چهارشنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۶

نوروز خجسته باد

عکس از عباس جعفری

ای دوست قسم به حق که زیباست

آینده ز ماست ، بی کم و کاست

آن عید که دیده ای نگرید

فردا گذرش به کوچه ماست



سه‌شنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۶

بازجویی نیکان!

بازجويی نيکان!

جلو بيا! می‌شنويم که مرد نيکی هستی.

خودت را نفروخته‌ای، اما صاعقه هم

که به خانه می‌زند خريدنی نيست.

به حرفت پايبندی، خوب، حرفت چه بوده است؟

راستگو هستی، عقيده‌ات را می‌گويی.

کدام عقيده را؟

شجاعی؟ دشمنت کيست؟

خردمندی؟ برای که؟

چشم بر منافع خود ندوخته‌ای؟

پس در پی منافع که می‌روی؟

دوستی خوب هستی،

آيا با مردم خوب هم دوستی می‌کنی؟

اينک گوش کن:

ما می‌دانيم

که دشمن مايی. به اين علت می‌خواهيم نابودت کنيم.

ولی به ملاحظه‌ی خدمتها،

و صفتهای خوب تو،

ديواری نيکو انتخاب کرده‌ايم که تو را بر آن واداريم،

و با تفنگی اعلا، رگباری از گلوله‌های خوب،

نثارت می‌کنيم و دفنت می‌کنيم

با يک بيل خوب در خاکی مرغوب


اندیشه های متی - برتولت برشت

شنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۸۶

نشست اسفند ماه انجمن و ..


آخرین جلسه عمومی انجمن در سال هشتاد و شش غروب 21 اسفند و با تعداد بیشتری از شرکت کنندگان و با نیم ساعت تاخیر تشکیل شد ، باران در وبلاگ واگویه هایم به صورت فشرده و فرامرز نصیری در کلاغ ها به صورت کاملتری به آنچه در این جلسه گذشت پرداخته اند و البته من هم آنجا بودم و نکاتی در این مورد و در حاشیه آن می نویسم.

باران چنین مینویسد:
آقا ما اومدیم یه بار دیگه همت کنیم و بریم انجمن، با هزار زور و آرتیس بازی از جلوی پلیس خیابون فرصت فرار کردیم و رفتیم تا کریم خان و ماشین و پارک کردیم و پریدیم پایین تا به قول معروف سر ساعت ۵ اونجا باشیم. خلاصه سر ساعت ۵ اونجا بودم اما جلسه کی شروع شد:۵:۲۹ دقیقه. خوب احتمالاً از نظر ما ها باید طبیعی باشه...

کلاغ ها
مجری جلسه جواد نظام دوست بود که سخنان خود را با پوزش از حاضرین ٬ بابت تاخیر نیم ساعته ٬ آغاز کرد و نشان داد که توجه به این موضوع ساده و در عین حال فراموش شده ( شعور عذر خواهی ) می رود که اندک اندک جای خود را در میان مسئولین و دست اندرکاران تشکیلاتی انجمن باز کند

باران....
خدا وکیلی چقدر این آقا نظام دوست حرف میزنه خستم کرد بعدشم بچه های خودمون(دماوندیها) با این فیلم به نظر من بی ربطشون بازم حوصلمو سر بردن...
....

بعد این آقا نظام دوسته هی رفت پشت تریبون و حرف زد آهان راستی اون موبایلشم که انگار آیکون {سایلنت یا ویبره} نداره

کلاغ ها
جواد نظام دوست فردی پرکار و زحمتکش در تشکیلات انجمن کــــوه نوردان محسوب می شود اما مجری خوبی برای نشست هائی این چنین نیست . از اظهار نظرهای شخصی و در اغلب موارد بی ربط ٬ حرکات نمایشی و مجموعه تلاش هائی ( یا به عبارت بهتر : دست و پا زدن هائی ) که او برای خنداندن جماعت و بامزه نشان دادن خود انجام می داد ...

باران...

کاظم فریدیان، اون آقا نظام دوست و ضایع کرد هزار تا و گفت: این کاغذا ارزش نداره و کاری که انجام میدن مهمه. تو سری بعدم فرخنده صادق، آقا کاظم و ضایع کرد و گفت درست که این کاغذا ارزش ندارن ولی نوشته های اینا برام مهمه...

