پنجشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۶

گشايش مسير اراکی ها : پيشرفت يا انحطاط ؟

گشايش مسير اراکی ها : پيشرفت يا انحطاط ؟
جای خوشحالی بسيار است که انتشار يک پست که البته با هوشياری تنظيم شده است چنين بازتابی در جامعه کوهنوردی ايران داشت ولی به نظرم هنوز جای چند پرسش ديگر باقی است گویی این پست را پایانی هنوز نیست
چرا فدراسيون کوهنوردی و انجمن مينياتوری کوهنوردان ايران در اين مورد هيچ نظری نداده اند؟
آیا این حادثه اهمیتی هم پای خشکاندن دریاچه بختگان و یا پاک تراشی جنگل های سرخه حصار و لویزان ندارد و أیا جای آن
نیست که نظر فعالان محيط زيست هم به آن جلب شود؟
چرا سنگ نوردان اراکی خاموشند؟
کوهنوردان گويی خود را تافته های جدا بافته از جامعه می پندارند و حتی در برابر اعمال خود نيز پاسخ گو نيستند - تنها نگاهی به
حجم زباله های تلنبار شده در اميری و توچال همين واقعيت را آشکار می کنند - چرا؟ شايد چون من و تو نه بر فراز توچال و نه در علم کوه از طبيعت پاسداری می کنیم و نه حتی در شهر پاسدار خود هستیم
من و تو یه خاموش
و سرانجام
هزینه چنین حوادثی را که میپردازد؟
تعدادی از کوه نوردان اراک طی یک برنامه ۱۲ روزه موفق به گشایش مسیر در دیواره علم کوه به نام اراکی ها شدند . این گشایش در مدت ۶ روز کار مداوم و بی وقفه روی دیواره انجام شد و ۹ طول مسیر طبیعی و مصنوعی با کارگاه های حلقه و زنجیر ایمن و رولهای ۱۰ هیلتی گالوانیزه و میخهای استاندارد انجام شده است...
وبلاگ پيک لجور ۲۸/مرداد/۸۶

در ورزش کوه نوردي٬ از گشايش مسير در ديواره های بلند به عنوان فعاليتی بسيار ارزشمند و شاخص نام برده می شود و ما تاکنون فکر می کرديم گشايش مسير به معنای صعود ديواره ای بلند از مسيری تازه (حرکتی دشوار و طاقت فرسا از پايين به بالا ) و برای اولين بار می باشد . اما با خواندن متن گزارش کوه نوردان اراکی و جزئيات کاری که به عنوان گشايش مسير انجام داده اند ٬ متوجه شديم که می توان و شايد برای اولين بار در تاريخ کوه نوردی ايران و جهان ٬ گشايش مسير را از بالا به پايين انجام داد
در اين روز آقايان جلالي و بهرامي 25 متر صعود كرده و بين مسير لهستاني ها 52 و مسير آرش 1و2 كارگاه اول را مي
زنند. پس از 6 يا 7 متر صعود، جلالي به سنگ بزرگ و لايه لايه اي برخورد مي كند كه ادامه كار به علت پوكي سنگ خطرناك است. پس با جا گذاشتن 2 ميـخ و يـك رول از ايـن قسـمـت فـرود مـي آيـند.
بازگشت به كمپ 12:30 ظهر....
پنج شنبه ۱۸/۵/۸۶... پس از جلسه فني تصميم گرفته شد از بالا فرود بياييم وكارگاه‌ها را نصب كنيم تا نفرات با ايمني كامل ادامه مسير را گشايش نمايند. براي تيم امكان نداشت كار را از پايين ادامه دهد زيرا چنين اقدامي نياز به تكنيك،تاكتيك، زمان و انرژي زيادي داشت... از متن گزارش برنامه : وبلاگ پيک لجور
بله ٬ ديواره نوردان عزيز اراکی بعد از فقط ۲۵ متر صعود ٬ تازه متوجه می شوند که گشايش مسير روی ديواره ای بلند ٬ نياز به
تکنيک ٬ تاکتيک ٬ زمان و انرژی زيادی دارد !! و بعد در جلسه ی فنی خود تصميم به فعاليتی می گيرند که نياز چندانی به تکنيک ٬ تاکتيک ٬ زمان و انرژی زياد نداشته باشد: از بالا فرود می آييم
و جلالي كارگاه اول را در تراورس اورال با هماهنگي سرپرست برنامه نصب مي كند و به همراه يوسفي يك طول فرود مي
آيند...پس از قطع شدن تگرگ جلالي 2 طول ديگر همراه يوسفي فرود مي آيند و كارگاه ها را نصب مي‌كنند... ساعت 8 صبح مجدداًَ كار از روي قله آغاز شد و جلالي از ثابت‌گذاري روز قبل شروع به فرود نمود و در حدود 25 متر پايين تر و كمي مايل به چپ روي يك پيشاني اولين كارگاه مطمئن را ايجاد نمود و به جهت آسيب ديدگي انگشت دست پس از فرود آقايان نوري و بهرامي به بالا برگشت و بچه ها پس از چهار طول فرود مرحله‌اي، چهار كارگاه زنجير ايجاد كرده و طناب ها را ثابت كردند و ...
خب بهر حال اين هم نوعی گشايش مسير است ديگر ٬ چه ايرادی دارد ؟! مهم تبليغات بعد از برنامه و موج شهرت و افتخاری است که
قرار است ما را با خود ببرد !! حالا شما می خواهيد اين را پيشرفت سنگ نوردی در ايران بدانيد يا انحطاط آن ٬ چه اهميتی دارد ...

