جمعه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۶

پای خیس


پانزدهم خرداد 86 برای صعود به پیرزن کلوم و مهرچال به روستای امامه عزیمت کردیم و در ادامه مسیر و در نزدیکی دشت مهرچال جایی که برای صبحانه و استراحت قرار بود توقف کنیم ناگهان از روی یک سنگ سر خوردم و به درون رودخانه تا زانو فرو رفتم و خوب طبیعی است که هر دو پا کاملا خیس شدند.

در طول زمان خوردن صبحانه سعی کردم تا کفش هارا تا جای ممکن به کمک روزنامه خشک کنم و با پوشیدن جوراب اظافه که همراه داشتم به مسیر ادامه دادم ولی پاهای من از کفش های نه چندان خشک رطوبت دریافت میکردند و مسیر بازگشت برای من تبدیل به شکنجه شده بود و فکر میکردم که ریگ و سنگ ریزه در کفشم رفته ، چند باری کفش ها را درآورده و وارسی کردم و چیزی دستگیرم نشد.



آن شب با رسیدن به خانه و زیر دوش متوجه نفوذ آب به پوست کف پا و متورم شدن آن شدم ، اتفاقی که برای اولین بار برایم افتاده بود،،
اصطلاح پیر شدن دست را شنیده اید؟
این برمیگرده به اقامت طولانی در حمام که مال سال های نسبتا دور است

تصور اینکه اگر در فصل سرد بودیم و یا اگر کوه پیمایی بیشتر ادامه داشت با آن شرایط چه مشکلی برای خود و همراهانم بوجود می آوردم تنم را میلرزاند.

یکشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۸۶

کلوگان - ورجین


جمعه 11 اردیبهشت 86 در ادامه آموزش نقشه خوانی و جهت یابی مسیر کلوگان به قله ورجین را پیمودیم
معلم ما فرامرز نصیری بود و ما در این روز خیلی خوش گذرانده شدیم

در ابتدای مسیر قله فرعی به دو تیم تقسیم شدیم - ما به قله رفتیم 2955 متر
آه اگر 5 متر بالاتر بود من می توانستم چهاردهمین قله بالاتر از 3000 متر خود را صعود کنم

ویرجین
سگ مهربانی بود که ما را تا قله همراهی کرد
در انتهای مسیر او خود میدانست که بدرود با او چگونه دشوار است
پس او خود - ما را و چشمهای اشکبار ما را در سکوتی بس گویا ترک گفت
زان پیشتر که قلاده ای بر گردنش بیاویزیم
با حضور : فرين خدايی ـ عباس ثابتيان ـ احسان گروس پور ـ مهدی کاسبيان ـ فريدون عشقی ـ بشير خوش نويس ـ سيما يگانه ـ وحيد افشار منش ـ فريبرز يگانه ـ عباس مهرآميز