کلاغ ها...
طنز دعوت از کیومرث بابا زاده و دعوت غیر منتظره ی او از کاظم فریدیان برای آمدن روی صحنه ! ... و طنز ژست نمایشی و مانند همیشه ریاکارانه ی فریدیان که وقتی حکم را برای اهدا به عضو تیم اعزامی به او دادند گفت : چون من برای این کاغذها ارزشی قائل نیستم بنابراین اونو نمی دم !!

شاهکار اصلی این مجموعه طنزها در قسمت بعدی و توسط یکی از کوه نوردان دستگاه دولتی یعنی فرخنده صادق ارائه شد !! او هنگام دریافت حکم عضویت اش در تشکل فرانسوی GHM حرف هائی زد که در ادبیات سیاسی رایج ـ و البته مبتذل ـ جامعه ی ما به آن می گویند مشت محکم !! و این بار بر دهان کاظم فریدیان


آرام کوه
خوب می بینیم باران که اولین بار مطلبی از او خواندم و کلاغ ها در مورد بعضی از اتفاق های آن شب دیدگاه و یا برداشت نزدیکی داشته اند و البته دیدگاه من و تعدادی دیگر که با آنها گفتگو کردم نیز بی شباهت به آن چیزی نیست که باران و نصیری گفتند...

دیر کردن ، با تاخیر شروع شدن جلسات ، کار نکردن پروژکتور و در این جلسه بی توجهی مسول نور سالن ، نرسیدن حکم یخ نوردان ، نرسیدن اخبار کوهنوردی ، همهمه بی ملاحظه در ورودی سالن و...و دیر آمدن رییس دیگر به هنجار جامعه تبدیل شده است و اگر امور بدیهی و درست به قاعده و مرتب و منظم انجام شود بهت زده میشویم آنچنانکه کلاغها از اینکه کیوان بصیریان سخنان خود را کوتاه و فشرده بیان میکند حیرت میکند و ما نیز وقت حرکت خود به نشست را طوری تنظیم میکنیم که پنج و ده ، پنج و بیست دقیقه برسیم ، خوب جلسه که زودتر شروع نمیشه!

ولی چرا سازمان مردمی که ما دوستش داریم ؟ چرا انجمن کوهنوردان ؟ چرا من و تو که مثل اینکه عاشق طبیعت هستیم ، با روزمرگی مخالفیم و ... ؟؟

انجمن کوهنوردان دچار کمبود نیرو است!
انجمن کوهنوردان یا بهتر بگوییم عباس محمدی تنها مانده است
برای کار تشکیلاتی ، برای روابط عمومی ، برای پیگیری عضویت اعضا و برای بسیاری امور دیگر داوطلب لازم است ، داوطلبی که از دیوار بالا برود و داوطلبی که قلاب بگیرد ، داوطلبی که پشت خم کند و داوطلب دیگری که از پشت او بالا برود و زنگ را به صدا درآورد!



و اما مشکلات گاهی آن چنان فشار خود را تحمیل میکنند که انجمن تنها راه بقا را در برگزاری دوره های آموزشی و کلاس های مختلف میبیند و بسته و خاموش بودن مهمترین مبادی ارتباطی انجمن با اعضا و علاقمندان یعنی سایت انجمن که هر روز خیل کثیری بی نتیجه به آن سر میزنند و سردی و کم رونقی جلسات ماهیانه دیگر به چشم نمی آیند تا آنجا که تعطیلی جلسه فروردین ماه به سنتی پابرجا بدل میگردد.

تعداد افرادی که از اولین روزهای تاسیس انجمن در آن عضو شده اند (آمار دقیق نیست ) برابر آنچه شنیده ام بیش از هزار نفر و اعضای حال حاضر آن کمتر از دویست نفرند و چرایی تمدید نشدن عضویت این یاران قدیمی پیگیری نشده است ، اطمینان کامل دارم که ارتباط ضعیف و غیر فعال با اعضا یکی از دلایل افت قابل توجه اعضاست در حالی که علاقمندان به کوه و کوهنوردی در ده سال گذشته چند برابر شده اند.

