسرده نشویم و خوب اگر این فوتبالیستها کمی بی تربیت باشند و در استادیوم لات بازی درآورند و بر سر این پولی که من و تو از سرمایه ملی خود به انها پرداخت میکنیم ، به یکدیگر ناسزاهای ناموسی هم بدهند ، خوب این اشکالی که ندارد هیچ ، نمک زندگی ما هم به حساب می آید.

بودجه فدراسیون کوهنوردی از کجا می آید؟ روشن است ، از همان منبع بیکران و سخاوتمند


  • قله فرعی برودپیک در تلاشی مستقل و بدون حمایت دولتی توسط کاظم فریدیان و رامین شجاعی در سال 1385 صعود شد.
  • قله گاشربروم 1 در سال 1386 بوسیله مهدی اعتمادفر در تلاشی مستقل و بدون حمایت دولتی صعود شد.
  • تیم دولتی (فدراسیون ) در سال 1386 در صعود به قله برودپیک ناکام ماند.
رییس فدراسیون کوهنوردی در اولین صحبت های خود پس از انتخابات گفت که این فدراسیون برنامه ای برای صعود به 8000 متری ها ندارد اما چه شد که اندکی پس از این سخنان ، پروژه برودپیک بر روی میز رییس بود؟

آیا فدراسیون بعدا به این نتیجه رسید که صعود به 8000 متری ها کار خوبی است و این که ما (فدراسیون ) قبلا گفته بودیم به 8000 متری ها صعودی نخواهیم کرد اشتباه بوده است؟

آیا صعود به 8000 متری ها برای ما اعتبار و شهرت و مقبولیت به همراه می آورد ؟

آیا صرف هزینه این صعود برای سر و سامان دادن به کوهنوردی شهرستان ها اعتبار بیشتری برای فدراسیون به همراه نمی آورد؟


چرا برودپیک؟

چرا برودپیک را انتخاب کرده ایم که قبلا صعود شده است ؟

چرا قله 8000 متری دیگری را که قبلا توسط ایرانیان صعود نشده است برنگزیدیم؟

آیا صعود به برودپیک از سایر 8000 متری ها آسان تر است؟ و اگر چنین باشد آیا به همین دلیل فدراسیون این قله را انتخاب کرده است ؟

آیا اگر پاسخ سوال بالا آری است ما سال های سال مرتب به برودپیک میرویم و هی افتخار پشت افتخار از بابت آن کسب میکنیم ؟

وزارت کار چرا کوهنوردان را به 8000 متری ها میفرستد؟

آیا این وزارتخانه هیچ کمبودی ندارد و درد بیدردی وادارش ساخته تا به فتج برودپیک بروند؟

پول و هزینه برودپیک وزارت کار از کجا می آید؟

آیا وزارت کار هم برای کسب اعتبار باید پروژه مشابهی را به اجرا گذارد؟

آیا کارگران ایران به افتخار صعود به برودپیک بیشتر از امکانات ورزشی همگانی نیاز دارند؟

اراکی ها و استان مرکزی ها هم به برودپیک میروند

اگر اراکی ها هم با پشتیبانی سازمان ها و شرکت های دولتی به برودپیک میروند همین سوال ها را ار آنان هم می پرسیم.

ولی سوال مشترک از اراکی ها :
چرا برودپیک ؟
چرا برودپیک از همان مسیر؟
چرا کار تکراری؟

خراسانی ها هم گویا به برودپیک میروند ، اگر خبر درست باشد ، سوال های بالا را از آنها هم بپرسید.

پرسش های دیگری هم در ذهن من و تو شکل میگیرد:

آیا اعزام این تیمها با هزینه های سنگین برای پیشبرد کوهنوردی ایران مفید است ؟

انتخاب و اعزام تیم های فدراسیونی آیا المپیاد بازی آموزش و پرورش را به یاد شما نمی آورد؟

آیا عدم برنامه ریزی و فقدان برنامه های آموزشی در فدراسیون و یا کمیته هیمالیا نوردی آن دلیل رویکرد به کارهای تکراری است؟