مسير اراکی در ديواره علم کوه : نظرات و ديدگاه ها
عباس ثابتيان
راستش وقتی این گزارش را در پیک لجور خواندم دچار گیجی و تردید شدم که آیا گشایش مسیر بر روی دیواره از بالا به پایین در جهان دیواره نوردی متداول است ؟ به منابعی گوناگونی مراجعه کردم و دیدم همه جا مسیر های نو را از پایین به بالا باز میکنند ولی با وجود این در درستی این روش کمتر ، و بیشتر به کمبود اطلاعات خودم شک کردم.انتشار این پست توسط کلاغها نشان داد که ظاهرا چنین شبهه ای بین سنگ نوردان قدیمی و قهار نیز وجود دارد چرا که در بین وبلاگ های زیادی که مرور میکنم هیچ اظهار نظری در این خصوص ندیدیم...اما سوال :آیا ما اجازه داریم هر جا که نامی از ما نیست بلافاصله دست به کار شده و مسیر تازه به نام خود باز کنیم ؟ از بالا به پایین به دلیل نبود تاکتيک و خسته میشویم و یا حتی از پایین به بالا؟ سنگ نوردانی را دیده ایم که مخالف زخمی کردن سینه کوهستان و نصب رول و ثابت بر روی آن هستند ، ابزارهای غیر مخرب بکار میگیرند و حتی از گچ نیز با اکراه استفاده میکنند ، آیا این روش نباید تا جای ممکن در بین سنگ نوردان رایج گردد؟ و سوال دیگر اینکه آیا بهتر نیست گاهی چنین هزینه ها و زمان و انرژی را برای تعویض رول ها و ثابت های قدیمی و فرسوده و ایمن سازی مسیرهای موجود به کار ببندیم تا حوادثی مانند آنچه در آغاز سال 86 بر روی دیواره شروین اتفاق افتاد تکرار نشوند ؟

کوه نورد مشهدی
... تيم هاي اروپائي وقتي روي علم كوه فعاليت مي كردن مسير رو كاملا با ابزار صعود كردن و وقتي مسير تموم شد حتي يه ميخ هم از خودشون به جا نمي ذاشتن حالا ما بعد از چند سال تو كف موندن مي يائيم و با دلر مسير رول مي كوبيم و اسمشو مي زاريم گشايش مسير و ادعا مي كنيم به خاطر نبودن مسير به نام ما بوده مگه لهستاني ها چندتا ميخ و رول از خودشون بجا گذاشتن كه مسير به نام اونها ثبت شده؟ صعود يه مسير براي اولين بار يعني ثبت شدن اون مسير به نام صعود كننده حالا وقتي قدرت صعود كامل با ابزار رو نداريم بايد با نردبان بالا بريم؟ واقعا دنيا در حال پيش رفت و ما در حال پس رفت هستيم.