انتشارات که از دیگر راه های ارتباطی با علاقمندان است آن هم در حالی که فصل نامه کوه بیجا و ناشایست یکه تاز این عرصه است تا قبل از انتشار آخرین گاهنامه در بهمن ماه تقریبا تعطیل شده بود و تازه این هم باری است که عمدتا بر روی شانه عباس محمدی حمل میشود.
و باز هم میشود گفت و باز هم گفت اما....

سختی کار وتنهایی گاهی سبب میشود تا از یاد ببریم که انجمن یک سازمان مردمی است و اینجا حقوق و دستمزدی در کار نیست و از هر داوطلبی میتوان و باید کاری که میتواند بخواهیم تا عباس محمدی ناچار نباشد به تنهایی فکر کند ، نگران باشد ، تصمیم بگیرد ، بنویسد ، علوفه پراکنی کند ، دغدغه سد و درختان خرگوش دره را داشته باشد و سوراخ کاری دیواره علم کوه و...

داوطلب میخواهیم برای به صدا درآوردن زنگ ها!

دوشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۶

شصت و پنجمین نشست ماهانه انجمن کوهنوردان ایران


شصت و پنجمین نشست ماهانه انجمن کوه نوردان ایران

اخبار كوه‌نوردی 15 دقيقه
گزارش دوره‌ی آموزش امداد و نجات در ارمنستان سورن سپانيان 15 دقيقه
گزارش ديواره‌نوردی ويخ‌نوردی در فرانسه با سازمان GHM كيوان بصيريان 60 دقيقه
پذيرايی و استراحت 15 دقيقه
گزارش هيات مديره 15 دقيقه

گزارش صعود به قله ی نوشاخ – افغانستان مهدی عميدی - عظيم قيچی ساز 60 دقيقه

زمان: سه شنبه 21 اسفند‌ماه 1386 از ساعت:17 تا 20
مکان: خیابان ویلا، نبش چهارراه ورشو، ساختمان تشکل های غیر دولتی، سالن آمفی تئاتر2

چهارشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۶

من درخت نمی کارم


قطع 7000 اصله درخت در پارک جنگلی خرگوش دره



به نقل از خبرگزاری جکهوری اسلامی
ادامه در لینک زیر
http://www1.irna.ir/fa/news/view/menu-149/8612140481202413.htm

نماينده جامعه جنگل باني روزسه‌شنبه درنشست اعتراض‌آميز جمعي از تشكلهاي زيست محيطي نسبت به تخريب‌هاي اخير جنگلها، اعلام كرد: جامعه جنگل باني در اعتراض به تخريب‌هاي جنگلهاي اخير در تهران و برخي نقاط ديگر كشور در مراسم روز درختكاري شركت نمي‌كند.
مهندس "كاظم نصرتي " دراين نشست به خبرنگاران ، گفت : در سه سال اخير هر سال در آستانه هفته منابع طبيعي مشكل تخريب جنگلهاي دست كاشت و جنگلهاي اطراف تهران وجود داشته كه هر سال نيز تشديد و تلاش شده مسوول اين پديده‌هاي منفي ديگر مديران معرفي شوند.......



در اعتماد بخوانید:
http://www.etemaad.com/Released/86-12-15/213.htm

در هفته منابع طبيعي انجام گرفت


همزمان با هفته منابع طبيعي و روز درختکاري، جزئيات عمليات قطع درختان منطقه خرگوش دره که دوشنبه شب توسط شهرداري تهران و با مجوز اداره کل منابع طبيعي استان تهران صورت گرفت، همچنان در هاله يي از ابهام به سر مي برد.در همين حال خبرهاي رسيده از برخي شاهدان عيني از اين حکايت دارد که قطع درختان تا 7 هزار اصله بوده است اما شهرداري تهران رقم اين درختان را 2300 اصله اعلام کرد.درختان منطقه خرگوش دره با هدف اتصال بزرگراه همت به اتوبان آزادگان در حالي قطع شدند که هيچ يک از مديران اداره کل منابع طبيعي استان تهران حاضر به پاسخگويي در اين باره نشدند........



دیده بان محیط زیست
http://jamshidi6.blogfa.com/

جناب قالیباف! سردار جنگل تراشی در نیمه شب ! دو سال قبل لویزان را زیر و رو کردی و سال قبل سرخه حصار و امسال هم خرگوش دره را ! شما چه از جان این شهر می خواهی ؟ شما چه از جان جنگل می خواهی ؟ این بار چه توجیهی می آوری ؟ که فلان قد درخت د رجای دیگری می کاری ؟!!