آیا فدراسیون و کمیته هیمالیا نوردی آن به دنبال صعود های امن و ساده است؟

و سرانجام آیا این عملکرد مورد تایید جامعه کوهنوردی است ؟


سه‌شنبه، تیر ۰۴، ۱۳۸۷

سفر

دوستان سلام

سفر و کار فرصت پست جدید رو گرفته
هر چند سرگرم یکی دو سوژه هستم

تا هفته آینده
همگی خوب و خوش باشید

چهارشنبه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۷

ورزاب ها

این هفته به ورزاب ها صعود خواهیم کرد
قرار ساعت 0500 فلکه 4

تغییرات آب و هوایی در کره زمین







مشاهده این تصاویر که همگی از منطقه هیمالیا هستند و مقایسه آنها تغییرات آب و هوایی قابل توجه و خطرناکی را هشدار میدهند ، لازم به یادآوری نیست که این اتفاق در سرزمین ما ایران هم روی داده است و مقایسه تصاویر مناطق طبیعی مانند یخچال علم کوه در 3 یا 4 دهه پیش و وضعیت کنونی آن این موضوع را ثابت میکند.
آیا تا دو یا سه دهه دیگر نشانی از یخچال های صبیعی در ایران خواهیم یافت؟؟

تصاویر را اینجا ببینید:
http://pakoob.com/uploads/Climbatology_Photo_Pairings_Web_Version.pdf


منبع:American Alpine Club

سه‌شنبه، خرداد ۲۸، ۱۳۸۷

کلاس آموزشی : اصول تغذیه در ورزش کوه نوردی




این کلاس آموزشی روز دوشنبه ٢٧/خرداد /٨٧ از ساعت ١٨ الی ٢٠ ، در محل دفتر انجمن کوه نوردان ایران ، برای دوستان عزیز در گروه کوه نوردی نمونه برگزار گردید . (کلاغها)

من هم فرصت کردم تا در این کلاس شرکت کنم و آن را بسیار مفید یافتم ، بنظرم برگزاری این کلاس برای همه گروه های کوهنوردی لازم است و کوهنوردی را برای ما ساده تر و شیرین تر خواهد کرد.

عکس از وبلاگ کلاغها


شنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۷

کلون بستک



کلون بستک را از سمت دیزین صعود نکرده بودیم و این فرصت خوبی برای این تجربه بود، با 3 ماشین به سمت گردنه دیزین حرکت کردیم و ترسیده به گردنه ، جاده خاکی خوب و عریض مخابرات را ادامه دادیم تا مخابرات و پارکینگ بزرگ جلوی آن.
ساعت 0645 از مخابرات به ارتفاع 3428 متر حرکت را آغاز کردیم و با دو توقف 10 دقیقه ای در بین راه ساعت 0925 به کلون بستک به ارتفاع 4145 متر رسیدیم.
دوستان معتقد بودند که این صعود نبود و فقط یک گلابی بود
رانندگان ترجیح دادند مسیر رفته را برگردند و بقیه به سمت سرکچال ها روان شدند
قرار بعدی در میدان سپیدستون بود و ساعت 1430 کار در این میدان خاتمه گرفت.




از زیبایی های این مسیر نمای وهم آلود و پرکشش دماوند در شرق و تخت سلیمان و علم کوه در غرب بود ، در عکس ها ببینید!
http://www.pakoob.com/uploads/KoloonBastak240387



پاکوب مسیر ثبت شده با جی پی اس
http://www.pakoob.com/uploads/13870324%20@%20KolunBastak.gdb


همراهان این برنامه
مسلم زمانی نژاد، امیرجسین زمانی ، امیر جالب ، وجید افشارمنش ، تقی صالحی ، علی صالحی ، فریدون عشقی ، مهدی کاسبیان ، کاوه کاسبیان ، آرش مرادی ، رضا توانا ، فراز قلی بیگی و عباس ثابتیان




شاهزاده های باشگاه دماوند

کیومرث بابازاده در نشست 67 انجمن روز سه شنبه 27 خرداد 87 در بین سخنان خود آنجا که از نبود تجهیزات در دهه چهل میگفت چنین اشاره ای داشت:


شاهزاده های باشگاه دماوند!!!

من متوجه منظور او نشدم
دماوندی ها مگر شاهزاده بودند؟
یا بقیه گدا بودند؟
یا اینکه بقیه گدا نبودند و فقط آنها شاهزاده بودند؟

آقای بابازاده سخنان و خاطرات شما خیلی شیرین و شنیدنی بود، ولی این قسمتش رو نگرفتم !!