عباس محمدی
جای تاسف است که پس از سال ها رکود در کار مسيرگشايی روی ديواره ی علم کوه ، چنين عمل ضد اخلاقی و ضد کوه نوردی را روی ديواره می بينيم . انتظار دارم که جامعه ی کوه نوردی واکنش مناسبی به اين عمل نشان دهد . کارگذاری بيش از ۲۰۰ عدد رول ، در يک مسير سيصد و چند متری ، چيزی فروتر از انحطاط است ... طناب انداختن از بالا برای بررسی يک مسير و سپس صعود آزاد آن از پايين ، روشی است که به ويژه در کارهای سنگ کوتاه و ورزشی ، متداول است . اما چنين کاری روی ديواره های بلند و به قصد ساده سازی و سوراخ کاری مسير ، مغايرت کامل با اخلاقيات کوه نوردی دارد . از نظر امنيت مسيرهای علم کوه ، يادآور می شوم که تاکنون هيچ کس روی این ديواره بر اثر نبود رل پانچ دچار حادثه نشده است و کسانی که از این دیواره سقوط کرده اند ، کلا به دليل اشتباهات شخصی بوده است . نهايت خودخواهی است اگر بخواهيم برای ارضای خودمان ، با درل به جان يک ديواره ی منحصر به فرد کشور بيفتيم


بدون نام
... چه خوبه ادما به هر کاری در هر زمينه ای منصفانه قضاوت کنن.آیا گفتین ما الان یه مسیر ایمن توی اون دیواره مخوف داریم؟ آیا شما که وظیفه اطلاع رسانی داری ۴ تا مطلب راجع به گشایش نوشتی.شما برای کوهنوردی اين مرز و بوم چی کار کردین که حالا به خودتون اجازه میدین بدون مطالعه کار یه عده رو زیر سوال ببرین؟ . در ضمن آقای محمدی چرا اينقدر جزم برخورد مي کنین.بابا ضد کوهنوردی و انحطاط چيه؟اخه مگه ميشه توی مسيری که همش فيسه و رکابه هر طولی رو ۵ تا رول زد.کاره اينا چيزی از ارزشه کارای شما کم نميکنه...

دوستان اراکی در مقدمه گزارش و در توجيه فعاليت خود نوشته اند : ... جای خالی مسيری به نام اراکی ها حس می شد !! بسيار خوب , حرفی نيست . اما شما فقط در نظر بگيريد دوستان کرمانی و اصفهانی و خوزستانی و مازندرانی و خراسانی و آذربايجانی و ... ماهم روزی به همين نتيجه ساده و طبيعی برسند که بله جای مسيری به نام آنها بسيار خالی ست !! و بعد در عملکردی راحت طلبانه ( فرود از بالا ) اقدام به مثلا گشايش مسير نمايند!! می توانيد تصور کنيد حاصل آن چه ابعاد فاجعه آميزی در ديواره علم کوه خواهد داشت ؟ چند سوال : چه اشکالی دارد چند مسير دست نخورده و صعود نشده باقی بماند ؟ آيا ما هيچ تعهد و وظيفه ای در قبال نسل های آينده و پيشرفت سنگ نوردی در آينده نداريم و از هم اکنون باید همه چیز را و به هر قیمت ممکن از آن و به نام خود کنیم ؟آیا این روش ها خودخواهانه نیست ؟ اشاره به امنیت مسیرها می کنید آیا بهتر نیست این کوشش ها و زحمات صرف استاندارد کردن و ایمن سازی مسیرهای موجود شود ؟ ... به نظر کلاغ ها این پیشرفت سنگ نوردی ایران نیست . انحطاط آن است !

یکشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۶

دوشاخ - پلنگ چال - ایستگاه هفت

روز جمعه 16 شهریور86
حرکت از پارکینگ د رکه ساعت 5 صبح
یک چایی نبات در قهوه خانه و ادامه مسیر به سمت دره کارا
کنار اتاقک آجری صبحانه را خوردیم و قسمت سنگی مسیر راهم طی کرده و به گردنه رسیدیم
سر گردنه یک توقف کوتاه و حرکت به سمت دوشاخ، عبور از قسمت سنگی آخر مسیر و ساعت 10 روی قله بودیم
و ارتفاع 3041 مترN35 51.019 E51 21.535
روی قله کلی نشستیم و گره تمرین کردیم و یک کمی هم دودل بودیم که به سمت پلنگ چال بریم یا نه و بعد گفتیم که برنامه را طبق قرار باید اجرا کنیم - اراده اراده استالینی
جای شما خالی راه افتادیم و وای که چه مسیری ، چه بکر ، چه زیبا و چه طولانی
خط الراس را با فراز ها و فرودهایش تا روی پلنگ چال رفتیم

یاد سالهای دور زمانی که اولین بار پلنگ چال را صعود کردم و تماشای امامزاده داوود از آن بالا در من زنده شد، درست 31 سال پیش
1355 بود و رفقای اون برنامه را هم به یاد میارم، یک روز 5 شنیه تابستونی که
تیم پایین تر از گردنه ماند و من و سعید تا قله رفتیم


و ارتفاع 3489 مترN35 52.960 E51 21.920
ساعت 3 روی شتر گردنه و نزدیک جاده هزارچم نشستیم و میوه ای خوردیم و بعد دوباره راه پیمایی پایان ناپذیر تا اسیتگاه 7 تله کابین - بدجوری خسته بودیم و ادرارمان شیطانی شده بود
ادرار شیطانی یا زرد رنگ بهترین نشانه کم آبی است - آن را مهم بدانید - اینو یکی که از سر 4 راه رد میشد میگفت
امیدمان آن بود که تله کابین باز باشد
5/5 به ایستگاه 7 رسیدیم و تله کابین خاموش و سرد بود
5 نفر دیگه از آهار به توچال رسیده بودند و حال یکی از آنها خیلی بد بود- با نگهبان ایستگاه کمی صحبت کردیم که تله را روشن کنند و تلفنی با یکی از مسـَولین که تقاضای 400000 تومان کرد
از مشاجره طولانی با این بنده مخلص خدا و خادم نظام چیزی نمیگم
فکر می کنید آخرش به کجا کشید؟
راه پیمایی به سمت پایین آغاز شد
ایستگاه 2 رستوران باز بود و نفری یک کوکای تگری توی قوطی و چه حالی داد
خونه؟ 10 شب بود که انگار دیگه رسیدم
رفقای این برنامه
عباس ثابتیان - مهدی کاسبیان - کاوه کاسبیان - فربدون عشقی - مسلم زمانی نژاد

همراه بانوان

در سایت فدراسیون کوهنوردی ایران در باره سرپرست جدید میخوانیم

محمود شعاعی متولد 1341 تهران متاهل و دارای مدارک کارشناسی( مهندسی عمران – نقشه برداری ) در سال 72- دارای مدرک مربیگری رسمی فدراسیون کوهنوردی کشور از سال 64 و دارای سی سال سابقه کوهنوردی مستمر- فعالیت و همکاری در فدراسیون کوهنوردی طی سالهای 60 تا 64- عضو هیئت رئیسه و دبیر فدراسیون کوهنوردی کشور از شهریور 77 تا تیر 82

صعود قله 6654 متری مراپیک کشور نپال در رشته کوههای هیمالیا در بهار 79 به عنوان نماینده همراه فدراسیون در کنار اولین تیم اعزامی بانوان به هیمالیا