سرکار خانم ابتکار ! شما گفتی شورا قطع درخت را به هیچ وجه تایید نمی کند و ممنوع اعلام کرده ! شما دو ماه قبل در گفتگو با من گفتی ! حال چه می گویید ؟؟؟ این ۵۰ کامیون لاشه درخت می برند یا تیر آهن ؟ این چگونه شورای شهری است که جرات و شهامت برخورد با این همه جنایت های زیست محیطی شهردار را ندارد ! مگر نه اینکه امشب شورای شهر اهواز با شجاعت هر چه بیشتر اعضای کمیسیون قطع درخت رادر اهواز از کار برکنار کرد ؟ مگر نه اینکه همین چند روز قبل رییس سازمان پارکهای اهواز را از کار برکنار کرد ؟۱۵ نفر در شورای شهر تهران نشسته اند که چه ؟ که همه پارک های جنگلی تهران را ویرانه کنند ؟...


جناب قالیباف ! لکه ننگ با رنگ پاگ نمی شود ! این همه نیرو در خرگوش دره ریخته ای که چه ؟ که تا صبح آثار جرم را پاک کنند ؟ آنها که باید ببینند دیدند . آنها که باید بدانند دانستند !

من نمی دانم این همه فریب کاری برای چه ؟ این همه ریا و دروغ و تظاهر برای چه ؟...


این را می نویسم برای باغبان پیر شهر تهران . برای جناب مختاری ، رییس سازمان پارکها و فضای سبز شهر تهران ! فردی که سالهاست علی رغم تغییر و تحولات پی درپی در شهرداری همچنان بر مسند ریاست این سازمان تکیه زده . البته این مهم نیست . مهم این است که او ادعا دارد باغبان این شهر است !!
من ندیدم باغبانی به این سنگ دلی ! من ندیدم باغبانی به این بی رحمی ! که به جای انکه جان بدهد چه جانها که تا به امروز نگرفته است ...

آقای باغبان پیر شهر تهران ! آنچه دیشب به برکت سکوت شما و شاید هم مجوز کمیسیون ماده ۷ تان ریشه کن شد ۷۰۰۰ درخت کاج ۴۰ ساله بود . ۵۰ کامیون و لودر برای ۱۰ اصله درخت اونجا جمع نشده بودند ! برای این همه درخت آمده بودند ........


من درخت نمی کارم ! من در اعتراض به جنایتی که هر ساله در آستانه هفته منابع طبیعی با بی شرمی هر چه تمام تر اتفاق می افتد درخت نمی کارم ! من در عرصه ای که متعلق به شهرداری یا سازمان جنگل باشد دیگر درخت نمی کارم ! من به نشان قطع این همه درخت نهالی در حیاط منزل مان می کارم .

امشب ۷۰۰۰ درخت از میان درختان کاج پارک جنگلی خرگوش دره فریاد برآوردند و همه ما را صدا زدند . همه ما را به دادخواهی فراخواندند اما همه شنیدند و هیچ کس کاری نکرد !


منابع : ایرنا , اعتماد ، دیده بان محیط زیست ایران (مژگان جمشیدی)

یکشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۶

محیط زیست ، بز ، سیگار و باکونین


محیط زیست ، بز ، سیگار و باکونین

از بخش کامنتینگ وبلاگ کلاغ ها


رضا نظام دوست
اين كه (چنانكه از شواهد امر بر مي آيد!) روز به روز گرايشات راديكال و بنياد گرايانه شما دارد تعديل مي شود و به اسطوره های فرهنگ نظام سرمايه داری نيز الطفاتي داريد ... خيلي باعث خوشنودی خاطر است! ... توجه كنيد اين خانم چطور در راستای تبليغ محيط زيست لباس پريان دريایی را پوشيده تا توجه ملت طبيعت دوست سرمايه دار را به انقراض نسل اين موجودات زيبا در درياها معطوف نمايد!