چهارشنبه، خرداد ۲۲، ۱۳۸۷

کلون بستک


جمعه 24 خرداد 87 به کلون بستک میرویم

5 صبح از فلکه 4 تهران پارس



جوپار - جی پی اس مسیر

دوستان مسیر اصلاح شده برنامه جوپار که به کمک امیر عزیز انجام شده است از لینک زیر در دسترس است.
اگر ایرادی و یا مشکلی بود لصفا اعلام کنید.

http://pakoob.com/uploads/13870314-15%20@%20Jupar.gdb

دوشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۷

جوپار


گزارش سفر به کرمان و کوه جوپار

کرمان را باید دید و دوباره و دوباره باید دید
کویر و کلوت هایش را
میمند و ماهانش را
بم و ارک فرو ریخته اش را
آتشکده ها و آسمان پر ستاره اش را
مردم صمیمی و گرم شهرها و روستاهایش را
هزار و لاله زارش را
و جوپار سرکش و سخت و زیبایش را



نمایی از خط الراس وحشی و بکر جوپار


سه شاخ بزرگ از روی شاخ شکسته


صعود به جوپار در روزهای 14 و 15 خرداد 87 انچام شد
بر اساس برنامه ریزی قبلی ساعت 1730 روز دوشنبه 12 خرداد در ایستگاه راه آهن تهران جمع شدیم تا با قطار سبز کرمان سفر را آغاز کنیم.
2 نفر از همراهان با اتوبوس و 8 نفر بقیه با قطار میرفتیم که یکی از 8 نفر به قطار نرسید و تلاش برای تماس با تلفن همراه او به جایی نرسید و او را (امیر) جامانده فرض کردیم.
ساعت 1815 همه در قطار نشسته بودیم و منتظر حرکت ، اکثر دوستان مدت زیادی بود که سفری با قطار انجام نداده بودند ، من هم آخرین سفرم زمستان 85 از یزد به تهران بود و بنابراین کمی هیجان داشتیم، سرانجام قطار با 5 دقیقه تاخیر به حرکت درآمد.
چای و میوه و تنقلات و فرصت خوبی برای تمرین گره ها روی طناب های انفرادی
ساعت 0930 روز 3شنبه 14 خرداد به کرمان رسیدیم و پس از ملحق شدن دو نفری که با اتوبوس آمده بودند در میدان آزادی و خریدی مختصر، به خانه یکی از دوستان کرمانی رفتیم و پس از تقسیم بارها و بستن کوله ها آماده حرکت شدیم.
روز اول
ساعت 1300 با دو دستگاه پیکان سواری به سوی قناقستان (در مسیر ماهان ) و نقطه آغاز برنامه حرکت کردیم.
ساعت 1400 کوله ها را به دوش گرفته و برنامه رسما شروع شد ، ابتدای مسیر از بستر رودخانه خشکی میگذرد و ما آرام آرام به تنگ وارد میشویم و بستر رودخانه باریک و باریک تر میشود ، ساعت 1546 به دیواره ای با شیب خفته رسیدیم - راهروی رجب .
راهرو با شیب حدود 75 تا 80 درجه و ارتفاع 55 متر را با احتیاط صعود کردیم (1630) و از بالای راهرو در مسیر پاکوب قرار گرفتیم که به سمت جنوب امتداد دارد - در ادامه به دره ای سنگی میرسیم به نام خرپر(kharpar) که بخش هایی از آن میخ کوبی و کابل کشی شده است و ما به صلاحدید سرپرست برنامه مسیر سنگی به ارتفاع حدود 3 متر را صعود کرده و به کابل ها اعتماد نکردیم و پس از گذر از خرپر دوباره در پاکوب قرار گرفتیم که تا پناهگاه ادامه دارد ، ما اما ترجیح دادیم که در مسیر صعود قرار بگیریم و به جای رفتن به پناهگاه به سمت جنوب غربی رفتیم و در محل یخچال کیش و در کنار یک چشمه اتراق کردیم.
چای و سوپ و خورد و خوراک ، جوک و گفت و شنفت و ترانه و نم نمک شب و سکوت و آسمان ابری جوپار
کوله های حمله را قبل از خواب بستیم و به درون کیسه خواب ها رفتیم.