صعود قله آرارات کشور ترکیه در مهر ماه 82 به عنوان نماینده همراه فدراسیون در کنار تیم اعزامی بانوان

صعود قله 8848 متری اورست در کشور نپال در کنار تیم اعزامی فدراسیون با عنوان اولین صعود بانوان مسلمان در بهار 84

عضو کمیته غارشناسی ایران با حکم رئیس سازمان تربیت بدنی از سال 78 تا 81
صعود اکثر قلل مرتفع کشور ( تابستانی و زمستانی ) ، عضو تیم صعود زمستانی هرم داغ سبلان در بهمن سال 60 که برای اولین بار با موفقیت انجام گرفت .
عضو تیم صعود زمستانی تیغه شمالی دماوند در سال 64
صعود زمستانی قله دماوند ، سبلان ، دنا، زرد کوه و ... انجام عملیات های منفرد امداد و نجات در کوهستان طی سالهای 64 تا 82
صعودهای فراوان قله دماوند از مسیر های مختلف و در فصول مختلف سال و صعود یکروزه به کرات
اخذ لوح تقدیر از رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی
مورد تفقد مقام معظم رهبری در آبان ماه 84 بهمراه اعضاء تیم اورست

سوابق مدیریتی
مدیر و کارشناس پروژه های ملی و نقشه برداری طی سالهای 1369 لغایت 1382
مدیرارشد سازمان جغرافیایی طی سالهای 1382 لغایت 1385
مدیر ارشد وزارت دفاع از فروردین ماه سال 1386

پنجشنبه، شهریور ۱۵، ۱۳۸۶

آخرین روشها


شوخی ؟ نه... جدیه ... دوباره بخون

این پست رو توی وبلاگ انجمن پلی تکنیک خونده بودم و میبینم دوباره خوندنش بد نیست

خودتون چند تا مثال براش دارید؟؟



در پی مباحثی که اخیرا در مورد نقش و وظایف سرپرست در یک تیم کوهنوردی مطرح شده است، و با توجه به حساسیت موضوع،یکی از اعضای انجمن کوهنوردی پلی تکنیک، اخیراً پس از سالها تحقیق، تفحص، و مکاشفه و پس از مطالعه تمام منابع کتبی و شفاهی، جدید ترین متد و آخرین روش های سرپرستی در کوهستان را کشف و استخراج نموده و در آخرین برنامه انجمن به مرحله عمل درآورده اند. با هم قسمت هایی از این متد را مرور می کنیم:


(نکته: با عنایت به این موضوع که خود ایشان علاقه ای به اشتهار و معروفیت نداشته و حتی به این دلیل ارائه گزارش برنامه را هم به شخص دیگری محول کرده بودند، ما از گفتن نام ایشان معذوریم)


1- انتخاب تیم پیشرو ، شیوه ای قدیمی و از رده خارج است. بهتر است هر کسی با سرعت خود و تا جایی که می تواند صعود کند و از هر جا که خواست به پایین بازگردد



2- لزومی ندارد که عقب دار تیم در عقب تیم باشد. این فقط یک شباهت لفظی بین "عقب" و "عقب" است. عقب دار میتواند در وسط یا جلو تیم حرکت کند.


3- تیم پیشرو و تیم عقب میتوانند یک عقب دار داشته باشند. اصولا برای تیمی که در یک منطقه فعالیت می کند وجود یک عقب دار کافیست. حتی اگر مثلا تیم ها از جبهه های مختلفی اقدام به صعود نمایند.


4- لزومی ندارد افراد حتی در شرایط نامساعد جوی از یک مسیر و نزدیک به هم صعود کنند. فاصله بین نفر اول و آخر می تواند تا یک ساعت نیز باشد و افراد تیم حق دارند به انتخاب خود از مسیری که مناسب به نظر می رسد صعود کنند.


5- گم شدن افراد در کوه و پایین آمدن از مسیر های متفاوت امری طبیعی و حتی اجتناب ناپذیر است. فرض کنید تنها به کوه آمده اید. لزومی ندارد در قالب تیم حرکت کنید.