سیزیف
اگر افتخاری به من بدهيد .. خيلي دوست دارم برويم با هم يك كافه ای چيزی .. سيگاری بكشيم .. قهوه ای بخوريم و كمی راجع به باكونين و اين خانمی كه من نمي شناسم و ديگرانی كه مي شناسيم كمي غيبت كنيم و حالی ببريم ...
اگر موافقيد بگويد

کوهنورد خفن
آقا نصیری آقا رضا یه حورایی با ما فامیل میشن
کاظم و اینا و ....بالاخره دیگه
گفتم اگه بشه منم باهاتون بیام کافه
شما سیگار و قهوه و باکونین نوش جان کنین
آقا کاظم ولی مرامش ایرونیه - فقط چایی و دیزی
باکونین , ماکونین دوس نداره - کلنگ فقط هفت گوهر
منم که فقط خوراکم کربوهیدراته
آقا به منم نقشه خونی یاد میدی؟
همون جا تو کافه - به قران دعات میکنم

کلاغ ها

به کوه نورد خفن و با صمیمانه ترین سلام ها !
کلاغ های ما ، تا الان هم و به اندازه کافی در معرض اتهام عدم سلامت عقلی در حد و اندازه های این جامعه ی بی نهایت معقول(!!) هستند و با این پیام های ساده و چند خطی شما دیگر جائی برای دفاع از خودمان باقی نمی ماند ... وقتی به مانیتور خیره شده ایم و نمی دانیم با صدای خنده های بلند و بی اختیار خود چه کنیم ... و البته حاضر هم نیستیم ذره ای از صداقت و طنز این پیام های ساده و چند خطی شما را با تمام جلوه های منحط و خودنمایانه ی دلقک های روشنفکر این سرزمین عوض کنیم . کافه که سهل است اگر بخواهید تا آخر جهنم هم با شما خواهیم آمد.

طنز کوه
به چند نفر! ماهی خوش تراش و خوشگل و لطیف واسه پرورش در آکواریوم شخصی خود نیازمندیم، اسکار هم میدهیم.

به تعدادی بزچرون و علوفه ریز مسلط به کوهنوردی بصورت شبانه روزی و قربت الی الله نیازمندیم.
واجدان شرایط با دفتر دیده بان کوهستان تماس بگیرند.

به چند کامنت گذار طرفدار فدراسیون و کوهنوشت بصورت شبانه روزی و آن لاین نیازمندیم متفاضیان به وبلاگ کوهنوشت مراجعه کنند.

به یک توزیع کننده و تکثیر کننده سی دی های قاچاق و کذایی و فلان فلان شده فوری نیازمندیم متقاضیان به تهران کوه مراحعه کنند.

آرامکوه
گارسن لطفا صورت حساب




شنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۶

نقشه خوانی و جهت یابی در کوهستان

جمعه 10 اسفند بر اساس قرار قبلی با فرامرز نصیری به کوه و قرارگاه شیرپلا رفتیم و کلاس آموزش نقشه خوانی، جهت یابی در کوهستان و کار با جی پی اس با حضور تعدادی از دوستان علاقه مند برقرار شد. بخش نظری در نمازخانه قرارگاه شیرپلا و بخش عملی آن در ابتدای یال توچال برگزار شد.





پ - ن 1
فرامرز از 9:30 تا 15:30 تقریبا بدون وقفه گفت و کار کرد

پ - ن 2
شیرینی درس باعث شد که تنها پس از پایان برنامه یعنی حدود 4 عصر دوستان یادشان افتان که ناهار نخورده اند


جای شما خالی بود!

شصت و پنجمین نشست ماهانه انجمن کوهنوردان ایران

شصت و پنجمین نشست ماهانه انجمن کوه نوردان ایران

اخبار كوه‌نوردی 15 دقيقه
گزارش دوره‌ی آموزش امداد و نجات در ارمنستان سورن سپانيان 15 دقيقه
گزارش ديواره‌نوردی ويخ‌نوردی در فرانسه با سازمان GHM كيوان بصيريان 60 دقيقه
پذيرايی و استراحت 15 دقيقه
گزارش هيات مديره 15 دقيقه

گزارش صعود به قله ی نوشاخ – افغانستان مهدی عميدی - عظيم قيچی ساز 60 دقيقه

زمان: سه شنبه 21 اسفند‌ماه 1386 از ساعت:17 تا 20
مکان: خیابان ویلا، نبش چهارراه ورشو، ساختمان تشکل های غیر دولتی، سالن آمفی تئاتر2