روز دوم
بیدارباش ساعت 0400 و ساعت 0500 جرکت آغاز شد و پس از ساعتی به گذر سنگی و دشوار مسیر قیف مصیبت رسیدیم (ساعت 0555) و ساعت 0705 به بالای قیفی رسیدیم که شیب آن در بعضی از قسمت ها به بیش از 70 درجه میرسید و با عبور از آن 430 متر ارتفاع گرفتیم.
بر فراز قیف صبحانه خوردیم و دوباره به راه افتادیم، بعد از قیف مسیر در امتداد شمال ادامه می یابد و در ارتفاع 3822 متری جان پناهی با یک دیوار و در پناه سنگی بزرگ ساخته شده است که از کنار آن میگذریم و در ادامه پس از عبور از چار گردن ساعت 0906 به گردنه شاخ شکسته به ارتفاع 4037 متر میرسیم و قله از اینجا چه پر هیبت و دست نیافتنی مینماید!
استراحتی کوتاه و فرود از گردنه و دوباره رو به سوی قله و سرانجام 0950 برفراز سه شاخ بزرگ 4125 متر قرار گرفتیم.
فریاد شادی ، گرمی آغوش همنورد و تبریک و سرود
مسیر بازگشت همانطور که در پاکوب مسیر میبینید با مسیز رفت فرق میکرد و ما در واقع از مسیر زمستانی بازگشتیم و 1230 دوباره بالای قیف بودیم که باید از آن پایین بروید تا بدانید چرا به آن قیف مصیبت نام داده اند و بیشترین بخش زمان فرود در همین قسمت سپری میشود ، وجب به وجب و سرانجام ساعت 1430 دوباره در مجل چشمه ، زمان صعود از چشمه تا قله 4 ساعت و 50 دقیقه و فرود از قله تا چشمه 4 ساعت و 15 دقیقه!.
ناهار و استراحت و ساعت 1600 کوله ها بر دوش راه بازگشت پیش میگیریم و 2030 به مجل شروع برنامه میرسیم جایی که دو تا پیکان منتظر ما هستند.

جالب!!

روی قله از سمت شاخ شکسته گروهی را دیدیم که به سمت قله در حرکت بودند و از بین آنها کسی سرپرست فنی یعنی وحید را صدا میکرد، چه همتی! چه اراده ای! نفر جامانده از گروه، امیر جالب خود را با اتوبوس به کرمان رسانده بود و تنها به سمت پناهگاه آمده بود و با شیرازی ها همراه شده بود ، عقب دار منتظر او ماند و نفر دهم هم قله را صعود کرد. آفرین به تو امیر!

رجب

در بازگشت سرپرست تیم پس از مشورت با افراد تیم و بویژه سرپرست فنی تصمیم گرفت که از راهرو رجب فرود نرویم و بنابراین همانطور که در پاکوب مسیر میبینید ما از مسیر دیگری برای برگشت استفاده کردیم.

همراهان این برنامه

فریدون عشقی ، محمود حسینی ، سینا دهقانی ، محمد صنعت کار ، کامران حسین خانی ، امیر جالب ، مهدی کاسبیان (سرپرست) ، وحید افشارمنش (سرپرست فنی) ، امیرحسین زمانی (عقبدار) و عباس ثابتیان (مسوول تدارکات)

عکس ها را از اینجا دانلود کنید:
www.pakoob.com/uploads

مسیر ثبت شده با جی پی اس را از اینجا دانلود کنید - نام فایل ip3.gdb


فرصت خوبی تا گره ها را تمرین کنیم



آماده حرکت


گرمای هوا و بار سنگین و رادیاتور جوشان پیکان



به سوی جوپار



در حال صعود از راهرو رجب



بر فراز قیف مصیبت


جان پناه



قله چه پر هیبت و دست نیافتنی مینماید


بر فراز سه شاخ بزرگ




یکشنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۷

نشست ماه خرداد 87 انجمن کوهنوردان ایران



موضوع: سنگ نوردي داخل سالن

1- دیدار و پذیرایی * 30 دقيقه
2- درباره ي سنگ نوردي * رسول كشوري * 30 دقيقه
3- تاريخچه مسابقات سنگ نوردي در استان تهران و تيم ملي * آرتيمس فرشاد يگانه * 30 دقيقه
4- طرح و پيشنهاداتي براي پيشرفت سنگ نوردي داخل سالن ايران * محمود ايرواني * 30 دقيقه
5- تريبون آزاد * 30 دقيقه
6- معرفي و تقدير از برخي پيشكسوتان و جوانان تاثيرگذار * 30 دقيقه

زمان: سه شنبه 21 خرداد ماه 1387 از ساعت:17 تا 20

مکان: خیابان استاد نجات اللهی(ویلا)،نبش ورشو، ساختمان تشکل های غیر دولتی، سالن آمفی تئاتر2